آن کلمهی دردناک را گفت
ساکت شدم
از اتاق بیرون رفتم
سهسال بعد...
برگشتم
مهمانها رفته بودند
کلمه
آنجا بود....
هدایت شده از رَنگهآیِرَفتهٔدُنیآ
عمر که بیعشق رفت هیچ حسابش مگیر
آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر..
•مولانا•
روزی که فکر کردی یکی رو از ته دل دوست داری ولش نکن!
ممکنه دوباره تکرار نشه...
آدم وقتی تو سن و سال توئه فکر میکنه همیشه براش پیش مییاد
باید ده پونزده سال بگذره که بفهمی همون یه بار بوده...
که حالِت با چیز دیگهای خوب نمیشه
عشــــق یعنی حالِت خــــوب باشه!
پلچوبی| مهدیکرمپور
#دیالوگ