امروز سرِ کلاس ِنقالی، وقتی داشتم نقل ِکیخسرو، یکپارچه شدن ایرانیها برای کینخواهی سیاوش رو نقل میکردم، واقعا داشت گریهام میگرفت.
یکی از دوستهام میگفت؛ توی چشمهات یه احساسی هست، که حتی وقتی داری بخشهای شاد ِداستان رو هم نقل میکنی، آدم دلش میخواد از شوق گریه کنه، دیگه بخشهای غمگین که جای ِخود..
اما نقال باید در هرحال صلابت داشته باشه،
باید بهجای احساسات، ابهت خودم رو حفظ کنم🤝
مشکات !
امروز سرِ کلاس ِنقالی، وقتی داشتم نقل ِکیخسرو، یکپارچه شدن ایرانیها برای کینخواهی سیاوش رو نقل می
؛
همه شهرِ ایران جگر خستهاند
به کین ِسیاوش کمر بستهاند..