MetaCog I متاکاگ
💠 اردن در مسیر اقتصاد دیجیتال؛ «حاکمیت داده» و «حاکمیت دیجیتال» به دستورکار ملی رسید
🔹 دوازدهمین کنفرانس اقتصادی اردن با تمرکز بر حکمرانی هوش مصنوعی
دوازدهمین کنفرانس اقتصادی انجمن اردنی پژوهش علمی، کارآفرینی و خلاقیت (JSSREC) روز شنبه ۲۲ اوت ۲۰۲۶ با همکاری دانشگاه پترا برگزار شد؛ نشستی که محور آن «اقتصاد دیجیتال و حکمرانی در عصر هوش مصنوعی» اعلام شده است.
این کنفرانس قرار است فراتر از بررسی ظرفیتهای اقتصادی هوش مصنوعی، موضوعاتی همچون حکمرانی داده، حاکمیت دیجیتال، زیرساختهای دیجیتال، رایانش ابری، امنیت سایبری و کاربرد هوش مصنوعی مولد را بررسی کرده و توصیههایی عملی برای سیاستگذاران اردنی ارائه کند.
▫️ حاکمیت داده و حاکمیت دیجیتال در مرکز بحث
رضا الخوالده، رئیس انجمن و رئیس کنفرانس، تأکید کرده است که گذار به اقتصاد دیجیتال دیگر یک انتخاب نیست، بلکه به یک «ضرورت ملی» تبدیل شده است.
به گفته او، هوش مصنوعی اکنون یکی از محرکهای اصلی رشد اقتصادی و رقابتپذیری اقتصادهای مدرن محسوب میشود و تصمیمات این کنفرانس میتواند در تدوین سیاستهای اقتصادی و قوانین آینده اردن مورد استفاده قرار گیرد.
▫️ سهضلعی دولت، بخش خصوصی و دانشگاه
یکی از محورهای مورد تأکید برگزارکنندگان، افزایش هماهنگی میان دولت، بخش خصوصی و دانشگاهها برای طراحی قوانین منعطفی است که بتوانند با سرعت تحول فناوری هماهنگ شوند.
همچنین بر سرمایهگذاری روی استعدادهای جوان اردنی و توسعه مهارتهای آینده تأکید شده تا اردن بتواند جایگاه خود را بهعنوان یک مرکز منطقهای خدمات دیجیتال و نوآوری تقویت کند.
▫️ زیرساخت تا هوش مصنوعی مولد
بر اساس برنامه اعلامشده، نشستهای تخصصی کنفرانس موضوعات فنی متعددی را پوشش خواهند داد:
▪️ زیرساختهای دیجیتال
▪️ رایانش ابری
▪️ حکمرانی داده
▪️ امنیت سایبری
▪️ هوش مصنوعی مولد
▪️ تحلیل کلانداده
▪️ افزایش بهرهوری بخشهای تولیدی و خدماتی
▪️ تعاملپذیری میان پلتفرمهای دیجیتال دولتی
▪️ استانداردهای بینالمللی طبقهبندی و بومیسازی داده
🏷 پیوست خبری
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 عملیات نفوذ پنهان روسیه؛ وقتی هوش مصنوعی به ساخت «مرجعیت جعلی» کمک میکند
🔹 گزارش OpenAI از شناسایی و مختلسازی یک کارزار نفوذ روسیه
OpenAI اعلام کرده است مجموعهای از حسابهای ChatGPT با منشأ بسیار محتمل روسیه را شناسایی و مسدود کرده که در یک عملیات نفوذ پنهان برای تبلیغ نهادی با عنوان International Burke Institute (IBI) مورد استفاده قرار میگرفتند؛ نهادی که خود را یک «جامعه تخصصی» مستقر در اسرائیل معرفی میکرد.
این عملیات صرفاً تولید چند پست سیاسی با هوش مصنوعی نبود؛ بلکه شبکهای از محتوای جعلی، هویتهای مبهم، مقالات دانشگاهی کپیشده، حسابهای شبکههای اجتماعی و یک شاخص موسوم به «شاخص حاکمیت» را در کنار یکدیگر قرار داده بود تا ظاهری معتبر و کارشناسی برای یک روایت سیاسی ایجاد کند.
▫️ ChatGPT چگونه در این عملیات به کار گرفته شد؟
اپراتورهای این شبکه به زبان روسی با ChatGPT تعامل میکردند و از آن برای تولید نظرات و پستهای شبکههای اجتماعی استفاده میکردند؛ اما خروجیها عمدتاً به زبان انگلیسی بودند. آنها حتی از مدل میخواستند نشانههای زبانی مرتبط با زبان روسی را از متن حذف کند تا منشأ واقعی عملیات پنهان بماند.
این محتوا در X، LinkedIn، Facebook، Substack و Telegram منتشر میشد. بخشی از حسابها مستقیماً با نام و لوگوی IBI فعالیت داشتند و بخشی دیگر ظاهراً متعلق به کاربران عادی بودند که فعالیت اصلیشان انتشار مطالب IBI بود.
از آنجا که دسترسی مستقیم از روسیه به مدلهای OpenAI مجاز نیست، اپراتورها برای دسترسی از VPN استفاده میکردند.
▫️ از تولید محتوا تا ساخت یک اکوسیستم رسانهای
کاربران روسی علاوه بر تبلیغ IBI، از ChatGPT برای تولید پاسخ به پستهای کاربران واقعی در Substack نیز استفاده میکردند؛ پاسخهایی که معمولاً با دعوت به دنبالکردن کانال IBI همراه بودند.
یکی از اپراتورها همچنین محتوای آلمانیزبان برای کانال تلگرامی Lahme Ente تولید میکرد؛ کانالی که بهطور مستمر از اوکراین، اتحادیه اروپا و دولت آلمان انتقاد و از بهبود روابط با روسیه حمایت میکرد.
اپراتور دیگری برای حدود ۱۲ کانال تلگرامی با تمرکز بر آلمان، آمریکا، فرانسه، لهستان و ترکیه لوگو تولید کرده و بارها از ChatGPT خواسته بود فعالیت این کانالها را به زبان روسی خلاصه کند.
یکی از این کانالها با عنوان American Observer خود را یک رسانه آمریکایی معرفی میکرد، اما متن معرفی آن دارای نشانههایی از انگلیسی غیرطبیعی و غیر بومی بود.
▫️ هسته اصلی عملیات؛ یک «مؤسسه» با اعتبار مصنوعی
IBI وبسایتی داشت که از فوریه ۲۰۲۵ ثبت شده بود و خود را نهادی مستقر در اسرائیل معرفی میکرد. این وبسایت مدعی ارتباط با طیفی از کارشناسان برجسته بود و حتی نامهایی مانند فرانسیس فوکویاما و نوآم چامسکی را در میان کارشناسان خود قرار داده بود.
اما بررسی نمونهای از ۳۶ مقاله منتشرشده یا مرتبط با کارشناسان معرفیشده در وبسایت، نشان داد که ۳۴ مقاله از منابع دیگر اینترنتی کپی شده بودند.
برخی مطالب چند سال قدمت داشتند و برخی نیز به نویسندگان اشتباه نسبت داده شده بودند. برای نمونه، مقالهای درباره کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان که ظاهراً از مقالهای منتشرشده توسط Cambridge University Press برداشته شده بود، به اشتباه به استادی از دانشگاه ناتینگهام نسبت داده شده بود.
در نمونهای دیگر، مقالهای درباره حکمرانی مهاجرت که ظاهراً از Migration Policy Institute کپی شده بود، به یک استاد استرالیایی حوزه علوم غذایی نسبت داده شده بود؛ حتی تصویری متعلق به همان فرد در صفحه نویسنده IBI استفاده شده بود.
▫️ «شاخص حاکمیت»؛ تبدیل یک وبسایت به ابزار سنجش سیاسی
یکی از مهمترین اجزای عملیات، ایجاد Sovereignty Index یا «شاخص حاکمیت» بود؛ شاخصی که برای مقایسه کشورها از منظر میزان حاکمیت و استقلال آنها استفاده میشد، اما در گزارشهای IBI عملاً به ابزاری برای ارائه تصویری مثبت از روسیه و نقد کشورهای غربی تبدیل شده بود.
گزارشهای مربوط به فرانسه، آمریکا، آلمان و اتحادیه اروپا عمدتاً لحنی انتقادی و گاه جدلی داشتند.
در مورد آلمان، برای نمونه، بر ضرورت «حاکمیت نظامی واقعی» و کاهش وابستگی به پایگاههای آمریکایی تأکید شده بود؛ در مورد آمریکا نیز سیاستهای ترامپ از منظر کاهش «خودمختاری» ارزیابی شده بود.
▫️ اما یک نکته مهم: دامنه واقعی عملیات محدود بود
بر اساس ارزیابی OpenAI، اثرگذاری فوری عملیات چندان گسترده نبوده است. بیشتر پستها بازدیدهای محدودی داشتند و حسابهای رسمی IBI نیز دنبالکنندگان زیادی جذب نکرده بودند.
با این حال، کانالهای تلگرامی مرتبط با عملیات عملکرد بهتری داشتند و برخی از آنها حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار دنبالکننده جذب کرده بودند.
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
📚 کتاب جنگ در عصر موبایلهای هوشمند: منازعه، اتصالپذیری و بحرانها در نوک انگشتان ما
#معرفی_کتاب
#هفته_شصتم
📄 چند خطی از کتاب:
این کتاب، پژوهشی تأملبرانگیز دربارهی دگرگونی ماهیت جنگ در عصر داده و هوش مصنوعی است. فورد با نگاهی نو، تلفن هوشمند را به مثابهی هستهی مرکزی تحولات نظامی مدرن معرفی میکند و نشان میدهد که چگونه مرز بین غیرنظامی و سرباز در میدانهای نبرد امروزی مانند اوکراین و غزه محو شده است. این کتاب با زبانی شیوا، پیچیدگیهای فنی را به مفاهیمی قابللمس برای همگان تبدیل میکند و پرسشی اساسی مطرح میسازد که دستگاههای شخصی ما در جنگهای آینده در کدام سو خواهند ایستاد. ستایشهای نخبگان نظامی و دانشگاهی از سراسر جهان، نشان از اعتبار و ژرفای بینظیر این اثر دارد. این کتاب برای هر کسی که خواهان درک واقعیتهای تلخ و پیچیدهی قرن بیستویکم است، یک ضرورت محسوب میشود.
🔗 برای دانلود/ خریداری کتاب
🔗 برای مطالعه و اطلاعات بیشتر
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
📚 کتاب جنگ در عصر موبایلهای هوشمند: منازعه، اتصالپذیری و بحرانها در نوک انگشتان ما #معرفی_کتاب #
✍ روایت متاکاگ از کتاب جنگ در عصر موبایلهای هوشمند
🔹 این، تابستان گذشته همزمان از سوی دو ناشر منتشر شد: هرست در لندن (ژوئن ۲۰۲۵) و انتشارات دانشگاه آکسفورد در نیویورک (سپتامبر همان سال)؛ انتشاری همزمان که خود نشانهای است از جدیتی که محافل دانشگاهی و نظامی هر دو سوی اقیانوس اطلس برای آن قائل شدند.
فورد در این حوزه تازهکار نیست. کتاب پیشینش، Radical War، را با اندرو هاسکینز نوشت؛ پژوهشگری که در دانشگاه ادینبورگ صاحب کرسیای است با عنوان صریح «هوش مصنوعی، حافظه و جنگ». پیش از آن نیز در Weapon of Choice به فرهنگ نوآوری نظامی و سیاست سلاحهای سبک پرداخته بود. جنگ در عصر گوشی هوشمند را باید سومین حلقه از یک پروژهی فکری پیوسته دید: پیگیری اینکه داده و فناوری رسانهای چگونه ماهیت جنگ را از نو میسازند.
استدلال مرکزی کتاب در نگاه نخست ساده مینماید، اما پیامدهایش چنین نیست: گوشی هوشمند دیگر ابزار جانبی ارتباط در حاشیهی جنگ نیست، بلکه بخشی از زیرساخت خود جنگ شده است. مرزهایی که نظریههای کلاسیک جنگ بر آنها بنا شده بودند: میان رزمنده و غیرنظامی، میان روایتگری از جنگ و مشارکت در آن، میان جبهه و خانه، در روایت فورد بهطرز آزاردهندهای کمرنگ میشوند. اگر جنگ تمامعیار قرن بیستم شهروند را به کارگر و تولیدکنندهی ماشین جنگ بدل کرد، آنچه فورد توصیف میکند مرحلهای دیگر است: شهروندی که بیآنکه لزوماً بخواهد یا حتی بداند، به حسگر، ناظر، و گاه هدفیاب جنگ بدل میشود.
🔹کتاب در سه بخش و شش فصل سامان یافته و همین ساختار، منطق درونیِ استدلال فورد را آشکار میکند. بخش نخست «بحرانهای نوک انگشتان ما» با دو فصل «تحریف جنگ» و «رمزگشایی جنگ» میگشاید و پرسشی را پیش میکشد: وقتی هرکس با یک گوشی میتواند همزمان ناظر، راوی، و گاه جعلکنندهی واقعیت جنگ باشد، «دیدن» جنگ دیگر لزوماً مترادف «فهمیدن» آن نیست. صفحهنمایش کوچک گوشی همزمان پنجرهایست رو به میدان و پردهایست که بخش بزرگی از آن را از دید ما پنهان میکند و شاید همین دوگانگی، نخستین بحران معرفتی عصر ما باشد.
بخش دوم «شکلدادن به جنگ» به گمان نگارنده قلب تحلیلی کتاب است. فصل «استک» (Stack) از استعارهای بهره میگیرد که این روزها در مطالعات زیرساخت دیجیتال آشناست: نظام جنگ را باید همچون لایههای رویهمچیده دید که دادهی خام را در یک سر، و قضاوت انسانی تصمیمگیرنده را در سر دیگر، بههم پیوند میدهند. چنانکه نقدی تحلیلی در نشریهی نظامی Wavell Room یادآور شده، فورد در همین فصل نشان میدهد که کنترل بر هرکدام از این لایهها از زیرساخت فیزیکی گرفته تا جریان داده، خود شکلی از قدرت نظامی است؛ نمونهای که در این میان میکاود، سیطرهی محکم ارتش اسرائیل بر داده و زیرساخت است، در کنار موردهایی از جنگ اوکراین. فصل «زنجیرههای کشتار» (Kill Chains) این تحلیل را یک گام جلوتر میبرد: گوشی هوشمند که روزگاری صرفاً وسیلهی گفتوگو بود، اکنون به حلقهای جداییناپذیر از همان زنجیرهای بدل شده که داده را به هدف، و هدف را به ضربه پیوند میدهد.
بخش سوم «چهرهی (نوین) نبرد» شاید بیقرارکنندهترین بخش کتاب باشد. فصل «جنگ مشارکتی» نشان میدهد اپلیکیشنها و شبکههای اجتماعی چگونه امکان دادهاند که هرکس، بیآنکه رسماً به نیرویی مسلح بپیوندد، در شناسایی و حتی هدفگیری دشمن سهیم شود؛ و فصل «جنگ شتابگرفته» از سرعتی سخن میگوید که دیگر با ظرفیت شناختی انسان و ظرفیت نهادی سازمانهای نظامی همخوان نیست، سرعتی که تصمیمگیری را از تأمل تهی میکند.
MetaCog I متاکاگ
✍ روایت متاکاگ از کتاب جنگ در عصر موبایلهای هوشمند 🔹 این، تابستان گذشته همزمان از سوی دو ناشر منت
🔹نکتهای که این اثر بهخوبی نشان میدهد و کمتر در آثار مشابه بهآن پرداخته شده، ابتذال همین فرآیند است. جنگ در گوشی ما که در میان عکس تعطیلات، پیام دوستان، و تبلیغ یک محصول ظاهر میشود. همین جاافتادگی و عادیشدن است که قدرت شناختیاش را دوچندان میکند: وقتی تصویر جنگ در کنار محتوای روزمره مینشیند، هم آستانهی حساسیت ما پایین میآید و هم مرز میان تماشاگری و مشارکت کمرنگ میشود.
در کمتر از یک سال از انتشار، این کتاب واکنشهای ارزیابانهی گستردهای برانگیخته: از تقریظ چهرههایی در کالج جنگ دریایی آمریکا و کالج جنگ استرالیا تا بنیادِ کارنگی برای صلح بینالملل و مؤسسهی پژوهشهای دفاعی سوئد، و این اواخر نقد و بررسیِ رسمی کالج جنگ ارتش آمریکا، طیفی که نشان میدهد این کتاب صرفاً در محافل دانشگاهی خوانده نمیشود، بلکه در نهادهای آموزش حرفهای نظامی،و عملیات رسانهای نیز جدی گرفته شده است. جالب آنکه فورد این پژوهش را در کلاسِ درس هم پی میگیرد؛ او از بهار ۲۰۲۶ دورهای با عنوان «اتصال و نبرد: جنگ، رسانه، و بومشناسی اطلاعاتی معاصر» را در دانشگاه دفاعی سوئد تدریس میکند.
آنچه او پیشنهاد میکند، فهم اینکه دستگاهی در جیب ما، در همان لحظه که با آن با خانوادهمان سخن میگوییم، میتواند در جایی دیگر از جهان، بخشی از یک تصمیم نظامی باشد. شاید پرسش راستین کتاب همین باشد، اینکه ما، با همین دستگاه در دست، همین امروز، تا چه اندازه خود بخشی از میدان نبرد هستیم، بیآنکه متوجه باشیم.
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 امارات؛ از بازار هوش مصنوعی تا اقتصاد مبتنی بر زیرساخت محاسباتی
🔹بر اساس تازهترین گزارش [Precedence Research – UAE Artificial Intelligence Market]، بازار هوش مصنوعی امارات در سال ۲۰۲۵ حدود ۵.۵ میلیارد دلار برآورد شده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۵ به ۲۱۳.۰۶ میلیارد دلار برسد؛ یعنی نرخ رشد مرکب سالانه ۴۴.۱۵ درصد و رشدی حدود ۳۸.۷ برابری در یک دهه.
▫️ ۷۰.۱ درصد جمعیت در سن کار امارات، طبق این گزارش، از هوش مصنوعی استفاده میکنند؛ رقمی که نسبت به ۶۴ درصد و ۵۹.۴ درصد در مقاطع پیشین سال ۲۰۲۵ افزایش یافته و بیش از دو برابر نرخ اعلامشده برای آمریکا، یعنی ۲۸.۳ درصد، است.
▫️ سهم مورد انتظار هوش مصنوعی از اقتصاد امارات تا ۲۰۳۰–۲۰۳۱ حدود ۹۶ میلیارد دلار و معادل تقریباً ۱۳.۶ تا ۱۴ درصد GDP برآورد شده است.
▫️ بازوی سرمایهگذاری ابوظبی، MGX، یک صندوق ۴۹ میلیارد دلاری متمرکز بر هوش مصنوعی ایجاد کرده و همزمان در همکاریهای زیرساختی جهانی هوش مصنوعی نیز مشارکت دارد.
▫️ پروژه Stargate UAE با ظرفیت برنامهریزیشده ۵ گیگاوات، یکی از مهمترین اجزای زیرساخت محاسباتی امارات است. نخستین فاز ۲۰۰ مگاواتی آن برای سال ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است. این پروژه با مشارکت G42، OpenAI، Oracle، NVIDIA، Cisco و SoftBank شکل گرفته است.
▫️ امارات در سال ۲۰۲۵ شاهد جذب ۵۱۹ میلیون دلار سرمایه برای استارتاپهای هوش مصنوعی بوده و ابوظبی در همین سال تعداد شرکتهای فعال در حوزه AI را با رشد ۶۷ درصدی به حدود ۷۰۰ شرکت رسانده است.
▫️ تقاضا برای نیروی انسانی متخصص AI نیز طی چهار سال بیش از سه برابر شده و سهم آگهیهای شغلی مرتبط با هوش مصنوعی از حدود ۱ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۳.۲ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده است.
▫️ هوش مصنوعی مولد نیز سریعترین بخش در حال رشد بازار معرفی شده و نرخ رشد سالانه مرکب آن ۵۰.۱ درصد برآورد شده است.
🏷 پیوست خبری
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 هشدار امنیتی آمریکا: هوش مصنوعی، حمله به PLCهای صنعتی زیمنس را سادهتر کرده است
🔹 آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت آمریکا (CISA)، افبیآی، آژانس امنیت ملی (NSA)، وزارت انرژی و آژانس حفاظت محیطزیست آمریکا در یک هشدار مشترک از فعالیت تهدیدآمیز علیه کنترلکنندههای منطقی قابلبرنامهریزی Siemens S7 PLC خبر دادهاند؛ سامانههایی که در بخشهایی مانند تولید صنعتی، انرژی، آب و فاضلاب، صنایع شیمیایی، کشاورزی و صنایع غذایی و تأسیسات تجاری مورد استفاده قرار میگیرند.
▫️ بر اساس این هشدار، مهاجمان با استفاده از اسکریپتهای بهرهبرداری تولیدشده به کمک هوش مصنوعی و اطلاعات عمومی مربوط به آسیبپذیریها، سامانههای PLC در معرض اینترنت را شناسایی و هدف قرار میدهند.
▫️ مهاجمان همچنین از سرویسهای اسکن اینترنتی برای یافتن PLCهای قابلدسترسی استفاده کرده و در برخی موارد با بهرهگیری از گذرواژههای پیشفرض یا ضعیف، به سامانهها دسترسی اولیه پیدا میکنند.
▫️ یکی از جنبههای مهم این فعالیت، ترکیب کتابخانههای متنباز اتوماسیون صنعتی با توسعه به کمک هوش مصنوعی است. مهاجمان میتوانند ابزارهایی سفارشی ایجاد کنند که ظاهری مشابه نرمافزارهای قانونی پایش صنعتی دارند، اما امکان خواندن و نوشتن در حافظه، پیکربندی و برنامههای کنترلی PLC را فراهم میکنند.
▫️ نهادهای آمریکایی این الگو را صرفاً یک نفوذ معمولی نمیدانند و آن را نوعی شناسایی و توسعه قابلیت حمله علیه زیرساختهای حیاتی ارزیابی کردهاند؛ به این معنا که مهاجمان با آزمایش تکنیکها روی سامانههای مشخص و ترسیم محیط هدف، خود را برای عملیات مخرب آینده آماده میکنند.
▫️ پیامد بالقوه چنین دسترسیای فراتر از سرقت اطلاعات است: تغییر پارامترهای فرایند، دستکاری اینترلاکهای ایمنی یا سامانههای توقف اضطراری میتواند به اختلال تولید، کاهش کیفیت، آسیب تجهیزات، توقف طولانیمدت عملیات و حتی رخدادهای ایمنی برای کارکنان منجر شود.
▫️ این هشدار همچنین بر امکان سرقت دادههای حساس عملیاتی مانند دستورالعملهای تولید، راهبردهای کنترلی و پیکربندی تأسیسات و نیز ایجاد آثار زنجیرهای بر زنجیره تأمین و سامانههای وابسته تأکید دارد.
🔺در محیطهای صنعتی، حمله موفق معمولاً به دانش تخصصی درباره پروتکلهای صنعتی، معماری ICS، مدلهای PLC و منطق کنترل نیاز دارد. اما ترکیب اطلاعات عمومی، کتابخانههای متنباز و مدلهای هوش مصنوعی میتواند بخشی از این دانش را به ابزارهای قابلاستفادهتر تبدیل کند. در نتیجه، فاصله میان «شناخت آسیبپذیری» و «ساخت ابزار عملیاتی برای بهرهبرداری» کاهش مییابد.
این تحول یک پیامد مهم دارد: AI در اینجا صرفاً شتابدهنده کدنویسی نیست؛ به لایهای برای تبدیل دانش پراکنده عمومی به قابلیت عملیاتی حمله تبدیل میشود.
از سوی دیگر، تفاوت بنیادین حمله به یک سامانه IT با حمله به PLC در این است که خروجی نهایی میتواند از فضای دیجیتال به فرایند فیزیکی منتقل شود. یک عملیات سایبری موفق ممکن است در نهایت به تغییر رفتار یک پمپ، شیر، موتور، خط تولید یا سامانه ایمنی منجر شود. بنابراین، مرز میان امنیت سایبری و ایمنی صنعتی بیش از گذشته در حال محو شدن است.
نکته کمتر دیدهشده در هشدار نیز استفاده از ابزارهای جعلی با ظاهر نرمافزارهای پایش و مهندسی قانونی است. این تاکتیک، مسئله تشخیص را پیچیدهتر میکند؛ زیرا تهدید الزاماً با یک بدافزار آشکار وارد محیط OT نمیشود و میتواند در قالب ابزاری ظاهر شود که از نظر عملکردی شبیه فعالیتهای مشروع مهندسی است.
به همین دلیل، نهادهای آمریکایی علاوه بر وصله آسیبپذیریها، بر پایش رفتارهایی مانند اتصال PLC از رایانههای غیرمهندسی، خواندن غیرمعمول بلوکهای داده، عملیات نوشتن خارج از زمانهای تعمیر و نگهداری، اسکن ترتیبی IPها، اجرای اسکریپتها و تغییرات پیکربندی بدون مجوز تأکید کردهاند.
از منظر آیندهپژوهی امنیت سایبری، روند مهمتر این است که هوش مصنوعی میتواند چرخه «شناسایی هدف → توسعه ابزار → آزمایش → دسترسی → دستکاری» را کوتاهتر کند.
🏷 پیوست خبری-تحلیلی
🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت