شما:★: انگیزه انگیزه انگیزه🙏🏻🙏🏻🙏🏻🐛
_/_______________________________\___
من: انگیزه گرفتوم
#ناشناس
MILLᏋR'Ꭶ ᎮURᎮLᏋ ᏤᎧIᎠᶠʴ🍇
شما:★: انگیزه انگیزه انگیزه🙏🏻🙏🏻🙏🏻🐛 _/_______________________________\___ من: انگیزه گرفتوم #ناشناس
هرچی میکشی نوبت من نمیشه چرا_؟
MILLᏋR'Ꭶ ᎮURᎮLᏋ ᏤᎧIᎠᶠʴ🍇
نمیدونم والا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از - ℜ𝘪𝘭𝘦𝘺'𝘴 ℌ𝘰𝘶𝘦𝘴
تقدیمی اول برای میلر
هر لبخندش روحم را جلا میداد، برق چشمهایش قلبم را به تپش میانداخت، پیچ و تاب موهایش هر قلب سردی را گرم میکرد؛ آری آن دختر خود زندگی بود.
"میدونی، وقتی بچه بودم آرزو داشتم مثل تو باشم علاوه بر قدرتت این ظاهر رو هم میخواستم..تچ..بعضی وقتا واقعا بهت حسودیم میشه میلر" جوری به چشم درخشانش خیره شده بود که انگار زندگی را پیدا کرده بود، انکار اگر نگاهش را میگرفت او ناپدید میشد که صدای خنده دختر بلند شد. " صبر کن..صبر کن.. تو واقعا به من حسودی میکنی؟بیخیال!" لبخند آن دختر واقعا زیبا بود، هیچوقت آن لبخند از روی صورتش پاک نمیشد و اگر هم میشد چشمان درخشانش میخندیدند؛ بدون هیچ حرفی آهسته خودش را در آغوش میلر انداخت و سعی کرد خودش را آرام کند. "میترسم از دستت بدم، اما وقت اینه که برم" پلک هایش چشم درخشانش را از دنیا پنهان کرد، نفس سنگینش را بیرون دادن و مدادش را روی بدن دختر در آغوشش کشید و ذره ذره آن نقاشی را پاک کرد..