「𝖬𝗂𝗇𝖽𝖯𝖺𝗍𝗁 | مسیرِ ذهن」
ᯓ🎭「 #Fun 」 "تایپها وقتی اینترنت قطعه" - ENTJ : یه بی
ᯓ🎭「 #Fun 」
"تایپها به عنوان ژانر سریال"
- ENTJ : سیاسی / قدرتمحور
- INTJ : علمیتخیلی / استراتژیک
- ENTP : کمدی / ماجراجویی
- INTP : فلسفی / علمیتخیلی
- ESTJ : درام کاری / دادگاهی
- ISTJ : تاریخی / مستند
- ESFJ : خانوادگی / کمدی اجتماعی
- ISFJ : درام آرام / احساسی
- ENFJ : درام الهامبخش / کمدی
- INFJ : فانتزی تاریک / روانشناختی
- ENFP : فانتزی / ماجراجویی
- INFP : رمانتیک / شاعرانه
- ESTP : اکشن / سرعت ورزشی
- ISTP : بقا / جنایی
- ESFP : موزیکال / کمدی پرانرژی
- ISFP : هنری / مستقل
「𝗄𝗇𝗈𝗐 𝖺𝖻𝗈𝗎𝗍 𝗉𝖾𝗈𝗉𝗅𝖾, 𝗂𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 @𝖬𝗂𝗇𝖽𝖯𝖺𝗍𝗁 ✋🏻🙂↕️ 」
اگه توی چنلِ ناشناس هستید، باید خاطرتون باشه که یکی از ممبرها گفته بود برای هر قسمت از داستانِ چنل یک پوستر بسازیم، که البته واقعاً ایده خیلی خوبیه!
#Owner
「𝖬𝗂𝗇𝖽𝖯𝖺𝗍𝗁 | مسیرِ ذهن」
اگه توی چنلِ ناشناس هستید، باید خاطرتون باشه که یکی از ممبرها گفته بود برای هر قسمت از داستانِ چنل
من در حالِ ساختن این پوسترها به کمک مستر ChatGPT هستم، اما مثلِ اینکه خیلی بهش سخت گرفته بودم و با من لج کرده.
#Owner
「𝖬𝗂𝗇𝖽𝖯𝖺𝗍𝗁 | مسیرِ ذهن」
من در حالِ ساختن این پوسترها به کمک مستر ChatGPT هستم، اما مثلِ اینکه خیلی بهش سخت گرفته بودم و با
هوشِ مصنوعی با ما چه کرد؟🤔
بارِ اول، به اشتباه 14 کرکتر طراحی کرده بود، واضح ایرادش رو گرفتم اما بارِ بعدی 17 تا کرکتر توی تصویر ساخت!
#Owner
「𝖬𝗂𝗇𝖽𝖯𝖺𝗍𝗁 | مسیرِ ذهن」
هوشِ مصنوعی با ما چه کرد؟🤔 بارِ اول، به اشتباه 14 کرکتر طراحی کرده بود، واضح ایرادش رو گرفتم اما ب
جالبه بدونید اصرار هم داشت که حق با منه اما باز هم به اشتباه طراحی میکرد.
#Owner
روز بخیر🌿
منتظرِ پستهای جدید هستید؟
امروز آخرین قسمتِ داستان رو آپلود میکنم.
#Owner
「𝖬𝗂𝗇𝖽𝖯𝖺𝗍𝗁 | مسیرِ ذهن」
ᯓ📖「 #Story 」 "قسمت نهم : شهرِ بی احساس" درها همزمان باز شدن و
ᯓ📖「 #Story 」
"قسمتِ آخر : پایانِ سفر"
همه دور قهوهساز خاموش جمع شده بودن. شهر هنوز بیاحساس بود؛ صداها خفه، آدمها خالی، هوا سنگین..😶🌫
INTJ (به دستگاه نگاه کرد):
«اگه اینو خاموش کنیم، دیگه راه برگشتی نیست.»
ENTP (نفس عمیقی کشید):
«عجیبه… اولین باره چیزی هست که واقعاً نمیخوام با شوخی ردش کنم.»
ENFP (آروم):
«بدون احساس، دنیا قشنگ نیست… حتی اگه درد نداشته باشه 😞»
ISTJ (با تردید):
«نظم این شهر بینقصه، ولی… انسان نیست.»
INTP (به مدارها نگاه کرد):
«این دستگاه احساسات رو حذف نمیکنه… سرکوبشون میکنه. و این ناپایداره.»
ISFJ (با نگرانی):
«پس این همه آدم اینجا فقط دارن دوام میارن، نه زندگی میکنن…»
ESTJ (جدی):
«تصمیم باید گرفته بشه. بلاتکلیفی بدتره.»
ESFP (زیر لب):
«من دنیایی رو میخوام که توش بخندم، حتی اگه گریه هم باشه 😶»
ISFP (دستش رو روی فلز سرد گذاشت):
«اینجا هیچچیزی حس نمیده… و این ترسناکه.»
ESTP (شونه بالا انداخت):
«باشه، قبول. هیجان صفر یعنی زندگی صفر.»
INFP (با صدای لرزون):
«درد بخشی از دوست داشتنه… بدونش، هیچی واقعی نیست.»
ENTJ (جلو رفت):
«پس انتخاب واضحه. دنیا باید ناقص باشه تا زنده بمونه.»
INFJ (آروم گفت):
«این سفر برای نجات دنیا نبود… برای یادآوری احساس بود.»
ISTP (چاقوی جیبی رو درآورد):
«پس تمومش کنیم.»
همه برای آخرین بار به قهوهساز نگاه کردن..
ENTP (لبخند کمرنگی زد):
«قهوهساز… هرچی بود، سفر عجیبی ساختی ☕»
ضربهی آخر رو ISTP زد.
قهوهساز ترک خورد، نور کوتاهی زد، و بعد… خاموش شد..
شهر لرزید. رنگها برگشتن. صداها زنده شدن. مردم ایستادن!
ENFP (با اشک تو چشمش):
«برگشت… حسش برگشت 🥲»
INTJ (نفس راحتی کشید):
«کارمون تموم شد.»
زمین زیر پاشون محو شد و همه دوباره افتادن… وسط همون کافهی اول..
قهوهساز قدیمی سر جاش بود، کاملاً سوخته و از کار افتاده.
ISTJ (بهش نگاه کرد):
«بالاخره یه دستگاه که دیگه دردسر درست نمیکنه.»
ENTP (نشست روی صندلی):
«خب… کی قهوه میخوره؟»
همه خندیدن، اینبار واقعی.😄
"پایان.."
「𝗄𝗇𝗈𝗐 𝖺𝖻𝗈𝗎𝗍 𝗉𝖾𝗈𝗉𝗅𝖾, 𝗂𝗇 𝗈𝗎𝗋 𝖼𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅 @𝖬𝗂𝗇𝖽𝖯𝖺𝗍𝗁 ✋🏻🙂↕️ 」