اول سال خیلی مصمم بودم
روی هدفمو و ایندم
هرچی پیش رفت
یه دفه بی رقبت بی انگیزه شدم
با همه ی اون آرزو هاو هدف های بلند و کوتاه
یه جورایی مسیرم مشخص شده بود
ولی از یه جایی به بعد یکم به خودم اومدم دیدم الان دیگه هیچ هدفی ندارم
دارما ولی اونجوری که منو بخواد بندازه رو قلتک نیس
𝓜𝓲𝓻𝓪𝓬𝓵𝓮 ☫
موفقیت تو کنکور و قبول شدن تو رشتهی معماری و شغل ایندمو و...
ولی انگار برام کافی نبود
احساس کردم اون چیزی که بخاد منو راه بندازه خیییییلیییی بزرگتر از این هدف هاست
بخاطر همین اینا نمیتونن منو راضی کنن
منو مشتاق کنن
یه سردرگمی
یه مه آلودگی
یه خلع
واقعا نمیدونستم چمه
چی میخام
اینایی که میگم مال همین دو ماه اخیر ها خیلی دور نرین😂
𝓜𝓲𝓻𝓪𝓬𝓵𝓮 ☫
احساس کردم اون روح من نیاز به چیز بهتری داره برای راه افتادن ولی پیدا نمیشد..:)
گفتم نمیشد
چون گذشته س
چون پیداش کردم
بازم نیاز داشتم به یه هُلی تکونی چیزی که راه بیوفتم
خیلی چیزا اومدن
مثلا یه سری کتاب ها خوندم
دوباره یه سری کتاب های دیگه
و بازم کتاب😂
کلا زندگیم بر مدار کتابه👌🏻