eitaa logo
𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
39 دنبال‌کننده
555 عکس
185 ویدیو
6 فایل
『𝙸𝚗 𝚝𝚑𝚎 𝚂𝚒𝚕𝚎𝚗𝚌𝚎 𝚘𝚏 𝙳𝚊𝚛𝚔𝚗𝚎𝚜𝚜, 𝚝𝚑𝚎 𝚂𝚘𝚞𝚕 𝚆𝚑𝚒𝚜𝚙𝚎𝚛𝚜 𝚒𝚝𝚜 𝚃𝚛𝚞𝚝𝚑𝚜.』 𝙵𝚢𝚘 | 𝙸𝙽𝚃𝙹-𝙰 | 𝟻𝚠𝟼 | 𝟻𝟷𝟺
مشاهده در ایتا
دانلود
صفحه‌ی یازدهم: صفحه‌ی قبل* صفحه‌ی بعد* "همه‌ی این‌ها رو انجام داده بود. و بالاخره یه آه آروم کشید. شازده به ستاره گفت: – [پس بیا بریم...] ستاره جوابی نداد. فقط آروم با یه نور کم درخشید. شازده بنگبو، با ستاره‌ای در آغوشش، از پله‌هایی که به قدرت بالای سرزمین نفرین‌شده می‌رسید، بالا رفت. یک پله... دو پله.... برگشت و به سرزمین نفرین‌شده باری دیگر نگاه کرد. به همون جایی که با تمام قلبش ازش نفرت داشت. سه پله.... چهار پله... ولی با این وجود، برای اولین بار، اون واقعا خوشحال بود که شازده بنگبو به دنیا اومده. و بالاخره، برجی که همیشه سرد و ترسناک به نظر می‌رسید، بالاخره شروع به درخشیدن با نوری گرم کرد. از اون روز به بعد، قرار نبود سمبل یه سرزمین نفرین‌شده و ظالم باشه، بلکه قرار بود سمبل نوری توی دل شب باشه. – [بله... یه روزنه‌ی نور.....] شازده بنگبو تو فکر و خیال غرق شد. – [حالا، در آخر، دیگه مجبور نیستم فرار کنم. حالا می‌تونم در آرامش، به خواب برم..."] — — — — — |
صفحه‌ی ؟؟؟؟: صفحه‌ی قبل* "ولی برج نور بالاخره یه روزی تاریک میشه شبیه زره‌ای زنگ زده پرهای افتاده ولی برج نور یه روزی تاریک میشه شبیه یه شکارچی شکست خورده شاخ‌های شکسته و پادشاه شیطانی باری دیگر به تخت می‌شینه و این دنیا به سردی و بی‌رحمی دیروزش میشه و شازده بنگبو، پیداش نیست و شازده بنگبو پیداش نیست..." — — — — — |
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
" آفریننده | The Creator " «خالق»... لقب کسی که برای اولین بار، از انرژی ایثر استفاده کرد و جهان رو بهش آغشته کرد. اون کسی بود که هالوها رو ساخت و از اول این جنون رو شروع کرد... اطلاعات زیادی ازش در دسترس نیست. این اطلاعاتی که ازش داریم؛ حاصل تلاش افرادی به اسم Exaltist ئه. این افراد یه جور فرقه‌ی مذهبی دارن که توش The Creator رو می‌پرستن. منطقشون هم اینه که هالوها و انرژی ایثر خیلی منافع و ویژگی‌های خوبی داشتن (پر بیراه نمیگن ولی مضراتش از مزایاش خیلی بیشتر بو-)؛ در نتیجه در تلاشن که خودشون و بقیه رو با هالوها یکی کنن. :/ در این راستا آزمایش‌های انسانی زیادی انجام دادن که یه سری از کاراکترها ازش بهره‌مند شدن.🤝🏻 عکسی که فرستادم نماد فرقه‌شون ئه.
" سانبرینگر | Sunbringer " تنها انچینر | Enchainer که برای انسان‌ها جنگید. سازنده‌ی بنگبوها و مؤسس روسکالیفر | Roscaelifer (شهر معلق در آسمان). اون هالویی که در آسمون تشکیل شده بود و جلوی خورشید رو گرفته بود از بین می‌بره و باعث میشه مردم یه بار دیگه بتونن نور خورشید رو ببینن. به همین خاطر به Sunbringer (آورنده‌ی روشنایی و خورشید) معروف میشه. — — — — انچینر: موجودی که هالو | Hollow رو تحت سلطه داره و یه جور ایثریال | Ethereal محسوب میشه. — هالو: محوطه‌ای که با انرژی ایثر | Ether ساخته شده. زمان و مکان توی اون معنا نداره و به مرور، موجودات زنده رو با ایثر مسموم و تبدیل به ایثریال می‌کنه. — ایثِر: یه جور انرژی تاریکه. — ایثریال: موجوداتی که با قدرت ایثر تغییر شکل دادن. شبیه زامبی هستن که به آدما حمله می‌کنن و می‌کشنشون؛ اما نیازی به خوردنشون ندارن. می‌تونن هوشمند یا غیرهوشمند باشن. — بنگبو: ربات‌های خرگوش‌مانند که توی کارهای مختلف مثل رفتن به هالو یا فروشندگی و چیزای دیگه کمک می‌کنن.
" کارول آرنا (آرکه) | Carole Arna (Arche) " همچنین ملقب به پرفسور | Professor، مؤسس آکادمی هلیوس | Helios Academy و معلم MCهای اصلی بوده. مرموزترین و مهمترین کاراکتر بازی ئه که در حال حاضر مشخص نیست در چه وضعیتی ئه و کجاست. طبیعتاً MCها دربه‌در دارن دنبالش می‌گردن.🤝🏻
" رمیل دن | Remielle Dan " یک ثایرن (همون نیمه‌حیوان-نیمه انسان) بالدار که عضو گروه فالکنهاین بوده. ایشون یه سلاحی به اسم ثامیل | Thaumiel داشته که باهاش دیوار تاریک رو 37 کیلومتر عقب رونده. این سلاح هم از بخشی از انچینر ساخته شده و باعث تبدیل شدن رمیل به یه نیمه انچینر شده. هر چقدر رمیل بیشتر از قدرتش و از ثامیل استفاده کنه، بیشتر به تبدیل شدن کامل نزدیک میشه. اینجوری میشه که طی یه اتفاقی (که نمی‌دونم چیه) صد سال پیش توی زمان گیر می‌کنه؛ تا اینکه دوباره توی زمان حال به هوش میاد.
" بلیورا وایک | Belliora Vike " یکی از اعضای فالکنهاین و دوست بچگی رمیل بود. یه عده از دانشمندان گرامی میان یه آزمایشی ترتیب میدن که باهاش انچینرها رو می‌کشن یا به طریقی، قدرتشون رو تبدیل به سلاح می‌کنن. اما اون سلاح‌ها اونقدری خطرناک هستن که عوارضشون غیرقابل بازگشت باشه..... سلاح بلیورا که از یه انچینر ساخته شده بود، به مرور اون رو تبدیل به یه انچینر کرد. و عاقبتش به اونجا رسید که توسط دوست خودش کُشته شد.....