داشتم یه آنالوگ هارور میدیدم و اینجوری بودم که.....
چرا این هیولاها باید وایب کاراکترای داستانم رو بد-؟!🤣🤣🤣
𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
داشتم یه آنالوگ هارور میدیدم و اینجوری بودم که..... چرا این هیولاها باید وایب کاراکترای داستانم رو
یکیشون یه موجودی بود که لوازم الکترونیکی رو کامل هک میکرد و تنها راه جلوگیری ازش خراب کردن دستگاه بود.
𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
داشتم یه آنالوگ هارور میدیدم و اینجوری بودم که..... چرا این هیولاها باید وایب کاراکترای داستانم رو
اون یکی شبیه یه آژیر عمل میکرد. خودش مستقیما کسی رو نمیکُشت؛ ولی کلی هیولا رو خبر میکرد که بیان سمتش و آدمای اون محوطه رو کلا میکُشتن.
فلسفهی زندگیش هم این بود که...
Endless suffering for you, limitless fun for us~😔✨
𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
داشتم یه آنالوگ هارور میدیدم و اینجوری بودم که..... چرا این هیولاها باید وایب کاراکترای داستانم رو
یکیشون هم که خیلی هنوز چیزی ازش نگفتن... فقط میدونیم انقدر شکنجهی روحی روانیت میکنه و انواع مردن رو توی ذهنت میندازه که یا خودت خودتو میکشی، یا از عذاب کشیدن میمیری.
𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
داشتم یه آنالوگ هارور میدیدم و اینجوری بودم که..... چرا این هیولاها باید وایب کاراکترای داستانم رو
آخری هم که خیلی خیلی خیلیییییی میفهمیدمش (خودم در حال کشیدن صلیب از دست خودم)؛ اونی بود که از امید به زندگی و با انگیزگی آدما تغذیه میکرد.
ایشون هر کسی رو میکشه که امید به زندگی نداره. و بعدش به مخاطب میگه چقدر امید داشتن ارزشمنده.😔