هوشنگ ابتهاج425_88284314185522.mp3
زمان:
حجم:
4M
ارغوان
این چه رازیست که هر بار بهار
با عزای دلِ ما می آید ...
که زمین هرسال از خون پرستو ها
رنگین است.
وین بر دل سوختگانداغ بر داغ
میافزاید.
-هوشنگ ابتهاج
مهوا
شاپرک سلام.
احوالمان را میپرسی؟
از چه بگوییم برایت شاپرک.
از شهر غمگینمان یا عزیزانی که از دست دادیم.
از بهاری که شوقش را نداشتیم، اما آمد.
از زمان که التماسش کردیم بایستد ولی نایستاد.
از لبخندی که فراموشش کردم.
از ستاره هایی که دیگر ندرخشیدند.
از آسمانی که دیگر آبی نیست.
از خاکی که دیگر بوی خاک نمیدهد.
از بارانی که دیگر دوستمان ندارد.
یا از گل هایی که این بهار به ما سرنزدند.
میگویی قوی باش؟
باشد من قوی؛ ولی زخم هایمان چه شاپرک؟
آدمآهنی هم باشی، خط و خش رویت بیوفتد دیگر خریدار نداری.
ما که آدم آهنی نبودیم.
#روایت_فتح
⊰𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶⊱
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
نهالی بودم تو کاشتی مرا. آبَم دادی مهرَم ورزیدی حتی آفتابی که به من میتابید تو بودی. در مهر تو ق
میبینی روزگار چقدر بیمعرفتم کرده است؟ در نبود تو، هنوز نفس میکشم !
اما عزیزدلِ من... نفس کشیدن که به معنای زندگی کردن نیست 💔.
⊰𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶⊱
هدایت شده از دخترک اَشی مَشی:)
00:48
+نه،غمی نیست...
فقط این روز ها حس میکنم دستی از پشت سر با میخ به قلبم میکوبد.میکوبد و میخواهم خون جگر را بیرون بریزم اما چشمانم دیگر جان ندارند.هر بار که از گوشه ی شان گدازه ای میچکد عمیق میسوزند.
شاید تعبیر همان شعرم باشد:
یعقوب چشم به در مانده ی تو
صبر کرده به یاد ایوبم:)
@ashimashi18
هدایت شده از دخترک اَشی مَشی:)
11:30
وقتی ینفر شهید میشه
انقدر طرف خوبه
که دلت میخواد بگی:
حقیقتا نوش جونش
@ashimashi18
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
میبینی روزگار چقدر بیمعرفتم کرده است؟ در نبود تو، هنوز نفس میکشم ! اما عزیزدلِ من... نفس کشیدن که ب
آری آن روز چو میرفت کسی،
داشتم آمدنش را باور..
من نمیدانستم معنی هرگز را !
تو چرا باز نگشتی دیگر ؟