eitaa logo
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
711 دنبال‌کننده
115 عکس
5 ویدیو
0 فایل
«هوالمحبوب» قلم‌ِذهن‌به‌حکم‌ِدل‌می‌نویسد. ‌‌|‌𝙃☫𝙈𝙀|🇮🇷 [برای همکاری: @Mahhva86 ] نوشته‌هامتعلق‌به‌نویسنده‌می‌باشد‌وانتشارآن‌بدون‌ذکر‌نام اشکال‌دارد. . . . ولی‌اگه‌زیادی‌دلت‌خواست‌برداری، صلوات‌یادت‌نره:)*
مشاهده در ایتا
دانلود
هوشنگ ابتهاج425_88284314185522.mp3
زمان: حجم: 4M
ارغوان این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دلِ ما می آید ... که زمین هرسال از خون پرستو ها رنگین است. وین بر دل سوختگانداغ بر داغ می‌افزاید. -هوشنگ ابتهاج مهوا
آقای من مولای من صاحب شکوفه های صورتیه بهار؛ با من بگو چند زمستان دیگر باید بگذرد چند بار دیگر باید فرسوده و خشک و مرده شویم تا بهارانمان سر برسد. تا تو سر برسی. سر بزنی به این باغ پژمردهِ مریضِ دلتنگ. من که میگویم نیا بهار. اگر با خودت گمشده مارا نیاوردی خودت هم نیا. مهوا
آه از تو ۴۰۴ ما امید داشتیم و آرزو برای تو، تو غم برای ما. ما لب شاد و پر از خنده خواسته بودیم برای تو، تو چشمانی تر برای ما. ما آبادانی و زندگی از تو خواسته بودیم، تو عزیزنمان را از ما. ما سالی پر از خیر و برکت آرزو کردیم، تو پر از شر و ویرانی برای ما. مهوا
«سال نو مبارک»🤍🌱 مهوا
شاپرک سلام. احوالمان را می‌پرسی؟ از چه بگوییم برایت شاپرک. از شهر غمگینمان یا عزیزانی که از دست دادیم. از بهاری که شوقش را نداشتیم، اما آمد. از زمان که التماسش کردیم بایستد ولی نایستاد. از لبخندی که فراموشش کردم. از ستاره هایی که دیگر ندرخشیدند. از آسمانی که دیگر آبی نیست. از خاکی که دیگر بوی خاک نمی‌دهد. از بارانی که دیگر دوستمان ندارد. یا از گل هایی که این بهار به ما سرنزدند. میگویی قوی باش؟ باشد من قوی؛ ولی زخم هایمان چه شاپرک؟ آدم‌آهنی هم باشی، خط و خش رویت بیوفتد دیگر خریدار نداری. ما که آدم آهنی نبودیم. 𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
نهالی بودم تو کاشتی مرا. آبَم دادی مهرَم ورزیدی حتی آفتابی که به من میتابید تو بودی. در مهر تو ق
میبینی روزگار چقدر بی‌معرفتم کرده است؟ در نبود تو، هنوز نفس میکشم ! اما عزیزدلِ من... نفس کشیدن که به معنای زندگی کردن نیست 💔. ⊰𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
موهایمان سفید شد، گفتند: ارثی‌ست راست گفتند؛ ما وارثان اضطراب و استرس در تاریخ بودیم. ⊰𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
ـ گوشه‌ی دفترش نوشته بود: ± در این مدت، زندگی به گونه‌ای سپری شده است که می‌توانم سال‌ها بدونِ آنکه هیچ اتفاق غم‌انگیزی رخ بدهد؛ غمگین بمانم :)! ⊰𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیَّکَ الفَرَج
هدایت شده از دخترک اَشی مَشی:)
00:48 +نه،غمی نیست... فقط این روز ها حس میکنم دستی از پشت سر با میخ به قلبم میکوبد‌.میکوبد و میخواهم خون جگر را بیرون بریزم اما چشمانم دیگر جان ندارند.هر بار که از گوشه ی شان گدازه ای میچکد عمیق میسوزند. شاید تعبیر همان شعرم باشد: یعقوب چشم به در مانده ی تو صبر کرده به یاد ایوبم:) @ashimashi18
هدایت شده از دخترک اَشی مَشی:)
11:30 وقتی ینفر شهید میشه انقدر طرف خوبه که دلت میخواد بگی: حقیقتا نوش جونش @ashimashi18
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
میبینی روزگار چقدر بی‌معرفتم کرده است؟ در نبود تو، هنوز نفس میکشم ! اما عزیزدلِ من... نفس کشیدن که ب
آری آن روز چو می‌رفت کسی، داشتم آمدنش را باور.. من نمی‌دانستم معنی هرگز را ! تو چرا باز نگشتی دیگر ؟