𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
نهالی بودم تو کاشتی مرا. آبَم دادی مهرَم ورزیدی حتی آفتابی که به من میتابید تو بودی. در مهر تو ق
میبینی روزگار چقدر بیمعرفتم کرده است؟ در نبود تو، هنوز نفس میکشم !
اما عزیزدلِ من... نفس کشیدن که به معنای زندگی کردن نیست 💔.
⊰𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶⊱
هدایت شده از دخترک اَشی مَشی:)
00:48
+نه،غمی نیست...
فقط این روز ها حس میکنم دستی از پشت سر با میخ به قلبم میکوبد.میکوبد و میخواهم خون جگر را بیرون بریزم اما چشمانم دیگر جان ندارند.هر بار که از گوشه ی شان گدازه ای میچکد عمیق میسوزند.
شاید تعبیر همان شعرم باشد:
یعقوب چشم به در مانده ی تو
صبر کرده به یاد ایوبم:)
@ashimashi18
هدایت شده از دخترک اَشی مَشی:)
11:30
وقتی ینفر شهید میشه
انقدر طرف خوبه
که دلت میخواد بگی:
حقیقتا نوش جونش
@ashimashi18
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
میبینی روزگار چقدر بیمعرفتم کرده است؟ در نبود تو، هنوز نفس میکشم ! اما عزیزدلِ من... نفس کشیدن که ب
آری آن روز چو میرفت کسی،
داشتم آمدنش را باور..
من نمیدانستم معنی هرگز را !
تو چرا باز نگشتی دیگر ؟
هدایت شده از علیاکبر رائفیپور
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«خالد نبهان» و «ریم» نوه سه ساله اش را حتما بخاطر دارید
و آن وداع عجیب!
و جمله معروف او : روح الروح (جان جانان).
چشمانش را با دست باز می کرد و می گفت:
چشمانت را باز کن من طاقت ندارم چشم های بی جان تو را ببینم
سال بعد هم خودش در بمباران اردوگاه النصیرات به نوه شهیدش پیوست.
چه ظلم هایی که این رژیم نجس صهیونیستی به مردم مظلوم کرده است!
به برادران هوا و فضا پیشنهاد می کنم نگذارند این جنایت فراموش شود.
✅ کانال شخصی علیاکبر رائفیپور در ایتا👇
🆔 @raefipour
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
«خالد نبهان» و «ریم» نوه سه ساله اش را حتما بخاطر دارید و آن وداع عجیب! و جمله معروف او : روح الروح
عزیز بابا چشمهایت را باز کن. مگر پلک هایت چقدر وزن دارند که نمیتوانی باز نگهشان داری.
عزیز بابا چشمهایت را باز کن. مردمک چشمانت هنوز میدرخشد، چشمهایت را باز کن.
عزیز بابا چشمهایت را باز کن. چرا تنت یخ کرده ببین برایت پتو اوردهام.
عزیز بابا چشمهایت را باز کن. ببین گلسر جدید برایت خریدهام.
عزیز بابا چشمهایت را باز کن. چرا لبهایت دیگر نمیخندد.
عزیز بابا چشمهایت را باز کن. اگر جانی نداری جان من برای تو.
عزیز بابا چشمهایت را باز کن. ببین چگونه ملتی غم مارا فریاد میزند.
عزیز بابا چشمهایت را باز کن. ببین چگونه برادران ایرانی ات عمل پلک زدن را از صهیون گرفته اند.
عزیز بابا چشمهایت را باز کن. ببین که حالا تو قهرمان شدی.
عزیز بابا چشمهایت را باز کن. میخواهم تصور کنم که زنده ای.
#روایت_فتح
⊰𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶⊱🌙
نکته جالبش اینجا بود که رنج،
ما را نا امید و خسته نکرد..
شاید یک جاهایی کم آوردیم و یا شکسته شدیم،
اما اینکه بیخیال شویم هرگز!
در این حادثه ها،
ایمان و باور ما عمیق تر شده بود
و اعتقادمان ما را قوی
و محکم تر از همیشه حفظ میکرد .
#روایت_فتح
⊰𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶⊱