سلام پرچمِ نور... تو که از آسمان به زمین آمدهای تا بگویی "او اینجاست"...
من با تمامِ خستگیهایم آمدهام، با تمامِ آن روزهایی که مثلِ سنگ روی سینهام سنگینی میکردند. آقا... تو که میدانی! تو که میدانی چقدر برای رسیدن به این آستانه بیتاب بودم. اما راه بسته شد که بسته شد و دلتنگیام را، مثلِ یک زخمِ باز، با من نگه داشت.
اما حالا... حالا که تو را میبینم؛ ای پرچم سبز مقدس. انگار راه را باز کردهای. چرا انقدر بوی آقا را میدهی؟ انگار داری با ضربآهنگِ قلبِ آقا، برای من آواز میخوانی. تو فقط یک پارچهی رنگی نیستی؛ تو پناهِ من هستی که از سمتِ او آمدهای. تو بویِ آن حرمِ دنج را با خودت آوردهای؛ بویِ مِهِ صبحگاهی، بویِ گلهای سرخ، و بویِ آن آرامشی که فقط در آستانهی اوست.
ای پرچمِ رنگین... ای پیامآورِ عشق...
ممنونم که آمدی. ممنونم که در این شبِ تولدِ آقا، تو به دیدار ما آمدی، در میانِ همین کوچههایِ غبارآلود، مارا دعوت کردی و نمک گیر.
آقایِ کوچه هشتم(ع)...
ای که نامت، آرامشِ رگهای خسته
و پناهِ دلهای بیقرار است.
امشب، شبِ تولدِ توست؛ شبی که دنیا با حضورِ تو، رنگِ نور گرفت. و من، در میانِ این شلوغیهایِ جهان، تنها به سوی تو آمدهام... با تمامِ آنچه هستم.
بیا و بر قلبم، آن بوسهیِ مهربانی را بزن که تمامِ رنجهایِ این روزها را به فراموشی میسپارد. بگذار در این روزِ مبارک، شکوهِ تولدِ تو، در جانِ من هم تجلی کند. آقا... من هستم و تو، و یک سکوتِ پر از عشق... تولدت مبارک، ای آرامشِ جانِ من.
#جان_پناه 🌱
چه کسی می داند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی
پیله ات را بگشا
تو به اندازه پروانه شدن زیبایی
«لبنان... ای سرزمینی که از خون و نور ساخته شدهای. هر بار که طوفان بر تو میتازد، تو با صلابتِ بیشتر از همیشه قد میکشی. بدان که قلبهای ما، فراتر از مرزها، در کنار تو میتپد. ما در برابر هر ظلمی، پشتِ سرِ تو ایستادهایم؛ چون تو تنها یک سرزمین نیستی، تو بخشی از روحِ مقاومتِ ما هستی. دوستت داریم، و تا آخرین نفس، پشتت هستیم.» ❤️🇱🇧
#لبنان
#لا_نترک_لبنان
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
- چه شده ای دلِ دیوانه؛ هوایش کردی ...
بترسید از نسلِ ما ، از نسلی که فرزندان خود را با تفکر انقلابی ِحضرت ِشهید خود پرورش میدهند.
ای تو که از دلِ تاریخ، آبی و نابی...
ای آبی که هر موجش، کلامی از شکوهِ نیاکانِ ماست. امروز، روبرو تو ایستادهام؛ نه به عنوانِ یک تماشاچی، بلکه به عنوانِ دختری که در خونش، نمکِ عشقِ تو و صلابتِ خاکِ ایران را حس میکند.
میبینم که چطور امروز، چشمانِ آبیات را به آسمانِ پر از غبارِ جنگ دوختهای. میبینم که چگونه طوفانهایِ آتش دشمن، بر سینه پُر از هیبتت میکوبند، اما تو... تو همان دماوندِ آبی هستی؛ ریشهدر خاک و سر به آسمان، که هیچ توفانی نمیتواند قامتِ سربلندت را خم کند.
ای خلیجِ فارس!
تو فقط یک پهنه از آب نیستی؛ تو «خونِ جاریِ» این سرزمین هستی. هر کسی که میخواهد به تنِ تو دست درازی کند، گویی خواسته است به قلبِ شیرِ ایران ضربه بزند؛ و ما میدانیم که شیر، حتی در میانهیِ درگیری، از شکوهِ خود نمیکاهد.
آیا در میانِ نالهیِ موجها، صدایِ تاریخ را میشنوی؟
که هیچگاه، حتی برای یک لحظهیِ کوتاه، در رگهایت خونِ بیگانه جاری نشده است. هیچگاه، نامِ تو را با کلماتِ غریبه و زبانهایِ بیگانه در لوحِ تقدیر ننوشتند. تو از روزِ نخست که جهان چشم گشود، «فارسی» بودی و تا ابد، با طعمِ اصالتِ ما، «فارسی» خواهی ماند. هر که سعی کرده نامت را تغییر دهد، تنها در حالِ بازی با سایههایِ دروغ بوده است؛ چرا که تو، حقیقتِ نابی، و حقیقت را نمیتوان با کلماتِ کثیفِ دروغ، پوشاند.
تو آرامشی هستی که در دلِ آشوب، قدرتِ مهار کردنِ جهان را دارد. تو آن موقعیتِ بیصدا اما مرگباری هستی که هر تهاجمکنندهای را در میانِ موجهایِ پُر از غرورت، گم میکند.
ای خلیجِ فارس...
بمان که تو تنها نیستی! ما هستیم، با تمامِ زخمها، با تمامِ رنجها، اما با قلبی که همانندِ تو، به شدت استوار است. تو همان دریایِ مادری هستی که مرزهایِ ایران را با آغوشِ آبیات، در آغوش گرفتهای.
بگذار طوفانها بیایند، بگذار جنگها برپا شوند... اما تو همچنان دماوندِ آبی هستی که هرگز فرو نمیریزد. تو خلیجِ ما هستی؛ پارسی، اصیل، و جاودان.
روزت مبارک آقای خلیج فارس.🌊🇮🇷💙