علیالاصول، راه دیگری را دوست داشت.
علیالاصول، پاسخ دیگری در دل داشت.
علیالاصول، رؤیای دیگری میدید.
بعضیها مطیعِ حقیقت نیستند؛ مطیعِ برداشتی هستند که از حقیقت ساختهاند. تا وقتی واقعیت با روایتشان همجهت باشد، فریاد حمایت سر میدهند.
اما روزی که واقعیت از راه برسد،
روایتشان را نجات میدهند،
نه حقیقت را.
𝑀𝒶𝒽𝓋𝒶
خوشابهحالآنانکهدرایرانمادرنشدند'.
امشب برای تو گریه کردم؛ علیاصغر ایران.
راستی تو حتی شش ماهت هم نشده بود.
شب خرداد،
به آرامی یک مرثیه
از روی سر ثانیهها میگذرد ...
و نسیمی خنک،
از حاشیهٔ سبز پتو
خواب مرا میروبد ...
بوی هجرت میآید:
بالش من،
پُرِ آواز پَرِ چلچله هاست ...
سهراب سپهری