مــــن ؛
واقعا مجبورم،خدایا منو ببخش.
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
- مهرناز ،من یه چنل دارم که خب چندین بار روند کاری که میکنیم تغییر دادم که الانم تبدیل شده به دیلی و واقعا از اینکه دیلیه راضیم.اون اولش که چنلو زدم روندش قرار بود طوری باشه که وجود دوستام رو توش دوست داشته باشم. ولی حالا تبدیل شده به دیلی و وجود اونها واقعا اذیتم میکنه(ادمهای سمی نیستن ولی من دوست ندارم از کار هایی که میکنم باخبر باشن)
الان نمیدونم حقیقتش چیکار کنم
به نظرت یه چنل دیگه بزنم؟که توش فقط خودمو کسایی که نه من میشناسم اونا رو نه اونا منو؟الان واقعا نمیدونم واگه بزنم هم کسی فکر نکنم بیاد.
واقعا نمیدونم،البته...
https://eitaa.com/Cat_147
- خب مهرناز خانوم ممنون از مشاوره
و اینکه خوشحال میشم اسم شما رو تو چنل ببینم.
اومدم.(شماهم برید)
سلام از کسی که دیشب عین هر چیزی که دوست دارید فکر کنید عر زده و گریه کرد(خوبیه تنها فیلم دیدن)،اول که اون آتش نشانه مرد توی تیم شعله ابی بعدشم که ملکه مرد توی عشق کهکشانی و کلی گریه و دلسوزی فراوان سر اون سکانس های مربوط به استاده و پدر و مادر نیانیا ، جدی وی از نیا نیا متنفر شده.(چیز نه ها چنگ شاوشانگ نامزد منه و ما در واقعیت باهم رابطه خوبی داریم.)در ضمن تماشا اشتباه برنامه ریزی کرده چون حداقل عشق کهکشانی یه قسمته دیگه داره و...
وی دیشب ساعت ۲ پرت شد رو تختش تا بخوابه اما درگیر افکار مزخرف مغزش شدو به خودش اومد،متوجه شد داره صدای اذان از مسجد بلند میشه و کم کم متوجه روشن شدن هوا شد.(دارک) خلاصه در هر صورت خوابید و ساعت هشت صبح برای امتحانات مطالعات بیدار شد(در حال حاضر کورم)،فقط بگم که هنوز سالمه.(عجب امتحانی بود.)دیگه وی شدیدا الان گرسنشه(همیشه همینه)خوابش میاد و می خواد بره بمیره،(یه چیزی بخوره.)و...
یکی شمشیر میکائیل(به قول گلشید)رو در قلبم فرو بکنه طوری که صدای فرو رفتنش رو بشنوم و خونم بیرون بپاشه و در نهایت بمیرم،چون ترجیح میدم اینطوری از این دنیا جون بکنم و برم تا از بی خوابی.»