خیلی رندوم به دنبال یک بیسکوئیت و شکولاتی میگشتم که طلا شکار کردم.
میان اون وسایل توی کشو و قفسه یک نودلیت گوشت له شده که سالمه (از لحاظ تاریخ انقضا) یافت کردم،معلوم نیست که کی خریدم اما خوشحالم که پیداش کردم ـ
در هر صورت مدتی بود که نودلیت گوشت توی مغازهی نزدیک خونمون یافت نشده بودو نودل گیاه خوار شده بودم.(درد و نفرین)
خلاصه که الان می خوام پاشم برم یکم اوضاع رو خوشایند بکنم.رفتم حموم،حالم تقریباً خوبه،نودلیت گوشت در حال حاضر در دسترسم هست و می تونم برم عشق کهکشانی ببینم.
در ضمن می تونم تضمین کنم که با یک جلسه باشگاه (فردا) حالم میزونتر بشود.
سلام از کسی که حوصله نداشت سلام بده اما حالش بهتر شده امروز باشگاه میره حدود یک ساعت دیگه باید پاشه بپوشه بره باشگاه،دیشب هم زمان که داشت نودل گوشتشو می خورد و عشق کهکشانی میدید به این فکر افتاد که خیلی از بخش هایی که طنزن توی فیلم به دلایل چرت سانسور شدن و افسوس (جاست زیرنویس) دیگه صبح تا حدود ساعت ( تایم ۱۴:۱۴ ) خوب کجا بودیم؟ اها ـ وی تا ساعت یک و ده دقیقه خواب بودو یک خواب بینظیر دید که باعث شد کلی ذوق مرگ بشه خوشحاله در حال حاضر هم دراز کشیده روی فرش اتاقش و داره یه چیزی تو گوشیش تایپ میکنه و به گوشی زل زده و پاهاشم داره تو هوا تاب میده و...
دیگه برم.
باشگاه اومدم.(پیش به سوی توپ و اون دیوار گوشه باشگاه و اسپک و تخلیه هر چیزی که این هفته رو دلم مونده بود.)
مــــن ؛
دیگه برم. باشگاه اومدم.(پیش به سوی توپ و اون دیوار گوشه باشگاه و اسپک و تخلیه هر چیزی که این هفته رو
گریه؟
نه،اسپک رو دیوار باشگاه برام کافیه.