eitaa logo
مبهم
38 دنبال‌کننده
126 عکس
17 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
واقعیت این است که گذشت زمان مرا به تو نزدیک می‌کند. دیروز، در جاده، به تو فکر می‌کردم و با خودم می‌گفتم که اگر تو اینجا بودی چقدر باهم میخندیدیم. خوب می‌دیدم که تا کجا زندگی روزمره‌ام‌ را پر کرده‌ای، در کوچک‌ترین جزئیات حضور داری.
در‌آدم‌های‌بعدی‌دنبال‌من‌خواهی‌گشت‌.
مو به مو به درونم خزیده‌ای.
گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم -حافظ
بھ‌سادگی می‌توان بیزار شد از این زیستِ مَلال‌‌آور .. اما چگونه می‌توان از آن دل کند، آن‌‌گاه که یك کودک بر آن راھ می‌رود.
"قطعه‌ ای از من كنار توست؛ و قطعه‌‌ ای كنار خودم. و قطعاتم دلتنگ یکدیگرند، می‌شود بیایی؟"
«آن‌ها بی‌شک موجودات جان‌داری هستند به‌نام کلمه»
درختِ پایین پنجرھ، بیست سالۍ است کہ شعر می‌دزدد!
-
«من نقاشی می‌کنم. شعر می‌خوانم و یکتایی می‌بینم و گاه در خانه غذا می‌پزم و ظرف می‌شویم و انگشت خودم را می‌برم. و چند روز از نقاشی باز می‌مانم. غذایی که می‌پزم خوشمزه می‌شود، به شرطی که چاشنی آن نمک باشد و یک قاشق اغماض. غذاهای مادرم چه خوب بود. تازه من به او ایراد هم می‌گرفتم که رنگ سبز خورش اسفناج چرا متمایل به کبودی است. آدم چه دیر می‌فهمد... من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتا… ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت‌های دلپذیر... و همین.»