خاکهای اطراف عروسکش را کنار زد
نمیتوانست به این راحتی دل بکند
هنوز هم صدای تنفس عروسک را میشنید
صدای ملایمش که
میگفت :
مرا میان آنها تنها نگذار ایزابل،
مرا تنها نگذار..
میخواهم تکهای از خودم را بکَنم
و بگذارم لای دفتر مورد علاقهام
تا روزی آن را باز کنم
شاید خشک شده و پلاسیده شده باشد
اما یادآور روزی میشود که خودم را گم کرده بودم
تکهای که دیگر صاحبی ندارد
گم شده..
فراموش شده. . !
رئیس انجمنِ نوازندگان مُرده.4_6012798904087613192.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
براي ناگفته هایمان
برایتُ
"دختران سرزمین اهورا، فردا که در دامن طبیعت خواستید برای فرزندانتان پونه بچینید یا برایشان از بنفشه تاجی از گل بسازید، حتماً از تمام پاکیها و شادیهای دوران کودکیتان یاد کنید.
پسران طبیعت آفتاب، میدانم دیگر نمیتوانید با همکلاسیهایتان بخوانید و بخندید، چون بعد از مصیبت مرد شدن تازه غم نان گریبان شما را گرفته است؛ اما یادتان باشد که به شعر، به آواز، به لیلاهایتان، به رویاهایتان پشت نکنید.
به فرزندانتان یاد بدهید برای سرزمینشان، برای امروز و فرداها، فرزندی از جنس شعر و باران باشند. به دست باد و آفتاب میسپارمتان. . .