eitaa logo
مبهم
38 دنبال‌کننده
126 عکس
17 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تو مرا ورق زدی و از من گذشتی و اما من هنوز همانجا در همان لحظه منتظر آمدنت هستم
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده، گفت کارم از تکیه گذشته، دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم. -عباس‌معروفی
تو آن شعری که من جایی نمی‌خوانم!
برگ از درخت خسته شده بود. پاییز بهانه بود. -نجیب فاضل.
-
یک کاغذ سفید را؛ هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد کسی قاب نمی‌گیرد. برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت.
شیفتگانِ مهر،محتاج ترحم نیستند
-جایی برایم گوشه‌ی دلت بگذار جایی که جای هیچ کس نیست. همان گوشه‌ی خالی دلت که هیچ کس پیدایش نمی کند، آنجا را برای من کنار بگذار.
-
دل ز تن بردی و در جانی هنوز
ما هیچ نیستیم،جز سایه‌ای ز خویش.