مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
- رویهیچکسبیشازحدزومنکنید ؛
ازنزدیکهمهچیزوهمهکس
بیکیفیتترازچیزیهستندکه
تصورمیکنید .
مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
_
دیدم درخت ارغوانی
کشیده سر به بام خسته جانی
به گوش ارغوان آهسته گفتم
بهارت خوش که فکر دیگرانی
-فریدون مشیری
مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
_
نیست در دیدهی ما منزلتی دنیا را
ما نبینیم کسی را که نبیند ما را..