مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
_
دیدم درخت ارغوانی
کشیده سر به بام خسته جانی
به گوش ارغوان آهسته گفتم
بهارت خوش که فکر دیگرانی
-فریدون مشیری
مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
_
نیست در دیدهی ما منزلتی دنیا را
ما نبینیم کسی را که نبیند ما را..
مُبتَلا | 𝐌𝐨𝐛𝐭𝐚𝐥𝐚
دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسد
شاد باش! این رنج بیپایان به پایان میرسد
گرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکست
سرو میماند ولی توفان به پایان میرسد
زندگی بر مردم آزادهی بیآرزو
سخت میگیرد ولی آسان به پایان میرسد
داستان شمع با آتش روایت شد ولی
عاقبت با دیدهی گریان به پایان میرسد
سیل آه خلق سدّ ظلم را خواهد شکست
قصهی تاریخ بیسلطان به پایان میرسد.