''حصار''
سر به زیر و ساکت و بیدست و پا میرفت دل ؛
یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد .🙂🍃
''حصار''
در تماشای تو قانع نشوم من به دو چشم...
تو کیستی؟
که سفر کردن از هوایت را
نمیتوانم...
حتی به بالهای خیال.
''حصار''
تو کیستی؟ که سفر کردن از هوایت را نمیتوانم... حتی به بالهای خیال.
کیف لی أن أری غیرک
و أنت عینای؟👀❤️🔥
عُمری که فقط طی شد
عُمری که فقط رَد شد
ماییم و شب و آه و
تشویشِ ‹چه خواهد شد› 🌚🗝`