" مُحب "
برای چه بغض کنم؟ برای چه اشک بریزم؟ این فقط یک تصویر ساده از دو دوست همرزم است. یکی برادرش را سی سال پیش به دست امام حسین سپرده بود و چند روز پیش هم خودش را به روضهی رضوان اربابش رسانده است. و دیگری هم پیر و حکیم ماست که از پانزده سال قبل انقلاب تا به امروز، برای اعتلای کلمه الله، اسلام و ایران جنگیده، جانباز شده و ایستاده است. این تصویر و این مردان برای من حماسهاند نه دلیلی برای عزاداری. به تشییع مردانمان بروم، اشک نمیریزم. همهاش را بغض میکنم و میگذارم جای مناسبی در قلب و سینهام. روزی که با منجی رجعت کنند آن روز اگر باشم، اگر پارکابشان بشوم، اگر اذنِ قربانی شدن و ریختن خونم پیش پایشان را ندهند، حتماً توی آغوششان، اشک شوق خواهم ریخت..
#سید_مصطفی_موسوی
@ir_tavabin