هدایت شده از اشعار محسن علیخانی (قبلی)
آمد به دنیا زینتِ شبهای تارش
زینب همان آرامشش؛ دار و ندارش
آن شب علی چشمان نازش میدرخشید
از شوق جاری بود اشک از چشم یارش
پاییز دیگر سردیاش معنا ندارد
پر کرده حجم خانه را عطر بهارش
گویا علی تکثیر میگردد همیشه
وقتی که زینب مینشیند در کنارش
زهرا اگر در بیقراریهای او نیست
زینب ولی آرامشش هست و قرارش
یادآور زهراست زینب پیش حیدر
مخصوصا آن هُرم نگاه باوقارش
حیدر اگر باب نبی در شهر علم است
قطعا که زینب هست دائم پردهدارش
بعد از علی هم باز دشمن میهراسید
زینب به دستش بود نبض ذوالفقارش
پیچیده در گوش زمانه خطبهی او
در پیشگاهش میکنم جانها نثارش
بر تارَک تاریخ شیعه میدرخشد
صبرش، وقارش، اعتقادش، اقتدارش
#محسن_علیخانی
#میلاد_حضرت_زینب
#روز_پرستار
https://eitaa.com/joinchat/3653763092C1d6a81ab4f
هدایت شده از اشعار محسن علیخانی (قبلی)
آمد به دنیا زینتِ شبهای تارش
زینب همان آرامشش؛ دار و ندارش
آن شب علی چشمان نازش میدرخشید
از شوق جاری بود اشک از چشم یارش
پاییز دیگر سردیاش معنا ندارد
پر کرده حجم خانه را عطر بهارش
گویا علی تکثیر میگردد همیشه
وقتی که زینب مینشیند در کنارش
زهرا اگر در بیقراریهای او نیست
زینب ولی آرامشش هست و قرارش
یادآور زهراست زینب پیش حیدر
مخصوصا آن هُرم نگاه باوقارش
حیدر اگر باب نبی در شهر علم است
قطعا که زینب هست دائم پردهدارش
بعد از علی هم باز دشمن میهراسید
زینب به دستش بود نبض ذوالفقارش
پیچیده در گوش زمانه خطبهی او
در پیشگاهش میکنم جان را نثارش
بر تارَک تاریخ شیعه میدرخشد
صبرش، وقارش، اعتقادش، اقتدارش
#محسن_علیخانی
#میلاد_حضرت_زینب
#روز_پرستار
https://eitaa.com/joinchat/3653763092C1d6a81ab4f
آمد به دنیا زینتِ شبهای تارش
زینب همان آرامشش؛ دار و ندارش
آن شب علی چشمان نازش میدرخشید
از شوق جاری بود اشک از چشم یارش
پاییز دیگر سردیاش معنا ندارد
پر کرده حجم خانه را عطر بهارش
گویا علی تکثیر میگردد همیشه
وقتی که زینب مینشیند در کنارش
زهرا اگر در بیقراریهای او نیست
زینب ولی آرامشش هست و قرارش
یادآور زهراست زینب پیش حیدر
مخصوصا آن هُرم نگاه باوقارش
حیدر اگر باب نبی در شهر علم است
قطعا که زینب هست دائم پردهدارش
بعد از علی هم باز دشمن میهراسید
زینب به دستش بود نبض ذوالفقارش
پیچیده در گوش زمانه خطبهی او
در پیشگاهش میکنم جان را نثارش
بر تارَک تاریخ شیعه میدرخشد
صبرش، وقارش، اعتقادش، اقتدارش
#محسن_علیخانی
#میلاد_حضرت_زینب
#روز_پرستار
#بازنشر
https://eitaa.com/joinchat/3653763092C1d6a81ab4f
هدایت شده از اشعار محسن علیخانی (قبلی)
آمد به دنیا زینتِ شبهای تارش
زینب همان آرامشش؛ دار و ندارش
آن شب علی چشمان نازش میدرخشید
از شوق جاری بود اشک از چشم یارش
پاییز دیگر سردیاش معنا ندارد
پر کرده حجم خانه را عطر بهارش
گویا علی تکثیر میگردد همیشه
وقتی که زینب مینشیند در کنارش
زهرا اگر در بیقراریهای او نیست
زینب ولی آرامشش هست و قرارش
یادآور زهراست زینب پیش حیدر
مخصوصا آن هُرم نگاه باوقارش
حیدر اگر باب نبی در شهر علم است
قطعا که زینب هست دائم پردهدارش
بعد از علی هم باز دشمن میهراسید
زینب به دستش بود نبض ذوالفقارش
پیچیده در گوش زمانه خطبهی او
در پیشگاهش میکنم جان را نثارش
بر تارَک تاریخ شیعه میدرخشد
صبرش، وقارش، اعتقادش، اقتدارش
#محسن_علیخانی
#میلاد_حضرت_زینب
#روز_پرستار
#بازنشر
https://eitaa.com/joinchat/3653763092C1d6a81ab4f
آمد به دنیا زینتِ شبهای تارش
زینب همان آرامشش؛ دار و ندارش
آن شب علی چشمان نازش میدرخشید
از شوق جاری بود اشک از چشم یارش
پاییز دیگر سردیاش معنا ندارد
پر کرده حجم خانه را عطر بهارش
گویا علی تکثیر میگردد همیشه
وقتی که زینب مینشیند در کنارش
زهرا اگر در بیقراریهای او نیست
زینب ولی آرامشش هست و قرارش
یادآور زهراست زینب پیش حیدر
مخصوصا آن هُرم نگاه باوقارش
حیدر اگر باب نبی در شهر علم است
قطعا که زینب هست دائم پردهدارش
بعد از علی هم باز دشمن میهراسید
زینب به دستش بود نبض ذوالفقارش
پیچیده در گوش زمانه خطبهی او
در پیشگاهش میکنم جان را نثارش
بر تارَک تاریخ شیعه میدرخشد
صبرش، وقارش، اعتقادش، اقتدارش
#محسن_علیخانی
#میلاد_حضرت_زینب
#روز_پرستار
https://eitaa.com/joinchat/3653763092C1d6a81ab4f
آمد به دنیا زینتِ شبهای تارش
زینب همان آرامشش؛ دار و ندارش
آن شب علی چشمان نازش میدرخشید
از شوق جاری بود اشک از چشم یارش
پاییز دیگر سردیاش معنا ندارد
پر کرده حجم خانه را عطر بهارش
گویا علی تکثیر میگردد همیشه
وقتی که زینب مینشیند در کنارش
زهرا اگر در بیقراریهای او نیست
زینب ولی آرامشش هست و قرارش
یادآور زهراست زینب پیش حیدر
مخصوصا آن هُرم نگاه باوقارش
حیدر اگر باب نبی در شهر علم است
قطعا که زینب هست دائم پردهدارش
بعد از علی هم باز دشمن میهراسید
زینب به دستش بود نبض ذوالفقارش
پیچیده در گوش زمانه خطبهی او
در پیشگاهش میکنم جان را نثارش
بر تارَک تاریخ شیعه میدرخشد
صبرش، وقارش، اعتقادش، اقتدارش
#محسن_علیخانی
#میلاد_حضرت_زینب
#روز_پرستار
https://eitaa.com/joinchat/3653763092C1d6a81ab4f
آمد به دنیا زینتِ شبهای تارش
زینب همان آرامشش؛ دار و ندارش
آن شب علی چشمان نازش میدرخشید
از شوق جاری بود اشک از چشم یارش
پاییز دیگر سردیاش معنا ندارد
پر کرده حجم خانه را عطر بهارش
گویا علی تکثیر میگردد همیشه
وقتی که زینب مینشیند در کنارش
زهرا اگر در بیقراریهای او نیست
زینب ولی آرامشش هست و قرارش
یادآور زهراست زینب پیش حیدر
مخصوصا آن هُرم نگاه باوقارش
حیدر اگر باب نبی در شهر علم است
قطعا که زینب هست دائم پردهدارش
بعد از علی هم باز دشمن میهراسید
زینب به دستش بود نبض ذوالفقارش
پیچیده در گوش زمانه خطبهی او
در پیشگاهش میکنم جان را نثارش
بر تارَک تاریخ شیعه میدرخشد
صبرش، وقارش، اعتقادش، اقتدارش
#محسن_علیخانی
#میلاد_حضرت_زینب
#روز_پرستار
#بازنشر
https://eitaa.com/joinchat/3653763092C1d6a81ab4f