خدایا لطفا تو ای شب آرزوها منو به یه ثباتی برسون که همزمانی ک دارم انگشتر عقیق میبینم نخام برم کلاه بافت بخرم و به این فک کنم که عه خب با حجاب نمیشه که .
واقعا از تضاد های فرهنگی و اعتقادی و بحث سر هرکدوم و بها دادن یا ندادن بهشون و مبارزه یا صلح باهاشون عمیقا بیزارم .
یه وقتا تکرار یه روزمرگی منظم و بدون دردسر واقعا قابل هضم تر از سر و کله زدن با انواع عقاید و سلایق ک همه سعی دارن یا باهم دیگه مخالفت کنن یا به هم دیگتزریق کنن یا همدیگه رو بکوبن .
دوستان بالا برید پایین بیاید زمینو بدوزید به آسمون جبرئیل بهتون وحی کنه خدا پا درمیونی کنه درختایزمین قلم بشن و دریا ها مرکب ، قهوه واقعا مزه زهرمار میده ، از زندگی هامونم زهرمار تره .
ولی با تمام آپشن های خیلی زیاد هوش مصنوعی ،
من تا ابد میتونم از هوش مصنوعی متنفر باشم
چون ریشه خلاقیت و کاوش آدما رو از بیخ میزنه
و اونارو از یه جایی به بعد به خودش وابسته میکنه
و عقل و تفکر و انگیزه و خلاقیت و جست و جو
و کنجکاویشون رو تبدیل میکنه به یه سرچ ساده
که ته تهش یه جامعه بی تحلیل قراره تحویل بده
من خیلی وقته کنار کشیدم و بالاخره قبول کردم
قبول کردم من دیگ توانایی گذروندن زندگی عادی
خودم رو هم از دست دادم و نمیتونم مسئولیتی قبول کنم
حداقلش اینه یک سال فاصله بگیرم تا بتونم تمام کارهای
عقب مونده ام رو انجام بدم ، به یه ثباتی برسم
تا باز بتونم مثل قبل همه چیز رو باهم پیش ببرم
اگرکمال گرایی بیخودم و حساسیت های بیجا و
ترجیح دادن بقیه به خودم نبود خیلی وقت پیش
از همه اینا کنار میکشیدم و انقد روانم رو اذیت نمیکردم ..
شاید زودتر از اینا باید باور میکردم من یه انسانم
و سوپرمن نیستم که بتونم همه چیز رو باهم جلو ببرم