از دوستان اغتشاشگر یه تشکر جداگانه دارم
این چند روزی که نت ها قطع بود من انقدر
مفید زندگی کردم که سرجمع این بیست سال
عمرم انقدر تا الان مفید نبوده!😂
این چند بار رسانه یاریگر فتنه ها بود!
جای مظلوم و ظالم ، مقتول و قاتل ، گناهکار و بی گناه ،
درست و اشتباه را به سادگی عوض میکرد ..
البته کمتر از این هم انتظار نمیرفت ما جماعتی بودیم که
مدت هاست مسخ این اپلیکیشن های بی سر و تهی شدیم
که زندگی را از ما گرفته اند ، نه محتوای خاصی ارائه میدهند
نه باعث رشد ما میشوند و نه حتی راست میگویند ..
البته این اپلیکیشن ها به هدف خودشان رسیده اند ،
ما تبدیل شدیم به عده ای آدم بی تحلیل و زود باور
که تمام فکر و ذکرمان شده از مُد روز عقب نیافتیم
یا زندگی فلان بلاگر فخرفروش را دنبال کنیم
و تم تولد دوسال بعدمان را با توجه به تم های بروز انتخاب کنیم ،
یادمان رفت که ما برای چیز دیگری خلق شده بودیم !
حقیقت این است ما زندگی کردن را فراموش کردیم ..
مثل بچه دوساله ای بودیم که شمشیر دولبه را به دستمان دادند
و ماهم فقط کم مانده سر خود را ببریم ،
زمانی وارد فضای مجازی شدیم که سواد آن را نداشتیم
و حتی توان کنترل کردنش را هم نداشتیم ،
باید اعتراف کنیم همه ی ما در این بازی باختیم !
به تجملات و تخیلات و تزریقات مجازی دل بستیم
و زندگی عادی را از یاد بردیم !
در منجلابی گرفتار شدیم که هرلحظه بیشتر در آن فرو میرویم ،
البته به قول معروف ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است !
هنوز هم میشود امیدوار بود که از اضافات دل بکنیم
و قبول کنیم که اشتباه کرده ایم ..
کاش دیر نشود که آن موقع دیگر
فکری باقی نمانده که بخواهد پشیمان بشود!
مُنیب /
چند روز پیش رفته بودم تشکر از کسی که تقریبا ۶ سال یه جمله اش رو عامل بهم ریختن روند زندگیم میدونستم ، بعد از این اتفاقات اخیر به این نتیجه رسیدم که شاید اون روز و اون لحظه من باید این جمله رو میشنیدم .. باید بهم میگفتن که برو معارف وگرنه معلوم نبود الان کجای این کره خاکی مشغول چه کاری بودم ، نمیگم الان آدم خوبی شدم ولی حداقل آدم خیلی بدی نشدم با یه جمله راهم تغییر کرد و تو این راهی که هیچ وقت انتظارش رو نداشتم هماتفاقات تلخی رو تجربه کردم و در مقابلش اتفاقات به شدت شیرینی رو از سر گذروندم که حاضرم هزار بار دیگه برگردم عقب و همین اتفاق بیافته ! حداقل برای خودم جالب بود چطوری میشه زندگی آدم با یکجمله از این رو به این رو بشه و راه خیلی جدیدی رو طی کنه وقتی داشتم این سیر برای بچه های کاردو تعریف میکردم تمام اتفاقات این چند سال از جلوی چشمام مثل یه فیلم میگذشتن مثلا وقتی از دست فامیل بی طرف عصبی بودم مامانم با جمله "طرف بودن شجاعت میخواد که خیلیا ندارن به خودت و امثال خودت افتخار کن" آرومم کرد، شادی هایی که فقط تونستم تو کارهای فرهنگی تجربه شون کنم یا حتی اربعین هایی که باورم نمیشد بتونم یه قدم از مرز تا کربلا بردارم و ... . نمیدونم شاید من واقعا باید وارد این راه میشدم!
* دفترچه خاطرات /
ببخشید که وقتی داشتید به انباری مهمات یه کلانتری حمله ور میشدید دوستان نیروی انتظامی با یه چایی گرم ازتون استقبال نکردن و تشکرات لازم رو به جا نیاوردن .
واقعا عذرمیخایم که وقتی یه نیروی انتظامی رو تنها گیرآوردید و با قمه و چاقو و سنگ و کوکتل و ... ازش پذیرایی کردید ، ما باز قدرتون رو ندونستیم و بی گناهی شمارو متوجه نشدیم و بازداشتتون کردیم .
من دست تک تک اونایی که برای این عده اغتشاشگر هشتگ نه به اعدام میزنند رو از دور میبوسم ، دم غیرت و شرفتون گرم ، هیچکس نمیتونست اندازه شما چشمش رو روی همه چیز ببنده ، بابت این رکورد تبریک به من به شما به همه .