دقیقا چهارمین روز است از نبودن شما میگذرد !
بعد از رفتنت پرچم ایران انگار تکه ای از من شده است حاضر بودم دستانم بیرون از پنجره ماشین یخ بزند ولی این پرچم را بالاتر از همیشه نگه دارم ، همیشه با خودم فکر میکردم از دست دادن عزیزترین های زندگی ام قرار است برایم چگونه بگذرد .. جمله یا کلمه ای برای توصیفش ندارم که همینقدر بگویم انگار قلبم متلاشی شده است ، قلب همه متلاشی شده است ! فکر میکردم قرار است شبانه روز اشک بریزم اما در بهت و جوشش عجیبی فرو رفته ام که جز دقایق اول شنیدن آن خبر سهمگین که هنوز منتظر تکذیبش هستم چشمه اشکِ چشمانم خشک شده است و جایش را بیخوابی و اضطرار گرفته است ، به قول عزیزی انگار بهای مضطر شدن امت ما برای ظهور ؛ جان سید علی بود ! همه اضطرار پیدا کرده اند از خشم شهادتتان شب ها خیابان های این مرز و بوم لبریز از وطن دوستانی است که متحد شده اند و بی مهابا از حمله آن رژیم شیطانی شعار مبارک الله اکبر را سر میدهند ، ماشین و موتور ها مزین به پرچم مبارک جمهوری اسلامی ایران ساعت ها در خیابان میچرخند تا به مزدوران داخلی فرصت جولان ندهند ، خواب به چشم جوانانت نمیآید و مدام درحال جوشش برای زنده نگه داشتن این اتحاد ملی هستند خودمان هم باورمان نمیشد اینگونه دورهم جمع بشویم و ندانیم کی صبح میشود و کی شب میشود ، پویش های مردمی راه بیاندازیم و دیگر منتظر مسئولان و نهادها نمانیم و خیابان را خالی نگذاریم ... همه این ها به برکت شهادت شما اتفاق افتاد ؛ با همه اینها ما دلتنگتان هستیم و هنوز نشده برای پدر امت عزاداری کنیم که آن بماند بعد از پیروزی جبهه حق ! کاش بودید و باز رو به ما با لبخند میگفتید که خداوند جبهه حق را پیروز خواهد کرد ، اگر بخواهم بیشتر از این بگویم دلتنگی امان نمیدهد و این بغض چند روزه منفجر میشود ! داغ شما برای ما خیلی سنگین بود و به قول معروف اگر از این غم بمیریم رواست :) همیشه دعای خیرتان پشت سر ملت شریف ایران بوده و هست ما دلتنگتان هستیم ، وسلام !
برونریزیغمبادهایماندهبرگِلو /