از شبی که متفاوت تر از همیشه سپری شد ..
۱۶/
مُنیب ؛
از شبی که متفاوت تر از همیشه سپری شد .. ۱۶/
دیشب طی حماقت به عمل اومده ساعت ۱۰ نصف شب با پرچم ایران تو محله ای که همه از دم با این مسائل مشکل دارن تصمیم گرفتم خودمو برسونم به تجمع مردمی که چند شب بود دوتا چهاراه اون طرف تر سر مسجدی که معروفه به سیاسی نبودن تشکیل میشد ، با خوندن هزار تا آیه و دعا ، و تاکید بر چوب پرچم نسبت به تمام ماشین و موتورهایی که بد نگاه میکردن با سلام و صلوات رسیدم به تجمع ، حقیقتا این یکی از همه تجربه های این مدت جالب تر بود، مردمی تر بود، انقدر شور بیشتری داشت که وقتی برگشتم خونه تازه متوجه این شدم مچ دستامو از درد نمیتونم تکون بدم 😂 .. خلاصه اش اینکه کاش همه محله هارو دست میگرفتیم که کل شهر درگیر بشه و اینجوری مردم از خواب غفلت شاید بیدار بشن ..
پن:شاید جالب باشه که چرا تو فیلم منم ، چون فیلمارو من نگرفتم .
تجربههایجدید /
بیشتر از اینکه عصبی بشم بابت فحش خوردن سر این پرچم تاب دادنا ، سر اینکه نمیتونم جواب متقابل بدم فشاری میشم.
هر آنچه ام وطن فروش نیستم ..
۱۷/
چه خوب و چه بد ، چه بی کیفیت .. هرچه که باشد میگذارم تا ثبت شود تا ماندگار شود تا همیشه در ذهنم در این آلبوم خاطرات باقی بماند ، آقای ج.ا امشب اندازه نصف عمرم به خاطر بالا نگه داشتن پرچم سه رنگمان ناسزا شنیدم آن خم از نوع خانوادگیش ، حتی به خاطر مسائلی کمی متغیر با عرف تجمع لباس پوشیدم و نگاه خیره و پرمعنای حامیانت را هم تحمل کردم ، حرفی نیست کسی مارا با اجبار و پول و جایزه و ترفیع مقام به اینجور جاها نیاورده که با این مسائل پا پس بکشیم فقط گفتم که بدانی و بدانم مردمان این وطن از دل و جان مایه میگذارند برای برافراشته شدن و ماندن پرچمت ، منظورم اصلا خودم نیستم من ذره ای بین این جانفداها جا ندارم مثلا امشب یک لحظه موقع شنیدن یکی از آن حرف ها داشت اشکم در میآمد که چرا .. چرا باید برای دفاع از میهن یک هم وطن اینگونه رفتار کند ولی بعد با جمله عقلش در همین حد است به تاب دادن پرچم ادامه دادم . متن بهم ریخته ای شد ولی همین است که هست.
برونریزیغمبادهایماندهبرگلو /
مُنیب ؛
چه خوب و چه بد ، چه بی کیفیت .. هرچه که باشد میگذارم تا ثبت شود تا ماندگار شود تا همیشه در ذهنم در ا
چقدر زشت مینویسم
دیگ ب درد نمیخورم