eitaa logo
مُنیب ؛
1.1هزار دنبال‌کننده
347 عکس
109 ویدیو
3 فایل
مملکت خودگردان مُنیب* پارادوکس‌پرومکس.نامعلوم‌الحال منتشرکننده‌عکس‌ونقل‌‌های‌بی‌تکرار شیفته‌‌چایی‌وگوهرشادوَمبینایی‌که‌منیب‌شد. هرگونه‌نقدوانتقادونهی‌ازمنکر وکپی‌برداری‌خلاف‌‌مقررات‌ وپیگردالهی‌ازجمله‌لگد‌درسر‌پل‌صراط‌دارد! من؟ @Monib_84 از؟1399/09/09
مشاهده در ایتا
دانلود
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نهراس از فتنه اکبر سپاه حیدر ، سپاه حیدر 🇮🇷/
اگه یه انتخاب واسه روند زندگی و مرگم داشته باشم ترجیح میدم مثل اون خانم خبرنگار لبنانی که توسط اسرائیل ترور شد زندگی کنم و بمیرم .. حرفه ای ، موثر ، عاقبت بخیر
گمشده ام و مشهد را میخواهم .
یک ماهه که دلم نمیخاد ناراحتی دیگه ای ذهنمو مشغول خودش کنه ، انگار این غم سنگین آخرین نقطه اتصال من به این درد بزرگ و من نمیخام فراموشش کنم ..
مُنیب ؛
یک ماهه که دلم نمیخاد ناراحتی دیگه ای ذهنمو مشغول خودش کنه ، انگار این غم سنگین آخرین نقطه اتصال من
بابت این مسئله انگار به طور دردناکی دلتنگم / ناراحتم / غمگینم / افسردم / خشمگینم / دل‌مرده‌ام / عصبیم / دل‌سوخته ام...
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دشمن بترس از آتش این ملت دلتنگ 🇮🇷/
یه عده با نسل کشی فلسطین فهمیدن یه عده با بمباران مدرسه میناب یه عده با بمباران مناطق مسکونی یه عده با شهید شدن فرماندهان و رهبر یه عده با موشک خوردن شهرشون یه عده هم ایشالا باصدای عزراییل تو جهنم .
رفتم متنای کانال قبلی رو خوندم دیدم واقعا دیگ الان خوب نمینویسم
دیگر زمان وصال کم کم به پایان میرسد آن کور سوی امید گوشه ی ذهنم هم خاموش میشود نه دلگیرم نه شکایت و گله ای دارم حتی زبانم به زمزمه کردن مداحی معروف ' سوال منه .. نیومدنم برا کدوم گناه منه؟ ' هم نمیچرخد ؛ حکمت این جاماندن از همان اول معلوم بود دوست داشتن که فقط به حرف نیست به گریه های فقط ۱۰ شب اول محرم نیست به ضجه و ناله های قبل اربعین نیست .. درست است شما پناه دل شکسته ها و پذیرنده تمام آنهایی هستی که برای توبه به سوی شما آمده اند ولی به قول معروف در دیزی باز حیای گربه کجا رفته؟ باشد تا بدانیم اگر شما پناه ما هستید ماهم بر آن عهد که بستیم بمانیم .. اگر خواننده این پیام هستی و در جاده منتهی به سوی یار قدم برمیداری این سختی شیرین گوارای وجودت که حتما لیاقتش را داشتی از جانب ما به سوی دوست سلام برسان و بگو جز شرمندگی و دلتنگی حرفی نیست .. به دوستان عراقی سلام برسان و بگو تلخی چای شما شیرین ترین و گوارا ترین چیزی بود که در آن گرمای طاقت فرسا میتوان یافت و مخلص کلام به تو از دور سلام .. به سلیمان جهان از طرف مور سلام :) -فراق ، منیب
من هیچ وقت جای درستِ بودنم را پیدا نکردم نمیدانم از کدام سو و جهت باید حرکت کنم تا شاید در نقطه ای طوفان وجودم آرام بگیرد .. همیشه یا آنقدر زیاد بوده ام که دل را زده ام یا آنقدر کم گذاشتم که از یاد و دل رفته ام .. شاید بی حد و مرز و آزاد بودنم این بلای خانمان سوز را بر سرم آوار کرده و حد میانه را از اساس و بنیان زندگی ام پاک کرده .. آدمی که حد وسط نداشته باشد جایی هم ندارد به هر طریقی از دل و ره زدوده میشود و حتی گرد و غبار ریزی از وجودش بر نقشه جهان باقی نمی‌ماند دروغ نگویم جسمی در این کوچه و آن کوچه در پی خودش میگردد که شاید ردی از وجودش پیدا کند ولی مگر ما بدون روحی که در این دنیا جایی ندارد وجودی هم داریم؟جواب ساده است .. خیر مثال یک جنازه بهت زده به این سو و آن سو می‌رویم شاید مردمان نگاهی به سر تا پایمان بندازند ولی چون روحی در آن نیست انگار آشنایی نمی بینند شاید بیزاری جستن من از حد و مرز و قانون مرا به این جنون کشانده ! - ظلمات بی انتها ، منیب
من این روزها کاملا متوجه شده ام اگر بخواهم به ساز آدمها برقصم فرقی با یک دلقک مضحک ندارم ، آدمها بر اساس ذهنیت و باور درست یا غلطشان همیشه سعی دارند تو را محکوم یا قضاوت کنند یا از سر حسادت تو را پایین بکشند ، هیچکسی از سر دلسوزی یا نشان دادن رفتار درست با تو سر جنگ ندارد که اگر از سر محبت بود چرا از طریق جنگ؟؟ مادر و پدر تنها مخلوقی هستند که همیشه در تلاش بودند چه از طریق جنگ چه از طریق محبت تو را در راه درست هدایت کنند .. اما بقیه اگر چاره داشتند و دستشان باز بود تا الان هم دیگر را سر رفتار های بیهوده قتل عام کرده بودند ، خلاصه چرندیات امشب این است که هرچند سخت اما انسان دارای ۲۰۶ استخوان و ۷۸ عضو کلی بدن است و در هنگام مواجه با بیهوده گویی آدمها بهتر است که از مجموع ۲۸۴ انتخابی که دارد یکی را برگزیند و حرف بر مبنای باد هوای انسان مقابلش را بر همان عضو حواله کند ، روی صحبتم با خودم و بقیه مردم : قبل از اینکه حواله شوید جلوی زبانتان را بگیرید ! منیب
مگر بهشت جایی به غیر از اینجاست؟.. جایی که صدای نقاره اش زنگاره های دل را میلرزاند آجر به آجر گنبدش جایگزین شکسته های دل میشود برق ضریحش میشود ذوق از دست رفته این روزها چایی اش میشود شیرینی تلخی این روزگار خادمانش یادآوری میکنند هنوز مهربانی در این دنیا باقی است کنج دنج های صحن ها میشود آغوشی که منتظرش بودیم و اشک های چشمانمان میشود آرامشی که برای داشتنش صبر و قرار نداشتیم اینجا آسمان آبی تر است مردمانش مهربان تر اند اینجا هنوز مارا فراموش نکرده اند اینجا هنوز مارا به یاد می آورند اینجا هنوز ثانیه ای قبل از فروپاشی مارا در آغوش میگیرند که مبادا لحظه ای احساس بی پناهی نکنیم مگر بهشت جایی غیر از اینجاست؟!.. - پناه آخر - مُنیب مشهدالرضا ، ۱۴۰۴/۰۱/۳۰