هدایت شده از - تامیلا -
📌 بهنامِ غم، که ما را وصلۀجاناست ,
عرض سلام و احترام و بردباری محضر شما و غمِ مقدستان، غمی سرچشمه گرفته از خون پاشیده شدۀ قائد امت در آسمان روزهایمان.
سیهپوش پدر هستیم و سر ادب خم میکنیم بر چشمان تار و اندوهناک شما، پارههای وطن!
/
اینروزها هرکدام از ما زخمهایی بر پیکرۀ احساساتمان، روحمان و حتی جسممان داریم و مرحم همه آنها داشتن دلی آرام است.
حالا اما برای تسلای دل، نشستن را جایز ندانسته و بر خود واجب دیدیم تا در خیلِ کثیر رهروان قدمی برداشته و رضایت آن [ دوست ] را جلب کنیم.
خواستار صبری عظیم از درگاه خداوند هستیم و به رسم هر مرتبه این بار هم برای حرکتی فرهنگی _ جهادی به کمک های بی منت شما نیازمندیم.
تا تنها تصویری که برایمان مانده را به تمام جهان مخابره کنیم.
این بار قاب ها روایتگر مردی خواهد بود که جانِ قابل خود را فدایِ این خاک و مردمانش کرد.
فلذا فارغ از تمام کلیشه های فراگیر شده هدف ما روایت قاب هایی از آقایِ شهید است.
( چاپ عکسهای پدر امت [گلاسه] + قاب pvc [در ابعاد A5,A4] )
( مکان پخش: تهران در اولویت، و درصورت همراهی شما، شهرها و شهرستانهای مختلف)
/
یقین داریم که شما صاحبدلان مکتب ایران، در این امر مارا تنها نمیگذارید و کمکهای مالی و معنوی شما پشتوانه ما خواهند بود.🫂
سهم شما از بلند کردن این علم به شمارهکارت زیر:
5047061054200221/ مهدوی. | با کلیک روی شماره، کپی میشود. / مراحل انجام کار در همین تریبون رسانهای گزارش داده میشود. @Tamyla 🌟 اجرتون با امام حاضر و ناظر.
خدایا به فریادمان برس که از خودمان بگذریم
که از هوس ها و شهوت هایمان،
از قفس های تنگ و تاریک
و لانه های خالی از محبتمان بگذریم
از تنگی روحمان، از حقارت اندیشههایمان،
از دنائتها و رذالتهایی که اسباب خجالت
خودمان و بچههایمان است بگذریم ..
خدایا، به دادمان برس!
که ذلیلیم، ذلیل اسارتِ تنهای خاکشدنی خویش
و شهوتهای خویش، و خودپرستیهای خویش
و آرزوهای حقیر و آلودهی خویش ..
خدایا، به فریادمان برس، به فریادمان برس
به فریادمان برس، و کاری نکن
که بیش از این شرمنده در حضور تو باشیم ..
باسرودخوانِجنگ درخطهیناموننگ
صفحه چهل / نادر ابراهیمی
پدر، امروز میگوید:
خودتان را به آب و آتش بزنید.
غصهی لانه و باغ و بهار را نخورید.
لانه، باز ساخته خواهد شد
درخت، باز کاشته خواهد شد
شرف، اما، اگر برود، در تاریخها مینویسند،
و وقتی نوشتند، با مرکبی مینویسند
که خیلی سخت پاک میشود:
با مرکب تجزیه، با مرکب معاهدهیگلستان
و ترکمنچای .. بامرکبی از خون سرداران و سربداران
ای برادر، به بختک ظلمتی که امشب
روی باغ تو افتاده فکر نکن
به عطر ظلمتی که اگر یک لحظه غفلت کنی
از راه خواهد رسید بیاندیش!
به خانه فکر نکن
به تاریخِ خانه فکر کن!
باسرودخوانِجنگ درخطهیناموننگ
صفحه چهلوهفت / نادر ابراهیمی
فردا و پس فردا و پس فرداش و پس فرداترش امتحان دارم
و با خیال آسوده ای ک انگار یه پیرزن ۶۰ ساله ام
که منتظر اومدن نوه هامم نشستم به در نگاه میکنم