eitaa logo
مُنیب ؛
1.2هزار دنبال‌کننده
375 عکس
125 ویدیو
3 فایل
مملکت خودگردان مُنیب* پارادوکس‌پرومکس/نامعلوم‌الحال/منتشرکننده‌عکس‌ونقل‌‌های‌بی‌تکرار/ شیفته‌‌چایی‌وگوهرشاد/وَمبینایی‌که‌منیب‌شد. کپی‌،انتقاد،نهی‌ازمنکر؟پذیرانیستیم از؟1399/09/09
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از مزیت های زندگیم اینه که ۱۲ ام به دنیا اومدم ولی تو شناسنامه ۱۹ ام ثبت شده یعنی میشه هفته ولادتمو کل شهر چراغونی کنیم✨
صادقانه بخوابم بگم احتمالا این ۵ یا ۶‌مین سالیه که کنار این خانواده مجازی تولدمو جشن میگیرم، هربار با یه سری حرف مواجه بودم که اصلا این آدمارو میشناسی یا نمیدونم معلوم نیست کی‌ان و خیلی فاصله مسافتی یا حتی سنی دارید، ولی هرسال این روز بهم ثابت میشه چقدر از داشتن اینجا و این جمع خوشحالم و با تمام باگ های ایتا جمع اینجارو به هیچ اپ داخلی یا خارجی تعویض نمیکنم! انقدر جای این‌ جمع و دوستای مجازیم محفوظ که همیشه یکی از خط قرمزام حساب میشن و خلاصه پز شما رو همه جا دادم. بازم از داشتنتون خوشحالُ متشکرم و بابت تبریکای خیلی خیلی قشنگتونم ممنونم♥️
کاش اتاقمم شبیه ۲۱ ساله ها بود نه بچه های یک ساله
تو شهر قدم میزنی موکب زدند شیرینی و شربت پخش میکنند صدای مولودی از هرطرف میاد خلاصه که من که فکرشو نمیکردم ولی ایرانی جماعت شیعه بودن خودشو برای بار هزارم ثابت کرد✨
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه مولانا علی بن ابی طالب💚.
ساعت ۱۱ شب، تنها صدایی که میاد صدای جناب چاوشی تو هندزفری من، به قول معروف سگ تو خیابون های شهر پر‌نمیزنه و هرلحظه با خودم فکر میکنم با این حماقتی که انجام دادم اگه یه نفر به فرض محال بخواد از پشت سر بهم نزدیک بشه که کیفم رو بزنه یا گوشیمو ببره قطعا با صدای بلند آهنگ متوجهش نمیشم و بیشتر احتمال به فنا رفتنم میره بالا! بخوام طبقه بندی کنم همه چیز از انتظار شروع میشه، متوجه شدم از هیچکس نباید انتظار داشت و کاش آدماهم از من انتظار نداشته باشن؛ البته بخوام دقیق تر فکر کنم همین که میخوام از من انتظاری نداشته باشن خودش یه انتظار خیلی بالاییه و یعنی بازم انتظار حساب میشه! به هرحال تا قبل از این احتمالا صرفا رو دور سس‌ناله بودم ولی الان مرحله های جدیدی آنلاک شده، نه میخوام کسی درک کنه نه متوجه بشه نه همدردی کنه نه بغلم کنه نه هیچی، فقط رهام کنه، رهام کنن! انگار باتری درونیم هشدار های آخرشو میده که چیزی از توان شما باقی نمونده، راستشو بگم بازم با همین یک درصد مجبوریم ادامه بدیم لبخند بزنیم ارتباط بگیریم یعنی چاره ای نیست زندگی همین بوده و خواهد بود ولی حداقلی ترینش اینه کسی ازم تو این دوران انتظاری نداشته باشه بزاره با همین یک درصد بتونم ادامه بدم بزاره همین یک درصد باقی بمونه.. متوجه شدم ممکن حتی خانواده هم یه موقعی تورو قبول نکنند که حتی اینم منطقی. کسی مجبور نیست کسی دیگه رو متحمل بشه. احتمالا هیشکی به این نقطه از متن نمیرسه چون خیلی درهم نوشتم، فقط نوشتم که نوشته باشم، ولی فقط میدونم تو این دوران به هم دیگ سخت نگیرید، اون یه درصد آخر باتری هم دیگه رو تموم نکنید. برون‌ریزی‌غمباد‌های‌مانده‌بر‌گلو /
بازم بخوام دقیق‌تر بگم، هیچکس از زندگی کسی خبر نداره که چقدر درگیری ذهنی و جسمی و روحی و روانی و خانوادگی داره! شاید یکی به یه جایی رسیده باشه که کاسه صبرش لب‌ریز که هیچ‌ سرریز شده باشه، ممکن حتی یه سلام کردن یا جواب دادن پیام یا اهمیت دادن به ناراحت شدن های الکی به یه نفر زور میاره، احتمالا درک متقابل انتظار بالایی نیست، یعنی تو این اوضاع بهتره به هم دیگه فشار نیاریم که باعث فشار زیادتر روی زندگیامون بشه، بهتره بازم مجددا بگم رها کنید شل کنید انقدد روابط انسانی رو سخت نکنید که ادما ترجیح بدن دور از همه تو اتاقشون بمونند که فقط چیزی متوجه نشن. رها کنید. برون‌ریزی‌غمباد‌های‌مانده‌بر‌گلو /۲
اشوان.ashvan_man_adame_royaye_to_nistam.mp3
زمان: حجم: 9.6M
به جای اون قسمتی که میگه خانومَم، لطفا یه چیزی شبیه آدما متصور بشید.
رندوم ترین کاری که به ذهنم میرسید، این بود که وسط گلزار شهدا بشینم کتاب بخونم که شاید یکمی اوضاع بهتر بشه.
البته اینکه ثانیه ای یه بار سوسک بالدار از کنارم رد میشه یا اینکه هر صدای پایی که میاد یه دور اشهدمو میخونم هم بهش اضافه کنید.
کتاب خوب بخوانیم . . ✨ تضادهای درونی، نادر ابراهیمی /