eitaa logo
مُنیب ؛
1.2هزار دنبال‌کننده
375 عکس
124 ویدیو
3 فایل
مملکت خودگردان مُنیب* پارادوکس‌پرومکس/نامعلوم‌الحال/منتشرکننده‌عکس‌ونقل‌‌های‌بی‌تکرار/ شیفته‌‌چایی‌وگوهرشاد/وَمبینایی‌که‌منیب‌شد. کپی‌،انتقاد،نهی‌ازمنکر؟پذیرانیستیم از؟1399/09/09
مشاهده در ایتا
دانلود
علی‌الاصول چه واژه جالبیه.
چشم دنیا بشود کور، تو مستانه برقص🌟. دقیقا چند ثانیه قبل به خدا فقط گفتیم چی میشه یکی از اون رعدوبرق بزرگات رو بفرسی کل آسمون روشن بشه، البته اگه دوستمون داری و یهو ..... بومم.
هرجارو باز میکنی علی‌الاصول که میپاشه تو صورتت
علی‌الاصول به مفهوم پیام بیشتر دقت کنید و بعد به پویش علی‌الاصول گرا بپیوندید.
برای آدمایی که لطف کردن رو وظیفه ندونند حاضرم جونمم بزارم کف دستم تقدیم کنم.
زندگی گاه زخم عمیقی میزند بر پیکره ی موجودات ضعیف الخلقه ی ناتوانی که از بخت بد روزگار امیدشان به همان تک باریکه های نوری است که شده بازیچه ی دست زندگی، انگار دور زمین و زمان میچرخد که آن ذره ابرسیاهِ کنار رفته را پیدا کند، دعوا کند و درش را گِل بگیرد. طبق دو دوتا چهارتای روزگار درِ امید آدمی هم گل گرفته میشود، فسرده میشود، ناتوان میشود، زانوهایش میشود همدم روزگارش و در کنج خلوتی می‌نشنید تا ببینید چه میشود، مسئله مهم اینجاست که گاها آدمی از درد های بزرگ نمی‌میرد؛ از انباشته شدن دردهای ریز ریز و بی اهمیت توانش را از دست میدهد، چشمانت را ببند، متصور شو، طبق مثال قرار است به فلان مکان برسی در راه بر طبق اصول روزگار با ناهمواری های زمین آشنا می‌شوی، باز بلند میشوی با زمین میخوری انقدر این چرخه نرسیدن برهمین مدار می‌چرخد که دیگر نمیشود‌ دقیقا اینجا نمی‌شود معنا پیدا میکند، نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود! آن زخم عمیق روزگار همینجاست دقیقا در همین نقطه نمی‌شود در همین زمان فرسودگی، در همان زمانی که ذهن و جسم خسته از تلاش فقط برای نفس کشیدن های نامنظم تلاش می‌کند که برای گوشه چشم دیگران بماند‌، بماند که امید آنها خاموش نشود، بماند که مانده باشد، ولی ممکن است در قدم آخر همان بماند هم از هم بپاشد، هرکدام از حروفش در گوشه ای پرتاب شود و از آن جسم فرسوده چیزی جز تکه‌هایی که روزی مشتاق چیزی فراتر از نفس کشیدن بودند، نماند.. همینجاست که نیستی معنا پیدا می‌کند. نمیدانم‌چه‌میخواهم‌بگویم‌غمی‌در‌استخوانم‌میگدازد برگرفته از nمین هجویاتِ آنیِ همین حقیر/