eitaa logo
🌝𝓶𝓪𝓱𝓸 𝓴𝓱𝓸𝓻𝓼𝓱𝓲𝓭🌚
56 دنبال‌کننده
20 عکس
1 ویدیو
0 فایل
شروع بی پایانمون:۲۶/۳/۱۴۰۵ توجه توجه❌این رمان کاملا خیالی است و شایعه سازی نکنید❌🎀 آیدی مالک: @Meshkatabdi ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_28oi9w6&btn=ماه.و.خورشید
مشاهده در ایتا
دانلود
۱ نفر دیگه تا پارت اول
۲۰ تاییمون مبارک 🥳🥳🥳🥳
«🌝ماه و خورشید 🌚» PART1 --------------------------------------------------------- گندم:سلام اسم من گندمه فامیلیم هم سهرابی هست من بچه وسط خانواده هستم خوب بریم سراغ داستان گندم:خسته از سرکار برگشتم و رفتم دیدم پانیذ داره غذا درست می‌کنه(نویسنده:با خواهر و برادرش توی یک خونه زندگی می‌کنه) گندم :به به میبینم بوی غذا راه انداختی اونم قرمه سبزی که من عاشقشم پانیذ :بله دیگه ما اینیم گندم:یهو دیدیم دانیال اومد خونه دانیال :سلام بر اهالی خانه(با صدای بلند گندم:چته کر شدم پانیذ:راست میگه دانیال:اینارو ولش کن چه بوی غذایی میاد پانیذ:بله دیگه دستپخت منه دانیال:به به پس من سفررو میندازم دانیال:سفررو انداختم و نهار رو خوردیم امشب یه کنسرت داشتم رفتم که یه استایل بزنم اینم از استایلم عالی شده نیلا بهم زنگ زد (مکالمه کیمیا و گندم) گندم:سلام نیلا:سیلام خوبی؟ گندم:خوبم چی کار داستی؟ نیلا:میخواستم بگم بلیت کنسرت حامیم گرفتم میای من و تو و جانا بریم گندم:آره نیلا:باش ساعت ۵ میام دنبالت گندم:اکی نویسنده:مشکات🌀🛐 طراح:رزا🌀🛐
من خوندممممممم😭✨ ---------- مشکات:مرسی عزیزم
تروخدا یکی دیگه هم بدهههههه😭 --------- مشکات: تا ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه آمادست (منظورم چند دقیقه دیگست)
آخجوننن پارت اول رو دادییییی🥳 ---------- مشکات :آره دادم