ولی این دیالوگ از خسرو شکیبایی دوست دارم:
" ای کاش یاد بگیریم واسه خالی کردن خودمون کسی رو لبریز نکنیم."
874K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قبول دارین از چشم ادما میشه قلبشون رو خوند:)
یه تعریف قشنگی از دلتنگی دیدم. میگه «ألحنین هو أن تسمع اصوات من تحبهم و تلتفت ۆلا ترى احدا»، دلتنگی اونه که صداى کسی که دوستش میداری رو بشنوى، اونوقت سر برگردونی ولی کسی رو نبینی.
پرسید : تا کی میخوای اینجوری زندگی کنی؟
گفتم : چجوری؟
- خودتو با کار و فیلم و کتاب و .. خفه کنی و در
طول روز به جز سلام و خداحافظ و چند کلمه هیچ
حرفی نزنی !
+ نمیدونم ؛ چرا این سوالو میپرسی؟
- چرا این سوالو میپرسم؟ واقعاً نمیدونی؟
همه اطرافیانت ازت رنجیدن ، همه به نحوی ازت دور شدن !
+ خب من هیچ موضوعی برام جالب نیست که بخوام ازش بگم به جز یه نفر که اونم . .
ناخودآگاه یه قطره اشک از چشام سر خورد ، با نوک انگشتاش قطره اشک و پاک کرد و گفت : ‹ ولی تو با احساسترینِ به ظاهر بیاحساسی :)!
من تا همینجاش هم برات کلی صبر کردم . .
اصلا عادت کردم به اینکه برای تو صبر کنم ؛
برای دیدنت .
برای شنیدن صدات .
برای داشتن یه عکس جدید ازت .
برای پرسیدن حالت .
برای اینکه خودت بیای باهام حرف بزنی ؛
تا هر وقت هم نیاز باشه برای رسیدن بهت صبر میکنم . .
ولی دردم اینه که نمیدونم این "هر وقت" تا کِی ادامه داره؟
تا کی باید دلتنگت باشم و کاری از دستم برنیاد؟!
اصلا اگه تا ابد دلتنگت بمونم ، اگه تا ابد سهم بیشتری ازت نداشته باشم چی؟!(:
هممون از دروغ متنفريم، اما بعضی وقت ها تمام آرزومون اينه که چيزى که میشنويم دروغ باشه…!