از این بابت که تو غم درونم رو دیدی واقعا خوشحالم، ولی به همون اندازه هم میترسم که غم درونم تو رو خسته کنه.
هدایت شده از . جایِبوسه .
میخواستم ببوسم چشمانش را، اما یادم افتاد که ما آنقدرها هم به یکدیگر نزدیک نیستیم ..
حقیقتا من واقعا بغل رو دوست دارم.
بغلِ کوتاه، بغلِ طولانی، بغل از پشت، بغل از جلو،خوابیده بغل شدن، کلا ماهیت بغل رو تا ابد دوست دارم.
هدایت شده از سالهایدورازمریخ.
همونقدر که بدم میاد بقیه مقایسهام کنند، ده برابرش خودم خودمو در معرض مقایسه قرار میدم
احمقانه ترین کار و حتی گاهی شیرینترین کار، شاید درخواستِ حرف زدن با کسی باشه که تنها کاری که قیدِش رو زده، حرف زدن از تاریکی ها و احساسات درونش باشه و تو امیدوارانه و صبورانه به پای حرف های ناگفتهاش مینشینی..