از خودمم متنفرم که وقتایی که دارم از ناراحتیم حرف میزنم، لرزش صدام و اشک تو چشمام باهام لجبازی میکنن و همچی رو خراب میکنن.
هدایت شده از . جایِبوسه .
کاش میتوانستم در نامهای مفصل برایت بنویسم چقدر خسته و کلافهام و مدام اشک میریزم. دیگر از زندگی سیر شدهام، دوست دارم خودم را بکشم و در قعر جهنم تنها بمانم ..
هدایت شده از ویلوبی'
مشکل اینه که اهمیت میدم .خیلی اهمیت میدم، بیش از حد اهمیت میدم، خاک بر سرم.
سخت است چیزهایی رو با چشم هایت ببینی که حسرت یک لحظه داشتنشان در دلت سنگینی می کند. تو میمانی و قلبی که صدای شکستنش را به وضوح می شنوی..
هدایت شده از خورشیدگردون
واقعا من برا این زمین و زندگی کردن با آدماش ساخته نشدم.
هدایت شده از . جایِبوسه .
غمهایت را به من بسپار، من زاده شدهام تا اندوه تو را به دوش بکشم، تا که چشمهای بارانیت را ببوسم. میدانم که وقتی غصهات میگیرید کتاب میخوانی؛ کتابهای مرا ورق بزن که سطر به سطرش پلکهای تو را بوسیدهام ..
هدایت شده از خورشیدگردون
من همزمان دلم میخواد برا آیندم تلاش کنم و بهترین زندگی رو بسازم و همزمان دلم میخواد همین الان بمیرم.