•┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
5⃣1⃣آیه پانزدهم:
💥حق، دادنی است!
پیام ها:
1)نه تنها قوم و خویش بلکه نیازمندان و در راه ماندگان نیز حقی بر گردن ما دارند، این یعنی دعوت به مهربانی و مسئولیت پذیری.
2)خداوند در این آیه از اسراف و تبذیر(بخشیدن بیش از حد) نهی میکند.
3)بی توجهی به این حقوق شکاف طبقاتی رو افزایش می دهد و تفرقه جای همدلی را می گیرد.
4)خداوند در این آیه از اسراف و تبذیر نهی می کند.
🍃تبذیر یعنی:انسان اموال خود را به صورت غیر منطقى و ریخت و پاش خرج کند.
🖇📜@MosbatQoran
•┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
✋🏻عهدمان با آیه
🎀حقّ خویشاوندان، نیازمندان و در راه ماندگان را أدا کنیم و از اسراف بپرهیزیم.
💪🏻عمل به آیه
🎀 به جای خریدهای غیرضروری یا مصرف گرایی، بخشی از هزینه هایمان را برای نیازمندان صرف کنیم.
🎀در سفر آماده کمک رسانی به در راه ماندگان باشیم.
📜@MosbatQoran
استاد معتز آقائی16.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
-💚پیامبراکرمـﷺ:
وَ مَنْ تَلا فیه آیَةً مِنَ القُرْآنِ، کانَ لَهُ مِثْلُ اَجْرِمَنْ خَتَمَ القُرْآنَ فى غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ؛
●کسى که در ماه مبارک رمضان یک آیه قرآن بخواند پاداش او همانند کسى است که قرآن را در ماه هاى دیگر ختم کرده است!●
#جزءخوانی
#جزء_شانزدهم✍🏻
🖇📜@MosbatQoran
مهمان شانزدهمــیــن شــ🌚ــب از رمضــان!
📢🔥 مسیرش با قرآن شروع شد و هنوز هم با عشق ادامه داره!
🌟 آقای علی مقنی | سالهاست که در مسیر یادگیری، آموزش و ترویج قرآن قدم برداشته!
📖 از سال ۱۳۷۵، با عشق به حفظ، قرائت و مفاهیم قرآن وارد این مسیر شد و خیلی زود توفیق تدریس پیدا کرد.
🎓 تربیت مربیان قرآن در زمینه روخوانی، روانخوانی، تجوید و حفظ… فقط بخشی از فعالیتهاشه!
🏅 اما افتخار بزرگترش؟ خدمت به اهل قرآن در مسئولیتهای کلیدی:
🔹 معاونت آموزش جامعهالقرآن و مرکز قرآنی حوزههای علمیه
🔹 مدیریت مرکز قرآن و عترت حوزههای علمیه
🔹 معاونت آموزش، معاونت مسابقات، رئیس بنیاد مسابقات قرآن کریم
🔹 مسئول ستاد حفظ در سازمان اوقاف و امور خیریه
💡 و در یک جمله خودش میگه : همه اینها مدال افتخاریه که خدا بهش داده تا در مسیر نورانی قرآن قدم برداره!
📡 پخش زنده | 🕗 ساعت ۲۰
وقتی تصویر «پخش زنده» توی کانال اومد، لمس کن و وارد شو!
🔇 خیالت راحت، فقط تماشا کن، نه تصویرت پخش میشه نه صدات!
📎 لینک کانال مثبت قرآن
🖇📜@MosbatQoran
🔷🔹💠🔹🔷
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-تلاوت آیه ۹۶ سوره مبارکه مریم توسط استاد سعیدیان🎙-
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا🌱
📜خدا مِهر و محبّت مسلمانانى را كه كارهاى خوب مىكنند، در دلها مىاندازد.
#زندگی_با_آیه_ها
#تلاوت
🖇📜@MosbatQoran
.
🍀بسم الله الرحمن الرحیم🍀
اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِكَ الى دارِ القَرارِبالهِیّتَكِ یا إلَهَ العالَمین.
خدایا توفیقم ده در آن به سازش كردن نیكان و دورم دار در آن از رفاقت بدان و جایم ده در آن با مهرت به سوى خانه آرامش به خدایى خودت اى معبـود جهانیان.
#ادعیهماهمبارک
#دعایروزشانزدهم
🖇📜@MosbatQoran
هانی-طلوع-یک-تکاور-نسخه-مجازی.pdf
حجم:
1.9M
🚨🗒📌
🛑اصلا میدونی تکاور شدن یعنی چی⁉️
#قسمت_پنجم
🖇📜@MosbatQoran
۱۶
محبت الهی
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا
خدا مهر و محبت مومنانی که کارهای خوب میکنند، در دلها میاندازد.
(۹۶ مریم)
کسی از مردم ایران او را نمیشناخت، حتی در میان پاسداران شناخته شده نبود، اما محبتش به دل همه افتاد.
اهل یک شهر کوچک در استان اصفهان بود و در جوانی برای دفاع از حرم راهی سوریه شد.
همان سال، چندین شهید ایرانی توسط جلادان گروههای تروریستی سربریده شدند، اما فقط تصاویر او رسانه ای شد و تمام عالم او را شناختند. بعدها که خاطرات او پخش شد همه فهمیدند که خداوند رحمان میخواست، محبت این بنده خالص خودش را در دلهای مردم قرار دهد.
اما محسن حججی چه کرده بود که اینگونه تمام ایران برایش عزادار شد؟! رفقایش میگفتند اخلاص و اهمیت به دستورات الهی، مهمترین ویژگی محسن بود.
اوایل در یک قنادی مشغول به کار شد. تنها شرط او، اجازه برای نماز اول وقت در مسجد بود. مسئول قنادی درصد زیادی از حقوقش را کم کرد، اما محسن خوشحال بود که مسجدش ترک نمیشود.
محسن، بسیار به شهید ابراهیم هادی علاقه داشت. در مراسم عقد به همسرش یک بسته کتاب هدیه داد که یکی از آنها سلام بر ابراهیم بود.
۶۶صفحه🔼
ادامه دارد 🔽
🖇📜@MosbatQoran
محسن خالصانه و بدون سر و صدا برای خدا زحمت کشید، اما خداوند نام او را همچون ابراهیم هادی بلند آوازه کرد....
بعد از آنکه "محسن" وارد سپاه شد، عصرها به کتابفروشی میآمد و پولی که به دست می آورد را برای اردوهای جهادی کنار می گذاشت.
رشته تحصیلی "محسن" برق ساختمان بود. برق کشی ساختمانها را انجام میداد و پول دستمزدش را در قلکی که برای کار جهادی بود نگه میداشت و هر دفعه که به اردوی جهادی میرفتیم چند میلیونی که جمع کرده بود را خرج اردو میکرد.
محسن به توسل به امام زمان(عج) بسیار اهمیت میداد.
یکبار بهش گفتم تو زده به سرت؟ برمیداری این همه راه میری قم و جمکران که چی بشه؟ از همینجا سلام بده، آقا صدات رو میشنوه.
گفت: میدونم سلامم رو میشنوه، میدونم جوابم رو میده، اما میخوام برم بهشون بگم برا یه سلام دادن به شما این همه راه کوبیدم و اومدم. میخوام برم به آقا بگم اون قدر دوستت داشتم که واست تا اینجا اومدم....
توی دانشگاه علویجه درس میخواندیم هر روز با مینی بوسی که پر از دختر و پسر بود، از نجف آباد میرفتیم تا دانشگاه.
نیم ساعتی در راه بودیم. توی مینی بوس هم دست از کار فرهنگی برنمی داشت. چون عاشق کتاب بود، کتاب می آورد توی مینی بوس و درباره آن برای بقیه حرف میزد.«خاکهای نرم کوشک» و «سلام بر ابراهیم» و «شاهرخ» را یادم هست. میدادشان به بچه های مینی بوس.
میگفت: «بخونید و بعد هم دست به دست کنید.»
با همین کارش، خیلیها را تغییر داد. محسن همه کارهاش بوی اخلاص میداد.
صفحه۶۷🔼
ادامه دارد🔽
🖇📜@MosbatQoran