16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-تلاوت آیه ۹۶ سوره مبارکه مریم توسط استاد سعیدیان🎙-
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا🌱
📜خدا مِهر و محبّت مسلمانانى را كه كارهاى خوب مىكنند، در دلها مىاندازد.
#زندگی_با_آیه_ها
#تلاوت
🖇📜@MosbatQoran
.
🍀بسم الله الرحمن الرحیم🍀
اللهمّ وَفّقْنی فیهِ لِموافَقَةِ الأبْرارِ وجَنّبْنی فیهِ مُرافَقَةِ الأشْرارِ وأوِنی فیهِ بِرَحْمَتِكَ الى دارِ القَرارِبالهِیّتَكِ یا إلَهَ العالَمین.
خدایا توفیقم ده در آن به سازش كردن نیكان و دورم دار در آن از رفاقت بدان و جایم ده در آن با مهرت به سوى خانه آرامش به خدایى خودت اى معبـود جهانیان.
#ادعیهماهمبارک
#دعایروزشانزدهم
🖇📜@MosbatQoran
هانی-طلوع-یک-تکاور-نسخه-مجازی.pdf
حجم:
1.9M
🚨🗒📌
🛑اصلا میدونی تکاور شدن یعنی چی⁉️
#قسمت_پنجم
🖇📜@MosbatQoran
۱۶
محبت الهی
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا
خدا مهر و محبت مومنانی که کارهای خوب میکنند، در دلها میاندازد.
(۹۶ مریم)
کسی از مردم ایران او را نمیشناخت، حتی در میان پاسداران شناخته شده نبود، اما محبتش به دل همه افتاد.
اهل یک شهر کوچک در استان اصفهان بود و در جوانی برای دفاع از حرم راهی سوریه شد.
همان سال، چندین شهید ایرانی توسط جلادان گروههای تروریستی سربریده شدند، اما فقط تصاویر او رسانه ای شد و تمام عالم او را شناختند. بعدها که خاطرات او پخش شد همه فهمیدند که خداوند رحمان میخواست، محبت این بنده خالص خودش را در دلهای مردم قرار دهد.
اما محسن حججی چه کرده بود که اینگونه تمام ایران برایش عزادار شد؟! رفقایش میگفتند اخلاص و اهمیت به دستورات الهی، مهمترین ویژگی محسن بود.
اوایل در یک قنادی مشغول به کار شد. تنها شرط او، اجازه برای نماز اول وقت در مسجد بود. مسئول قنادی درصد زیادی از حقوقش را کم کرد، اما محسن خوشحال بود که مسجدش ترک نمیشود.
محسن، بسیار به شهید ابراهیم هادی علاقه داشت. در مراسم عقد به همسرش یک بسته کتاب هدیه داد که یکی از آنها سلام بر ابراهیم بود.
۶۶صفحه🔼
ادامه دارد 🔽
🖇📜@MosbatQoran
محسن خالصانه و بدون سر و صدا برای خدا زحمت کشید، اما خداوند نام او را همچون ابراهیم هادی بلند آوازه کرد....
بعد از آنکه "محسن" وارد سپاه شد، عصرها به کتابفروشی میآمد و پولی که به دست می آورد را برای اردوهای جهادی کنار می گذاشت.
رشته تحصیلی "محسن" برق ساختمان بود. برق کشی ساختمانها را انجام میداد و پول دستمزدش را در قلکی که برای کار جهادی بود نگه میداشت و هر دفعه که به اردوی جهادی میرفتیم چند میلیونی که جمع کرده بود را خرج اردو میکرد.
محسن به توسل به امام زمان(عج) بسیار اهمیت میداد.
یکبار بهش گفتم تو زده به سرت؟ برمیداری این همه راه میری قم و جمکران که چی بشه؟ از همینجا سلام بده، آقا صدات رو میشنوه.
گفت: میدونم سلامم رو میشنوه، میدونم جوابم رو میده، اما میخوام برم بهشون بگم برا یه سلام دادن به شما این همه راه کوبیدم و اومدم. میخوام برم به آقا بگم اون قدر دوستت داشتم که واست تا اینجا اومدم....
توی دانشگاه علویجه درس میخواندیم هر روز با مینی بوسی که پر از دختر و پسر بود، از نجف آباد میرفتیم تا دانشگاه.
نیم ساعتی در راه بودیم. توی مینی بوس هم دست از کار فرهنگی برنمی داشت. چون عاشق کتاب بود، کتاب می آورد توی مینی بوس و درباره آن برای بقیه حرف میزد.«خاکهای نرم کوشک» و «سلام بر ابراهیم» و «شاهرخ» را یادم هست. میدادشان به بچه های مینی بوس.
میگفت: «بخونید و بعد هم دست به دست کنید.»
با همین کارش، خیلیها را تغییر داد. محسن همه کارهاش بوی اخلاص میداد.
صفحه۶۷🔼
ادامه دارد🔽
🖇📜@MosbatQoran
خداوند خوب اسمش را سر زبانها انداخت.
روستایی را از داعش پس گرفته بودیم. اما درگیری هنوز ادامه داشت.همه پشت خانه ای سنگر گرفته بودیم.
از زمین و آسمان داشت سرمان گلوله و خمپاره و اتش می بیارید. نمیشد از جایمان یک لحظه تکان بخوریم.
وقت نماز ظهر شد. محسن بیخیال گلوله و خمپاره ایستاد به نماز. دوتا بچه ها گیر دادند بهش که الان وقتش نیست.
محسن عین خیالش نبود. نماز خیلی با حالی را شروع کرد...
موقع خداحافظی دستی زدم روی شانه اش و گفتم: زود این ستاره ها را زیاد کن که سرهنگ بشی.
لبخندی زد و گفت: آدم باید ستاره هاش برای خدا زیاد باشه، ستاره ی سر شونه میاد و میره!
محسن اینطور زندگی کرد که مصداق این آیه شد و محبتش در دل تمام مردم قرار گرفت و آن تشییع میلیونی برایش برگزار شد.
محسن در وصیت برای تک پسرش میگوید: علی جان! بابا جامعه خیلی روز به روز سخت تر میشه، گناه روز به روز رشد و پیشرفت میکند؛ پاک بودن در این جامعه، بسیار سختتر از زمانهای قبل است و هر چه به ظهور امام زمان(عج) و نزدیکتر میشویم، فتنه ها بیشتر میشود و شیطان قوی تر میشه.
بعد توصیه کرد که هر کاری میکنی فقط برای خدا باشه....
نام: محسن
نام خانوادگی: حججی
تاریخ تولد: ۱۳۷۳
تاریخ شهادت: ۱۳۹۶
مکان شهادت: سوریه
مزار: گلزار شهدای نجف آباد اصفهان
برای آشنایی بیشتر: کتاب حجت خدا و......
صفحه ۶۸🔼
پایان
🖇📜@MosbatQoran
1_15925246142(1).pdf
حجم:
1.6M
🎁بریم سراغ محتوای مسابقهی امشب🎁
این اکسیر محبت در دستهای دیگریست...
#امت_پیروز
#روز_شانزدهم
🖇📜@MosbatQoran
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا🌱
#زندگی_با_آیه_ها
#مدرسه_حفظ
🖇📜@MosbatQoran