eitaa logo
گیج‌گاه
123 دنبال‌کننده
345 عکس
42 ویدیو
2 فایل
اگه می‌دونستم دقیقا چی می‌گم دیگه اسم اینجا گیج‌گاه نبود. شعارم: نَمی‌دانم اطلاعی ندارم @Mot_neviss
مشاهده در ایتا
دانلود
روز معلمه و فراموش کرده بودم. هرسال بدون استثنا به تمام اساتیدم که مطمئنم حتی اسمم یادشون نیست و نمی‌دونند این کیه که پیام داده یا می‌دونم اصلا جواب نمی‌دن، پیام تبریک می‌دادم ولی امسال تاریخ از دستم در رفته ... اگه خانم قاسمی سر ورکشاپ نگفته بود «روزم مبارک»، عمرا یادم نمی‌اومد. چه توقعاتی از خودم دارم ... حتی میلاد امام رضا را هم فراموش کرده بودم و تو راه قم فهمیدم، دیگه روز معلم که جای خود دارد ...
دوتا از کسانی که با اسم استاد ذخیره کردم در قید حیات دنیا نیستند... یکی‌شون چندسال قبل بخاطر کرونا فوت شد و هنووووز جای خالی‌ش مثل چی درد می‌کنه! یکی‌شون هم استاد پیروزه ... استاد شهید جامعه الزهرا 💔
‌‌گوشی‌م چند روزه علامت سایلنت به خودش ندیده هر لحظه کنارم نباشه وحشت‌زده دنبالش می‌گردم ترومایز شدم !
‌‌‌دوستم پرسید برنامه شب‌ها بیرون رفتنت چطوریه؟ گفتم جایی نمی‌رم چون بیرون پر از پسربچه‌ است هم دیدن‌شون برام سخته هم هرچی بچه‌ توی خیابون می‌بینم استرس می‌گیرم! دومی خیلی بدتره ... خیلییییییی بدتر! حالا فکر کنید حال و روز مادرش چطوره؟! ‌
‌‌چه جوانانی اسماعیل.... 😭 ‌‌
گیج‌گاه
‌‌گوشی‌م چند روزه علامت سایلنت به خودش ندیده هر لحظه کنارم نباشه وحشت‌زده دنبالش می‌گردم ترومایز
‌‌رسیدم کرمان و تا وقتی سوار اتوبوس بشم برای برگشت، روی سایلنت خواهم بود! درود بر زندگی بدون نوتیف ‌
‌‌🔰۷۰روز از روزی که دونالد ترامپ گفت ایران ۳روزه تسلیم میشود، گذشت. 🔰۱۰هفته از روزی که گفت جنگ با ایران طی ۴هفته تمام میشود، گذشت. 🔰۳۰روز از روزی که گفت فردا تمدن ایران نابود میشود، گذشت. 🔰۱۵روز از روزی که گفت چاههای نفت ایران تا ۳روز دیگر‌ منفجر میشود، گذشت. سلطان بلوف‌های نامنظم! هنوز هم کسی هست از تهدیدهای این پشمک بترسه؟! @Mot_neviss ‌‌
‌‌‌‌عادت زشتِ لیوان جمع‌کردن تو اتاق حتی تو خونه‌ی مردم! ‌‌ کاش مامانم اینو نبینه ‌
مثل این‌که باز قراره بشنویم: وَمَا النَّصرُ إِلّا مِن عِندِ اللَّهِ العَزيزِ الحَكيمِ
ما که گفته بودیم حبیبی، خودت گوش نکردی!
‌‌امروز انواع و اقسام حیوانات شدم تا بچه چهارتا قاشق غذا بخوره؛ اردک کبوتر گنجشک ببعی دیگه داشت کار به خر و گاو و اسب می‌کشید که شکر خدا بشقابش تموم شد. ‌‌
‌‌دکتر توحیدی سراغ ارائه‌مو گرفت. گفتم: اومدم کرمان پیش دوستم و بچه‌ش، برای همین موفق نشدم انجام بدم. گفت: مگه نگفتی بچه‌ش از دنیا رفت؟! خیلی سوال دردناکی بود ... خیلی زیاد ... به‌جای علی احساس تنهایی کردم. ‌‌