هدایت شده از طلبه دهه هشتادی 🇮🇷
بیشرفها به مرز شلمچه حمله کردن
و تا الان دو نفر به شهادت رسیدن!!!
فکر کردید مردم ما میترسن؟
فکر کردید الان زدید مردم نمیرن کربلا؟
نه؛ بارها و بارها گفتیم که:
ما برای حسین میمیریم
مرد حرفش دو تا نخواهد شد:)
هدایت شده از اکسپلور هیئتی | 𝙀𝙭𝙥𝙡𝙤𝙧𝙚
603.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسین جان یواشکی میگم:
نکنه نمیخوای ما بیایم کربلا . . :)))
@Explore_Heyati
قلبی یؤلم مِن فِراقك الکربلا ؛💔
قلبم از فراق تو درد میکند کربلا ..🙃
#اربعین
هدایت شده از سیدةالسادات.
اما عزیزم چگونه شرح دلتنگی بنویسم برایت. حال که دم اذان مغرب است و من عزیزانم را به سوی سر منزل مقصود راهی میکنم. در حالی که خود نشسته ام. دور از وطنم. غریب و تنها. با دلی که چند سالی هست در حسرت زیارت تو به سر میبرد. من خاورمیانه ای بودم عزیزم. تمام سال را با دلشوره سپری کردم که مبادا جنگ در وطنم پیشی بگیرد و من از کربلا محروم بمانم. اما بساط عیش جنگ طلبان خوابید. بساط نوش دنیا طلبان هم خوابیدن گرفت. فقط من ماندم. با دلی که نه از فراق به خواب میرود و چشمی که نه از دوری به سکنا گزیدن فکر میکند. راستش را بگویم ؟ من آرزو داشتم امسال بیایم. نه فقط به خاطر زخم هایم. نه فقط بهر غم ها و نشدن هایم. میخواستم بیایم، از ترس اینکه تو را مرتبا ندیده بار سفر به سمت مرگ بَر بندم. حالا چرا قلم را اذییت کنم؟ در حالی که تقدیر تو را ، از من جدا کرد. و من را بازهم از خودم جدا کرد. میدانم که سهم فرزند نیامده همیشه جداست. پس امسال هم جدا کن سهمم را. هر سال سهم جدایی من چنان فزونی میابد که گویی برای دلتنگی هایی که طعم بغض و خفگی میدهد سنگین شده است. اما نگاهت را دریغ نکن. که تو میدانی بدون نگاهت، بدون حرمت، بدون کربلایت چه ها بر من گذاشت. شِکوه ای نیست در گلویم عزیزم. فقط کمی دلتنگی بسیار است. و اما بگذار بگویم. آن کاسهٔ آبی که پشت سر زائران تو ریخته میشود، اگر بگویم همه اش اشك های من است، بهتان نگفته ام... و دیگر چه بگویم ؟ هیچ آقا. هیچ. که: « خون لعل شود در مقام صبر ؛
آری شود ، ولیک به خون جگر شود »..
« س.حسینی »
ما که تکلیفمون مشخص ِ ، جاموندیم ..
شما بین الحرمین ما رو یاد کنید :))))