🎙️🟦 گفتگوی جفری ساکس، استاد برجسته اقتصاد دانشگاه کلمبیا و یانیس واروفاکیس، اقتصاددان برجسته و وزیر سابق دارایی یونان
🔵 دگردیسی اروپا از «پروژه صلح» به «اتحادیه جنگ»؛ انقیاد نخبگان قاره سبز در برابر هژمونی لرزان واشینگتن.
🔹 کنفرانس امنیتی مونیخ نماد سقوط عقلانیت در غرب است؛ این نشست به جای ارائه طرحی برای صلح، به مکانی برای بازتولید توهم «سلطه غرب» تبدیل شده است. رهبران اروپا به جای واقعگرایی، در حال سازماندهی مجدد قاره پیر حول محور جنگ هستند تا شاید از این طریق به ثبات و اهمیتِ از دست رفته بازگردند.
🔹 سیاست خارجی آمریکا از کنترل مدنی خارج و به «دولت امنیتی» واگذار شده است؛ از زمان مرگ فرانکلین روزولت در ۱۹۴۵، آژانس اطلاعات مرکزی (CIA) و مجتمعهای نظامی-صنعتی، هدایت آمریکا را به سمت هژمونی جهانی بر عهده گرفتهاند. این ساختارِ غیرپاسخگو، حتی از زمان آیزنهاور و کِنِدی، تلاشها برای صلح را سرکوب کرده است.
🔹 آمریکا آگاهانه فرصتهای «صلح پایدار» را برای حفظ برتری خود نابود کرد؛ واشینگتن در دهه ۹۰ میلادی پیشنهادات صلح گورباچف را با هدف فروپاشی کامل روسیه رد کرد. نقض عهد صریح درباره عدم گسترش ناتو به شرق، با هدف محاصره روسیه و جلوگیری از پیوند اقتصادی آلمان و مسکو انجام شد.
🔹 اروپا همواره به عنوان «پیوست نظامی» آمریکا عمل کرده است؛ برخلاف ادعاهای استقلالطلبانه، عضویت در اتحادیه اروپا همواره مشروط به پذیرش هژمونی نظامی آمریکا از طریق ناتو بوده است. اروپا به جای حاکمیت ملی، به بازیافتکننده کسریهای تجاری ایالات متحده تبدیل شده است.
🔹 آلمان و فرانسه در تله راهبردی واشینگتن گرفتار شدهاند؛ آمریکا با فشار برای گسترش ناتو به شرق (اوکراین و گرجستان) و نادیده گرفتن مخالفتهای اولیه برلین و پاریس، عملاً محور قدرتمند «فرانسوی-آلمانی» را تضعیف کرده و اروپا را به سمت وابستگی کامل انرژی به گاز گرانقیمت آمریکا سوق داده است.
🔹 اروپا در حال ارتکاب «خودکشی اقتصادی» و صنعتزدایی است؛ کارخانههای بزرگی مانند فولکسواگن که دیگر توان رقابت با تسلا یا خودروسازان چینی را ندارند، در حال تبدیل شدن به خط تولید تانک (راینمتال) هستند. این گذار از «صنعت صلح» به «تولید جنگی»، نشانه ورشکستگی مدل اقتصادی اروپا و تبدیل آن به یک «اتحادیه جنگی» است.
🔹 نخبگان فعلی اروپا «دستنشاندههای» فاقد اراده هستند؛ رهبرانی مانند اورسولا فوندرلاین به این دلیل انتخاب شدهاند که هیچ خطری برای «بیعقلی سازمانیافته» واشینگتن ندارند. این نخبگان در اندیشکدههای آمریکایی آموزش دیدهاند تا به جای منافع مردم خود، پروژههای هژمونیک ایالات متحده را پیش ببرند.
🔹 تنها راه نجات اروپا، بازگشت به سیاست «بیطرفی» و گفتگو با روسیه است؛ هژمونی آمریکا در حال فروپاشی است و تلاش برای پیوند زدن سرنوشت اروپا به یک قدرت بیثبات و غیرمنطقی (مانند دولت فعلی آمریکا)، فاجعهبار خواهد بود. اروپا باید با خروج از سایه ناتو، معماری امنیتی جدیدی بر پایه همکاری با همسایگان اوراسیایی خود بنا کند.
🌐 فایل صوتی در روبیکا.
@Multipolar_world 🌍
🔶#هر_ماه_معرفی_یک_کتاب
✴️ «برخورد تمدنها» اثر ساموئل هانتینگتون: جهان پس از جنگ سرد، عرصه تقابل هویتهای فرهنگی
🔸پس از فروپاشی شوروی، بسیاری از نظریهپردازان گمان میکردند دوران درگیریهای ایدئولوژیک به پایان رسیده و جهان وارد عصر صلح لیبرال دموکراسی شده است. اما ساموئل هانتینگتون، جامعهشناس برجسته آمریکایی، در کتاب جنجالی خود «برخورد تمدنها و بازآفرینی نظم جهانی» (۱۹۹۶) تصویری کاملاً متفاوت ارائه داد.
🔸هانتینگتون استدلال میکند که منبع اصلی درگیری در جهانِ پس از جنگ سرد، دیگر نه رقابتهای اقتصادی یا سیاسی، بلکه تمایزات فرهنگی و دینی خواهد بود. او جهان را به هشت یا نه تمدن بزرگ تقسیم میکند: غربی، کنفوسیوسی (چینی)، ژاپنی، اسلامی، هندو، ارتدکس، آمریکای لاتین و آفریقایی. به اعتقاد او، خطوط گسل (Fault lines) میان این تمدنها جایگزین مرزهای سیاسی قدیمی خواهند شد.
🔸نقطه محوری تز هانتینگتون، هشدار نسبت به «غرب در برابر بقیه» است. او به نخبگان غربی هشدار میدهد که مدرنیزاسیون به معنای غربیشدن نیست؛ کشورها میتوانند مدرن شوند بدون آنکه ارزشهای غربی مانند فردگرایی، سکولاریسم یا دموکراسی را بپذیرند. بر این اساس، همکاری تمدن اسلامی-کنفوسیوسی بزرگترین تهدید برای سلطه غرب تلقی میشود.
🔸این کتاب که در زمان انتشارش به دلیل تعمیمهای جزمانگارانه و نادیده گرفتن همکاریهای میانتمدنی به شدت نقد شد (از جمله از سوی ادوارد سعید و نوآم چامسکی)، پس از رویدادهای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و ظهور قدرت اقتصادی چین، خوانشی دوباره یافت. منتقدان میگویند پیشبینی هانتینگتون درباره «جنگ تمدن اسلامی-غربی» خود به یک پیشگویی خودتحققبخش تبدیل شد.
🔸این کتاب با وجود جنجالهای فراوان، به یکی از تأثیرگذارترین متون علوم سیاسی در سه دهه اخیر بدل شده و مدلی کلاسیک برای تحلیل سیاست جهانی بر پایه هویت و فرهنگ ارائه میدهد – مدلی که هنوز هم در مناقشاتی مانند جنگ اوکراین (تقابل تمدن غربی با ارتدکس روسی) یا رقابت آمریکا و چین، بازتاب دارد.
🔸کتاب «برخورد تمدنها» هنوز هم برای درک تنشهای امروز جهان، از غزه تا تایوان، اثری ضروری اما بحثبرانگیز محسوب میشود.
✴️ این کتاب به فارسی هم برگردانده شدهاست.
🌐 فایل کتاب در روبیکا.
@Multipolar_world 🌍
🚨توئیت عراقچی، برای توجه فوری:
آتشبس بین ایران و آمریکا، بدون شک آتشبس در تمام جبههها، از جمله در لبنان است.
نقض آن در یک جبهه، نقض آتشبس در تمام جبههها است.
آمریکا و اسرائیل مسئول عواقب هرگونه نقضی هستند.
@Multipolar_world 🌍
🚨 پروفسور جان میرشایمر: «اگر اسرائیل جنگ را ببازد، ممکن است به ایران حمله هستهای کند. من جدا نگران این سناریو هستم.»
@Multipolar_world 🌍
🚨هشدار و مهم: چرا میرشایمر از احتمال حمله هستهای اسرائیل به ایران سخن میگوید؟ برخلاف برخی ادعاها او نه نوکر سرویس امنیتی روسیه است و نه متوهمی لجباز.
او از درون دستگاه فکری خود یعنی رئالیسم تهاجمی به مسئله نگاه میکند: اسراییل رژیمی است کوچک، محاصرهشده از نظر ادراک امنیتی، دارای ظرفیت هستهای، و مواجه با دشمنانی که شکست متعارف آن را میتوانند بهعنوان پایان بازدارندگیاش تفسیر کنند.
🔺رئالیسم تهاجمی با یک فرض بنیادین آغاز میشود: نظام بینالملل آنارشیک است. یعنی هیچ دولت جهانی، دادگاه نهایی یا قدرت برتری وجود ندارد که بتواند امنیت دولتها را در لحظه بحران تضمین کند. دولتها در نهایت خودشان مسئول بقای خود هستند. این وضعیت باعث میشود که حتی دولتهایی که امروز نیت تهاجمی ندارند، برای فردا قابل اعتماد نباشند، چون نیتها تغییرپذیرند و هیچ دولت عاقلی نمیتواند بقای خود را بر خوشبینی نسبت به نیت دشمن بنا کند.
📌از همینجا منطق میرشایمر درباره اسرائیل قابل فهم میشود. اسرائیل در نگاه او دولتی است که امنیت خود را نه بر اعتماد به نظم بینالمللی، بلکه بر برتری نظامی، حمایت آمریکا، ضربه پیشدستانه، و بازدارندگی شدید بنا کرده است. این الگوی امنیتی زمانی کار میکند که دشمنان اسرائیل باور داشته باشند هزینه حمله به اسرائیل یا شکست دادن آن بسیار سنگین است. اما اگر اسرائیل در جنگی بزرگ شکست بخورد، مسئله فقط از دست دادن یک نبرد یا یک منطقه نیست. مسئله از نظر رئالیستی این است که تصویر شکستناپذیری اسرائیل فرو میریزد.
📌در رئالیسم تهاجمی، اعتبار قدرت اهمیت حیاتی دارد. قدرت فقط چیزی نیست که یک دولت در اختیار دارد؛ چیزی است که دیگران نیز باید آن را باور کنند. اگر دشمنان اسرائیل به این نتیجه برسند که این کشور دیگر توانایی یا اراده لازم برای تحمیل هزینه سنگین ندارد، بازدارندگی آن آسیب میبیند. در چنین شرایطی، شکست میتواند به یک اثر دومینویی منجر شود: ایران جسورتر شود، حزبالله قدرت مانور بیشتری پیدا کند، گروههای متحد ایران در منطقه فعالتر شوند، و دولتهای عربی نیز در محاسبات خود بازنگری کنند. بنابراین از نگاه میرشایمر، شکست اسرائیل ممکن است صرفاً یک رویداد نظامی نباشد، بلکه یک بحران در کل معماری بازدارندگی اسرائیل باشد.
📌نکته مهم دیگر در تحلیل میرشایمر، مسئله «تهدید وجودی» است. بسیاری از دولتها میتوانند شکست نظامی را تحمل کنند. یک قدرت بزرگ ممکن است جنگی را ببازد و همچنان از نظر جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و نظامی پابرجا بماند. اما اسرائیل به دلیل وسعت محدود، تراکم جمعیتی، عمق راهبردی اندک، و تاریخ سیاسی خاص خود، شکست بزرگ را ممکن است بهعنوان تهدیدی علیه موجودیت خود تفسیر کند. در چنین وضعیتی، فاصله میان شکست نظامی و هراس از نابودی سیاسی کوتاهتر میشود.
📌از همینجا مسئله سلاح هستهای وارد تحلیل میشود. در رئالیسم تهاجمی، سلاح هستهای فقط یک سلاح بزرگتر نیست؛ بالاترین ابزار تضمین بقاست. تا وقتی ابزارهای متعارف برای بازدارندگی کافی باشند، استفاده از سلاح هستهای غیرعقلانی و بسیار پرهزینه است. اما اگر دولت به این جمعبندی برسد که ابزارهای متعارف دیگر نمیتوانند جلوی شکست موجودیتی را بگیرند، گزینه هستهای ممکن است از سطح «بازدارندگی خاموش» به سطح «ابزار اجبار نهایی» منتقل شود. یعنی دولت ممکن است تهدید کند یا حتی به استفاده محدود فکر کند تا دشمن را وادار به عقبنشینی کند، شوک راهبردی ایجاد کند و بازدارندگی از دسترفته را بازسازی کند
📌در اینجا سلاح هستهای در تحلیل میرشایمر نقش «آخرین ضمانت بقا» را پیدا میکند. دولت هستهای ممکن است در شرایط عادی از سلاح هستهای استفاده نکند، چون هزینههای سیاسی، اخلاقی، راهبردی و انسانی آن عظیم است. اما اگر همان دولت به این نتیجه برسد که شکست مساوی با پایان بقای آن است، منطق محاسبه تغییر میکند. در این حالت، سلاح هستهای دیگر ابزار جنگ متعارف نیست، بلکه ابزار جلوگیری از شکست نهایی است. یعنی دولت میگوید: اگر بقای من در خطر باشد، باید به دشمن نشان دهم که پیروزی بر من هزینهای غیرقابل تصور خواهد داشت.
📌به همین دلیل، میرشایمر چنین سناریویی را مطرح میکند تا بگوید نباید فرض کرد که قدرتهای هستهای در لحظات شکست حتما خویشتندار باقی میمانند. ادبیات بازدارندگی معمولاً بر این فرض بنا شده است که سلاح هستهای برای جلوگیری از جنگ است، نه برای استفاده واقعی. اما رئالیسم تهاجمی به ما یادآوری میکند که در شرایط بحرانی، مرز میان بازدارندگی و استفاده میتواند خطرناک شود. اگر یک دولت احساس کند که تهدید دیگر با نمایش قدرت کنترل نمیشود، ممکن است به این فکر کند که باید خودِ قدرت ویرانگر را به کار گیرد./ تاربرگ حسین قتیب در شبکه ایکس
@Multipolar_world 🌍
🎙️🟦 الیستر کروک، دیپلمات سابق بریتانیایی و مدیر «مجمع درگیریها» (Conflicts Forum)
🔵 بازطراحی جغرافیای سیاسی جهان توسط ایران؛ پایان عصر هژمونی آمریکا و حرکت به سمت معماری امنیتی جدید اوراسیایی.
🔹 ایران برنده نبرد راهبردی علیه آمریکا و اسرائیل شده است؛ برخلاف تصورات اولیه، نه تنها آمریکا موفق به نابودی ایران نشد، بلکه اکنون اسرائیل در ۵ یا ۶ جنگ ناتوان از پیروزی گرفتار شده و پروژه «اسرائیل بزرگ» با خطر فروپاشی روبروست.
🔹 روسیه در حال الگوبرداری از «درسهای ایرانی» برای مقابله با غرب است؛ کرملین با مشاهده موفقیت ایران در استفاده از تسلیحات متعارف (موشک و پهپاد) برای وادار کردن غرب به عقبنشینی، اکنون همین مسیر را در پیش گرفته است. روسیه میخواهد دوباره «ترس» را به رکن اصلی بازدارندگی هستهای تبدیل کند تا اروپاییهای «دیوانه» را از مسیر جنگ دور کند.
🔹 روسیه «مراکز اصلی تصمیمگیری» در اروپا را هدف قرار خواهد داد؛ مسکو آگاه است که نقشههای تشدید تنش در لندن، پاریس و برلین طراحی میشوند و کشورهای بالتیک صرفا ابزاری در این بازی هستند؛ لذا در صورت ادامه تهدیدات ناتو، انتقام روسیه مستقیماً متوجه این پایتختها خواهد بود.
🔹 چین به صورت بیصدا اما بسیار قدرتمند در حال خفه کردن نفوذ اقتصادی آمریکاست؛ پکن با توسعه بازار اوراق قرضه خود، کاهش وابستگی به دلار و پس گرفتن بازار داخلی از شرکتهایی مانند انویدیا، مسیر توسعه آمریکا را مسدود کرده و در حال حذف تدریجی دلار از مبادلات جهانی است.
🔹 پایان دوران «پترودلار» در صورت کنترل ایران بر تنگه هرمز؛ اگر ایران کنترل کامل هرمز را به دست بگیرد و برای عبور کشتیها «عوارض محیطزیستی» یا پرداختیهای خارج از سیستم دلار وضع کند، معماری مالی غرب که از سال ۱۹۷۳ بنا شده بود، به طور کامل فرو خواهد پاشید.
🔹 ایالات متحده دیگر توانایی دفاع از متحدان خود را ندارد؛ واشینگتن در میان چندین جبهه (اوکراین، خاورمیانه و شرق آسیا) سرگردان شده است. تخلیه ذخایر تسلیحاتی برای اوکراین و ناتوانی در دفاع از کشورهای خلیجفارس در برابر ایران، به متحدان آمریکا ثابت کرده که واشینگتن دیگر قدرتِ بودن در همه جا را ندارد.
🔹 کشورهای عربی به سمت معماری امنیتی «بدون آمریکا» حرکت میکنند؛ کشورهای خلیجفارس که احساس میکنند توسط واشینگتن رها شدهاند، به دنبال ایجاد یک سیستم امنیتی جدید منطقهای با مشارکت ایران هستند. آنها دریافتهاند که حضور نظامی آمریکا به جای امنیت، برای آنها جنگ به ارمغان آورده است.
🔹 اروپا در حال خودکشی اقتصادی برای منافع واشینگتن است؛ نخبگان اروپایی با جایگزینی انرژی ارزان روسیه با گاز گرانقیمت آمریکا، قاره خود را به سمت افول اقتصادی و بحران صنعتی سوق دادهاند، در حالی که همچنان در توهم بازگشت به دوران پس از جنگ جهانی دوم به سر میبرند.
@Multipolar_world 🌍
🎙️🟦 ریچارد ولف، اقتصاددان برجسته آمریکایی و استاد بازنشسته اقتصاد در دانشگاه ماساچوست
🔵 تدارک برای «جنگ جهانی سوم سرمایهداری»؛ تلاش مذبوحانه امپراتوری در حال سقوط برای بازگشت به استعمارگری.
🔹 ایالات متحده در حال تکرار تاریخ سقوط امپراتوری بریتانیا است؛ همانطور که جنگ جهانی اول به سلطه بریتانیا پایان داد، بحرانهای فعلی و میل ذاتی سرمایهداری به گسترش بیپایان، جهان را به سمت یک درگیری بزرگ دیگر سوق داده است. امپراتوری آمریکا اکنون در مرحله «فروپاشی» قرار دارد.
🔹 ظهور «استعمارگری نوین» برای تأمین منافع میلیاردرها؛ تلاش برای تصاحب گرینلند یا مداخله در ونزوئلا، نه برای امنیت ملی، بلکه پروژهای است که توسط افرادی مانند بزوس، زاکربرگ و پیتر ثیل هدایت میشود تا به منابعی نظیر خاکهای کمیاب و انرژی برای پروژههای هوش مصنوعی خود دست یابند.
🔹 تبدیل «آیس/ پلیس ضد مهاجرت» (ICE) به ابزار سرکوب داخلی مشابه گشتاپو؛ ایجاد نیروهای ویژه نظامی برای برخورد با مهاجران و شهروندان، یادآور شکلگیری نیروهای اساس در آلمان نازی است. هدف این نیروها نه امنیت، بلکه ایجاد رعب و وحشت و توجیه هزینههای نظامی سنگین از جیب مالیاتدهندگان است.
🔹 اعتصاب سراسری مینیآپولیس، نماد شروع جنگ طبقاتی در داخل آمریکا؛ فراخوان برای اعتصاب عمومی (بدون کار، بدون مدرسه، بدون خرید) واکنشی است به استفاده ترامپ از ارتش علیه شهروندان خود و نشاندهنده شکاف عمیق میان حاکمیت و توده مردم است.
🔹 شکست راهبرد تعرفهها و انزوای اقتصادی واشینگتن؛ در حالی که آمریکا تلاش میکند با تعرفه از جهان «باج» بگیرد، چین با موفقیت بازارهای خود را به سمت متحدان بریکس (BRICS) تغییر داده و صادراتش در سال ۲۰۲۵ رکورد زده است. ثروت بلوک چین-روسیه-بریکس اکنون از کل ثروت گروه G7 فراتر رفته است.
🔹 ایالات متحده به یک «دولت سرکش» و منزوی تبدیل شده است؛ حمایت بیقید و شرط از اقدامات اسرائیل در غزه در مقابل مخالفت جهانی، و خروج از ۶۶ سازمان بینالمللی و آژانسهای سازمان ملل، نشاندهنده خروج آمریکا از دایره عقلانیت و دیپلماسی است.
🔹 «تابوی افول» مانع از درک واقعیت توسط نخبگان سیاسی است؛ سیاستمداران آمریکایی (از هر دو حزب) نمیتوانند اعتراف کنند که امپراتوری در حال زوال است؛ بنابراین به جای حل ریشههای اقتصادی، به «مقصرتراشی» از مهاجران یا متهم کردن چین به تقلب روی آوردهاند تا شکستهای خود را پنهان کنند.
🔹 هشدار به متحدان سابق: آمریکا آماده قربانی کردن شماست؛ کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و بریتانیا که ۷۵ سال نقش «ویولن دوم» را برای واشینگتن بازی کردهاند، اکنون با متحدی روبرو هستند که برای بقای خود حاضر است منافع اقتصادی و امنیتی آنها را به حراج بگذارد.
@Multipolar_world 🌍
🔺مهدی خراتیان در شبکه ایکس:
📌 در مصاحبه اخیرم با نیوزویک: در شرایط فعلی، یعنی در شرایطی که تاب آوری اقتصادی سرنوشت پیروز جنگ را مشخص میکند، "منطق" حکم میکند که تهران گستره و عمق روابط خود را با پکن و مسکو گسترش دهد.
📌 هم چین و هم روسیه اگرچه در مورد توسعه روابط با ایران ملاحظاتی دارند، اما جبر ژئوپولتیک و علاقه مندی ایندو به فرسایش توان ایالات متحده، آنها را جهت کمک به تهران جهت افزایش سطح تاب آوری شدیدا ترغیب میکند و متاسفانه در تهران این منطق هنوز بدرستی درک نشده است.
📌 تهران در حال از دست دادن فرصتها در مسیر مذاکره با آمریکا و گره زدن همه چیز به سرنوشت این مذاکرات است و این در حالیست که نه پکن و نه مسکو علاقه ای ندارند که به عنوان "ایستگاه میانه" قطار تهران-واشنگتن و "محلل" دیده شوند.
📌 آنها خواستار رابطه ای مستقل و مبتنی بر ابتکار عمل از جانب تهران هستند، و البته از اینکه بتوانند در حل بحران جنگ ایران و آمریکا هم نقشی داشته باشند استقبال میکنند.
📌 تهران برای حل مسائل اقتصادی خود باید وارد گفتگوهای کلان و همه جانبه و مستقل (از آمریکا) با پکن و مسکو شود و بدون شک موفقیت در این مذاکرات دارای تاثیرات مثبت ملموسی بر مذاکرات با آمریکا نیز خواهد بود، چون به افزایش تاب آوری اقتصادی ایران کمک شایانی خواهد کرد و محاسبات ترامپ جهت فشار اقتصادی شدید بر تهران را تا حد زیادی تحت الشعاع خود قرار خواهد داد.
@Multipolar_world 🌍
🚨🚨 فوق مهم 🚨🚨
🎙️🟦 لری جانسون، مامور سابق سیا
🔵 حملات آمریکا به ایران در حین آتشبس و آزمایش احتمالی سلاح هستهای توسط ایران
🔹 این حملات آمریکا از یک خطای شناختی نشات گرفته؛ به خیال خودشان میخواهند ایران را مجبور به یک واکنش نامناسب کنند و برای خودشان یک توجیهی بتراشند تا جنگ را ادامه دهند.
🔹 پهپادهای گران قیمت ما در حوالی تنگه پرسه میزنند، به این امید که ایرانی ها آنها را منهدم کنند و به طبع آن به تشدید تنش ادامه بدهیم؛ تا الان ۲۵ فروند از MQ-9 های ما سرنگون شده اند که هرکدام بالای ۳۵ میلیون دلار قیمت داشتند. ایرانیها یک پهپاد ترایتون با ارزش بالای ۲۵۰ میلیون دلار را هم منهدم کردهاند.
🔹 ایرانی ها در بامداد روز سهشنبه با موشکهای بالستیک کوتاهبرد خود پایگاهی را در کویت هدف قرار دادند که منجر به مجروح شدن دستکم چهار سرباز آمریکایی، شاید هم بیشتر شد. این اقدام باعث شد مقر فرماندهی انتظامی از آنجا به جای دیگری منتقل شود.
🔹 چنین اقدامی، عملا تنشزایی در عین دوری از تنش ( فراگیر ) هست. ما حمله میکنیم و از طرف مقابل تلفات میگیریم، ولی باز میگوییم که در وضعیت آتشبس قرار داریم تا طرف مقابل اقدام متقابلی نکند.
🔹 این اقدامات لزوما نباید با فرمان مستقیم رئیسجمهور آمریکا صورت بگیرند، هرکدام از این اقدامات تحریکآمیز، بسته به هدفی که دنبال می کنند، با مسئولان نظامی ایالات متحده هماهنگ میشوند.
🔹 بخش دیگر این آتشبس، آتشبس در لبنان بوده که هربار نقض شدهاست. ایرانی ها هیچ پاسخ درخوری در قبال حملات اسرائیل نشان ندادهاند.
🔹 هگسث پیشتر اظهار داشته است که هزینه جنگ ایران تنها ۲۵ میلیارد دلار ( 25 billion dollars ) بوده، البته که این عدد بسیار کمتر از هزینه واقعی جنگ است. جنگ قرار بود ۲-۳ روزه تمام بشود، حالا ما در ماه سوم این جنگ هستیم.
🔹 ترامپ جهان را به جایی بسیار خطرناکتر تبدیل کرده است. بروید و مفاد توافق برجام ( JCPOA ) را مطالعه کنید. آنها ( سیاستمداران آمریکایی ) به ما دروغ گفتند. دروغ گفتند و هجوسازی کردند که این توافق به نفع ایران بوده و اوباما در مذاکرات شکست خورده، بلکه در واقع مذاکرات توسط وزارت امور خارجه آمریکا و سران پنتاگون انجام گرفت و توافق کاملا به نفع امنیت ملی آمریکا بود.
🔹 پس از اینکه ترامپ از این توافق بیرون آمد، ایرانی ها سطح غنیسازی را به بالای ۶۰ درصد رساندند تا توجه آمریکا را جلب کنند. آنها به راحتی میتوانید سلاح هستهای بسازند.
🔹 ایران ظاهرا یک آزمایش هستهای انجام داده است که هنوز تایید نشده. پهپه اسکوبار و من خبرهایی از این آزمایش داریم. هنوز مشخص نیست که ایران این سلاح را ساخته است یا از کشور دیگری دریافت کرده. منبع ما بسیار موثق هست و ظاهرا این خبر از وزیر امور خارجه پاکستان به مارکو روبیو مخابره شده است.
🔹 حال این بحث مطرح میشود که آیا ایران خودش دست به ساخت این سلاح زده است یا مثلا از طرف پاکستانی یا کره شمالی این سلاح را بدست آورده است. اگر این خبر درست باشد، این یک سیگنال بسیار قوی به طرفهای آمریکایی و اسرائیلی میفرستد که ما دیگر در یک وضعیت جدید قرار داریم.
🌐 فایل صوتی در روبیکا.
@Multipolar_world 🌍
🗒️ تغییر موازنه قدرت در غرب آسیا؛ نگاه پکن به ایران از «بدبینی» به «شریک راهبردی برتر» تغییر کرد
◼️ گزارش مصاحبه | امیرمحمد حاجیان، مترجم و پژوهشگر روابط بینالملل در ترجمه و تلخیص مصاحبه شانگ تانگ، پژوهشگر مرکز مطالعات آسیایی در برنامه Neutrality Studies برای اندیشکده تین شیا مینویسد:
➖ طبق تحلیلهای «شانگ تانگ»، پژوهشگر مرکز مطالعات آسیایی، تحولات اخیر نظامی و دیپلماتیک در منطقه غرب آسیا باعث شده است تا چین بازنگری عمیقی در سیاستهای خود نسبت به ایران و کل منطقه داشته باشد.
🖇️ در اندیشکده تین شیا بخوانید.
🇨🇳 اندیشکده تین شیا