eitaa logo
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
1هزار دنبال‌کننده
325 عکس
450 ویدیو
4 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم💫 براین زادم و هم بر این بگذرم چنان دان که خاک پی حیدر ام🇮🇷❤️‍🩹 اینجا؟مرید به معنای کسی که با ارادت و باور از یک فرد راه یا مکتب پیروی میکنه😎 محتوا‌؟ دلی😁 کپی،بنرسازی،تبلیغات اطلاعات رو بخون👇🏻😉 https://eitaa.com/etelaut
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/etelaut 👆🏻👆🏻👆🏻اطلاعات کانال👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻👆🏻 بنرسازیمون🌹 تبلیغاتمون✨ هم تو کانال هست 😉
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاری که دلم میخواد با ترامپ بکنم 😏 ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
سلامممم خفناااا عکس کانال رو تغییر دادم گممون نکنید😎🇮🇷
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
قال امیرالمومنین (علیه‌السلام): مَا أَطَالَ أَحَدٌ الْأَمَلَ إِلَّا نَسِيَ الْأَجَلَ وَ أَسَاءَ الْعَمَلَ هیچ انسانی آرزوهای خود را طولانی نمی‌كند، مگر این كه مرگ را فراموش می‌كند و اعمال او بد می‌شود. تصنیف غرر / ۷۲۸۶ ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اومدن نظام رو عوض کنن یه ۵۷ دیگه رقم خورد❤️‍🔥🇮🇷 ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برنامه هرشبمون؟❤️‍🔥🇮🇷😏 ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
سلام سلاممم
میدونم دیر شده شرمنده حلال کنید 🥺🌹
✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ ✨✨✨✨✨✨✨✨ ✨✨✨✨✨✨ ✨✨✨✨ ✨✨ ✨ علی: اون صبح جلوی آزمایشگاه یادته حالت بد شد؟ فاطمه: اره علی: از اونجا مشکوک شده بودم وقتی میتونستن بهت آسیب بزنن ولی نزدن برای همین به حامد گفتم تحقیق کنه سرم رو تکون میدم فاطمه: پس همتون میدونستید بجز خودم علی گزارش رو کنار میزاره علی: اینا بخاطر خودت بود... فاطمه: بخاطر خودم؟من تمام این مدت فکر میکردم چطور امکان داره خانوادم برن جایی و منو نبرن براشون اهمیت نداشتم؟ اگه داشتم چرا من رو نبردن علی:فاطمه... قبل از اینکه حرفش رو بزنه بابا از در خونه وارد میشه تمام سربازا احترام میزارن سمتم میاد بابا:خداروشکر خوبی؟ زخمی نشدی؟ فقط نگاهش میکنم فاطمه: شمام میدونیستید؟ برای چند لحظه نگاهم میکنه بابا: چی رو؟ برای لحظه ای از سوال خودم خندم میگیره فاطمه: مگه میشه شما ندونی؟اولین کسی بودی که وقتی چشمام رو باز کردم دیدم اینو میگم برمیگردم تو اتاق علی با رفتن فاطمه سردار با تعجب منو نگاه میکنه هرچند نگرانی هم تو نگاهش هست علی: متوجه شده...خاطراتش راجب شب تصادف یادش اومده سردار: ولی.. نویسنده: خانم طا ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷