eitaa logo
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
1هزار دنبال‌کننده
328 عکس
453 ویدیو
4 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم💫 براین زادم و هم بر این بگذرم چنان دان که خاک پی حیدر ام🇮🇷❤️‍🩹 اینجا؟مرید به معنای کسی که با ارادت و باور از یک فرد راه یا مکتب پیروی میکنه😎 محتوا‌؟ دلی😁 کپی،بنرسازی،تبلیغات اطلاعات رو بخون👇🏻😉 https://eitaa.com/etelaut
مشاهده در ایتا
دانلود
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مگه زیر زمین پنهان نبودی.؟💔:) ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷 🌷🌷 🌷 خنده ارومی میکنم امین نزدیک تر میاد _میدونی معنی اسمم چیه؟ یعن... نمیزارم حرفش تموم بشه +میدونم داداش یعنی امانت دار،امن،یه شخص مورد اعتماد _افرین جلوتر میاد دستشو میندازه دور گردنم _میتونی بهم بگی.. بگو چه خبره شیطون با تعجب نگاهش میکنم به ارامی شونه خالی میکنم +هیچی _ بگو دیگه بگو بگو نفسم را بیرون میدم ول کن نیست +هنوز چیزی مشخص نیست ...ولی میخوام برم خواستگاری برای چند لحظه بهم خیره میشه...هیچ حرفی نمیزنه یه دفعه ضربه محکمی به بازوم میزنه _داری میری قاطی باقالیا؟ خنده ام میگیره دستمو ماساژ میدم +نه هنوز میگم که مشخص نیست نیشخندی میزنه _ای شیطون اخمی میکنم +بس کن ديگه هی ای شیطون شیطون تازه یادش گرفتی؟ _اره داداش کوچیکه ام همش بهم میگه سری به نشانه تاسف تکون میدم بیا رفیق مارو باش وسایل رو جمع میکنم از اتاق میزنم بیرون امین هم پشتم میاد +اها خواستم بگم اخر هفته رو نیستم با بچه ها خودتون برید اخمی میکنه می ایسته _ بدون تو که نمیشه +میشه داداش شما جای ما برو _ولی... کهف الشهدا بدون تو؟ +اشکال نداره شهدا طلبیدن میخوای بگی نه برو دیگه منم بعدا اگه خدا عمری داد میام دیگه حرفی نمیزنه منم بحث و کشش نمیدم هرچند دلم باهاشونه ولی خب نمیشه حرف مادر رو زمین زد با امین برمیگردیم سرکار ادامه دارد... نویسنده:خانم طا ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🌷🌷🌷🌷 🌷🌷 🌷 《ریحانه》 _تا همینجا کافیه خسته نباشید دستی روی شونه ام میاد تکونم میده _ریحانه....ریحانه نگاهم رو بلند میکنم با دیدن معصومه لبخند نصف و نیمه میزنم +جانم؟ _کجایی دختر کلاس تموم شد نگاهی میندازم استاد رفته بقیه ام دارن وسایل رو جمع میکنن میگن و میخندن +عه حواسم نبود _پاشو پاشو بریم کلاس بعدی با احمدیه سرم رو به نشانه تایید تکون میدم بلند میشم وسایل رو جمع میکنم چادرم رو مرتب میکنم سمت خروجی حرکت میکنم هنوز از در بیرون نرفتیم که چادرم کشیده میشه مجبور میشم وایسم به محض ایستادن من معصومه هم می ایسته آروم برمیگردم بله‌ همون همیشگی اقای زارعی هم کلاسیمون _عه ببخشید میخواستم سوسک رو بکشم نگاهم سمت چادرم میره که زیر پاشه بدون اینکه بهش نگاه کنم چادر و از زیر کفشش میکشم معصومه میخواد چیزی بگه که نمیزارم نگاهم رو هم بلند نمیکنم فقط چادرم رو تکون میدم +خواهش میکنم،موردی نداره از کلاس بیرون میرم معصومه هم پشت سرم میاد یه دوتا چایی میگیریم روی یکی از نیم کت های حیاط میشینیم _چرا بهش چیزی نگفتی؟ دیدی از قصد اینکار رو کرد همونجوری که به چایی خیره شدم جواب میدم +چی میگفتم؟فحش میدادم؟ _نه منظورم این نبود +ولش کن هرچی بیشتر کشش بدی اینا بدتر میکنن فقط میخواد لج منو در بیاره _چی بگم بهت جرعه ای از چایی میخورم به حیاط نگاهی میکنم دور تر از ما یه اکیپ دختر پسر دور هم جمع شدن بلند بلند میخندن نگاهم یکم ریز میشه هانیه و دوستاش هم اونجان نفسم رو بیرون میدم جرعه دیگه از چایی ام رو میخورم تو فکر فرو میرم...ذهنم خیلی درگیر پس فرداست ادامه دارد... نویسنده:خانم طا ╭┈─────🇮🇷🌱 ╰─┈➤ @Murida 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
رمان خدمت نگاه زیباتون منتظر نظراتتون هستم✨ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_430dxkm&btn=مُرید
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
وداع؟ من هنوز نمیتونم باورکنم وداع چیه آقاجان 💔
حکمت پنجم: ارزش علم و ادب و تفکر وَ قَالَ عَلَيهِ السِّلَامُ الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ کَرِيمَةٌ، وَالاْدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ، وَ الْفِکْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ. امام (عليه السلام) فرمود: علم و دانش ميراث گران بهايى است، و آداب (انسانى) لباس زيبا و کهنگى ناپذير است، و فکر آيينه صافى است.