688K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای مردم نجیب جنوب...:)
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خفه خون بگیرید 🤐
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت جوانی که به رهبر شهید گفت:
«آقا خیلی دوستت دارم»
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
🔻پیامک مادر یکی از شهدای سرباز تیپ ۳۸۸ بمپور....
انتقامتون میگیریم ..
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا فهمیدم چرا نمیتونن هضم کنن😂🤦🏻♀
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
¹³³مُرید||¹¹⁰𝙼𝚞𝚛𝚒𝚍
بـاسلامیسراسرعِـشق ؛
درمحضـࢪصـٰاحبالزمان ٬ عج
اَلسَلامُعَلَیكیاصاحِباَلعَصروَالزَمان ..
السَّلامُعلیکیابقیَّةَاللّٰہ
یااباصالحَالمَهدییاخلیفةَالرَّحمن
ویاشریکَالقرآن
ایُّهاالاِمامَالاِنسُوالجّانّسیِّدی
ومَولایالاَمانالاَمان ٬٬ ›
664.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بحث با یک سطلی ب روایت تصویر
حققق😂💆🏻♀
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرشته های محافظ ایران...🕊️🌱
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷🌷🌷🌷
🌷🌷
🌷
#همیشه_اینگونه_نیست
#قسمت_سی_هشتم
به محض رسیدن معصومه با عجله حرکت میکنه
منم پشت سرش حرکت میکنم کوثر کنارم قدم میزنه
_مشکل خواهر دوستت چیه؟
همینجوری که قدم هام رو تند میکنم جواب میدم
+۱۱ سالشه از مادرزادی مشکل تنفسی داشتش بعضی مواقع حالش خیلی وخیم میشه ولی خداروشکر تحت درمانه
کوثر سرشو تکوت میده
+حسین کجا رفت؟
_رفت ماشین رو پارک کنه
معصومه بعد از پرسیدن از پذیرش
اتاق رو پیدا میکنه و میره داخل منو کوثر هم بیرون وایمیسیتیم به دیوار تکیه میدم
نگاهی به ساعت میکنم ۱۸:۵۳ نزدیک اذانه سمت کوثر برمیگردم
+حس....
_میخوای جواب اقا هادی رو چی بدی؟
حرفم نصفه میمونه دهنم رو میبندم به زمین خیره میشم
_اصلا تصمیمت رو گرفتی؟
+اره
_خوبه درست نبود بیشتر منتظر بمونن به مامان خدیجه گفتی؟
+نه هنوز رفتیم خونه میگم زنگ بزنه
سکوت حاکم میشه
نگاهی به اطراف میکنم حسین چرا نمیاد؟ نگاهم روی در اتاقی میمونه یه دفعه یه دختر چادری ازش میاد بیرون به محض برگشتن چشمام گرد میشه
+هدی؟
با شنیدن صدام سرش رو بلند میکنه تکیه ام رو از دیوار برمیدارم با نگرانی نگاهش میکنم
+برای چی اینجایی؟ اتفاقی افتاده؟
با تعجب نگام میکنه
_نه ولی تو چرا اینجایی؟
به پشت سرم اشاره میکنم کوثر از دور با هدی سلام علیک میکنه
+خواهر معصومه حالش بد شده اومدیم باهاش تو چرا اینجایی؟
نفسش رو بیرون میده
_نه بابا هادی تیر خورده
چشمام گرد میشه
ادامه دارد...
نویسنده:خانم طا
╭┈─────🇮🇷🌱
╰─┈➤ @Murida
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷