یاسهاسبزخواهندشد ؛
تا صبح روزِ دوشنبه میخواستم این فیلم رو بذارم و کپشن بزنم " آخیش "
از اون آخیشها که همیشه شفی تعریف میکرد و میگفت: تازه بعد از این انگار روحت آزاد میشه، از بند رها میشی. من همیشه بهش میگفتم توصیف کن و اون نمیتونست. میگفت: باید خودت تجربش کنی ولی بدون وقتی تجربه کردی، سبک بال ترین آدم دنیایی، تازه میتونی بخاطر خدا زندگی کنی.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
تا صبح روزِ دوشنبه میخواستم این فیلم رو بذارم و کپشن بزنم " آخیش " از اون آخیشها که همیشه شفی تعر
حالا هم فیلم رو گذاشتم، و هم زیرش شاید بنویسم " آخیش " ولی این آخیش، اون آخیشِ به یقین رسیدهیِ دوشنبه صبحم نیست دیگه. این پُر از تردیده از اعتماد کردنی که آدم نمیدونه تهش خدایِ پر زور قراره بزنه زیر گوشش یانه.. خب چرا زدی زیر گوشم واقعا؟
یاسهاسبزخواهندشد ؛
حالا هم فیلم رو گذاشتم، و هم زیرش شاید بنویسم " آخیش " ولی این آخیش، اون آخیشِ به یقین رسیدهیِ دو
وقتی که من همه چیز رو پذیرفتم..؟
باشه خداجون، دیگه به اندازه هفته پیش، عصبانی و پُر از گریه نیستم؛ باشه.
اصلا آخیش، خوبه؟
هدایت شده از کائوری"
غمگین میشم اگه تو هفته آینده کسی بهم گل نده.
دی اونجوری که انتظارش رو داشتم پیش نرفت، ولی بهمن خوب میشه نه؟ نباید بذارم زمستون همینجوری الکی الکی تموم بشه.