یک سر رفتم اینستا، چقدر مسمومه، چقدر فاجعهست، چقدر دیوانه روانی ریخته توی این پلتفرمِ اجنبی. خدایا شکرت که وصل نمیشم.
یه مُشت دیکتاتور کوچولو که حتی اجازه متفاوت فکر کردنهم به اطرافیانشون نمیدن میخوان آزادی بیارن. ایرانی بودن بس.
هم درد هست، هم غم. هم خستگیهست، هم فشار، هم نگرانی و هم "خدایا دیگه نمیدونیم باید چیکار کرد"... ولی تو، شماها، میخواید ما و همه باور کنیم و (به زور) بپذیریم که هیچ امیدی به این آینده سیاه نیست؟ میخواید این سیاه پاشیدنتون به دیوار رو ما رنگِ خودِ دیوار فرض کنیم؟ میخواید گوشامون رو باز بذاریم تا داستانهای دروغیِ sad end شما بره بشینه ته ذهنامون؟ تا باز فکر کنیم که راهی نمونده و هیچ روزنهای نیست که ازش نور بتابه؟ متاسفم! آینده این زمین با تفکری که امام آورد، برای من و ماهایی که نمیبینید، یا خفه میکنید، از خورشید روشنتره و قطعا، خدا مراقبِ ماست.
دلم نمیخواد این آرزو رو بکنم اما حالا که کمر بستید به نابودیِ ذهنهای جوانِ سرزمینم، امیدوارم که در این سیاهیِ خودساخته، نیست شوید.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
روزِمان، روزتان، مبارک.
و عیدهم : ))))))🤍.
اینکه وقتی اینترنتتون وصل میشه، از اینجا میرید در حالی که هنوز عضوید و اینجا یه مدت شبیه خانه ارواح میشه رو، دوست ندارم.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
روزِ دهم چلهٔ دعایِ عهد.
روزِ یازدهم چلهٔ دعایِ عهد.
هدایت شده از ـ بر جان نشسته ـ
- با آدم های خوب بپلک، آدم هایی که باعث بشن خوبی ازت سر بزنه، نه بدی .
- جدامانده -