eitaa logo
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
3.2هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
681 ویدیو
10 فایل
هوالمعشوق؛ • و ما به زودی سبز خواهیم شد عزیزم، زیر سایه یک چنار. آن زمان که گنجشک‌ها رسیده باشند به مقصد و نامه‌هایِ من به دست‌ِ تو. وقتی بخوانیشان، آنگاه سبزخواهیم شد. • ده روز مانده به پایانِ تابستانِ چهارصد
مشاهده در ایتا
دانلود
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
این شب‌ها که از خانه پا بیرون میگذاری، قبل از اینکه بویِ بهار ریه‌ات را پر کند، بویِ تند باروت میخور
در همین فکر ها هستم ماشینی با دو پرچم و تصویر آقا، از کنارمان عبور میکند، دختری که صندلی عقب نشسته و یکی از پرچم‌ها را نگاه داشته با دیدنِ ما لبخند میزند و نگاهش را از من نمی‌گیرد، طول میکشد تا به خودم بیایم و لبخندش را با لبخند پاسخ دهم، اما به محض پاسخِ من، دستش را به نشان پیروزی بالا می‌آورد.. در دلم یکهو انگاری نوری جرقه میزند، ما چقدر تا الان بلد نبودیم یکدیگر را امیدوار کنیم، چه دوستانِ خوبی بودیم و خبر نداشتیم. خطوطِ سفیدی در آسمان‌است که نشان می‌دهد فرزندانِ سیدعلی دارند دشمن را ادب می‌کنند، نگاهِ مردم به سمت آسمانِ می‌چرخد و صدایِ الله و اکبرشان بلند می‌شود. همین مردم به وقت رسیدن به نیرویِ گشت و بسیج‌هم، همینطور الله و اکبر می‌گویند و علامت پیروزی نشان می‌دهند و خداقوت گویان عبور می‌کنند، آن‌هاهم دلگرم می‌شوند، و دستشان را بالا می‌آورند، انگار سالهاست یکدیگر را می‌شناسیم.. فکر نمی‌کنم که در بیست سال زندگی‌ام هیچگاه مردم انقلابی را تا این حد با قلب‌هایِ بهم چسبیده که انگار در سینه‌ای واحد می‌تپند دیده باشم. [ - سلام خاله میخوای روی دستت از اینا بکشم؟ ] پرچم ایرانِ روی دستش را نشانم می‌دهد، نصفِ من است و یک روسری گلگلی و روی آن هم چادر به سر دارد، میگویم: نه خاله دورت بگردم نمی‌خوام. مادرش از آن سمت میگوید: خدانکنه. و یک چایی می‌دهد دستم.. نگاهش می‌کنم تا دست در دست مادرش دور می‌شود. با خودم فکر می‌کنم این روزها وقتی بچه‌ها، مردم را در خیابان با پرچم می‌بینند، اگر پدرشان بخواهد بگوید این‌ پرچم ما نیست و این‌ها وطن پرست نیستند، جایش را در ذهن بچه‌اش با چه چیزی پر می‌کند؟ بچه‌هایشان قرار است به چه چیزی ببالند؟ به پرچمی که وجود ندارد؟ یا شاهی که خائن و فراری بوده؟ یا فرزندش که احمق است؟ یا اصلا وطن پرست و وطن دوست از دیدگاهِ این‌ها چه کسی‌ست؟ عمو ترامپ را کجایِ معادله می‌گنجانند؟ از این فکر‌ها بیرون می‌آیم، چون مداح دارد روضه را کم‌کم شروع می‌کند و من بیست‌وچهار ساعت است که سعی کرده‌ام دخترِ قوی‌ای در نبود پدر باشم، بس است بنظرم دیگر.. شامگاهِ روز ۱۵ اسفندماه چهارصد و چهار.
https://eitaa.com/aviinravi از بچه‌های فعال ایتا حمایت کنید بچه‌هاجون، روایت این روز‌‌هارو می‌نویسن...
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد ؛
کاش بودی و می‌دیدی هادی، کاش بودید و می‌دیدی، کاش بودند و می‌دیدند. امروز ما کربلا بودیم! خاکِ مزارها هنوز پیکری رو کامل در آغوش نگرفته است و صدای گریه جمعی کنار آن مزار هنوز آرام ننشسته است که از آن سوی قطعه مردم از شهیدی دیگر استقبال می‌کنند و روی دست‌ها تشیعش می‌کنند. مزار ها تا ماهِ پیش اینقدر زیاد نبود، حالا اما انگار کارگران مداوم کار می‌کنند تا گلزار شهدای بهشت زهرا بتواند از تعداد شهدای بیشتری استقبال کند. مادرها خود به مزار پسرها نمی‌آیند، حتما برای رسیدن بالای سر فرزندانشان کمک می‌خواهند. صدای مداح میخواند، شهید، بیست ساله، بیست و دو ساله، نوزده ساله، پدری‌ست با یک فرزند یک‌ماهه.. آه هادی، اینان همین کنار گوشمان زندگی می‌کردند و ما نمی‌دانستیم آسمانین. این‌ها پاره‌های تنمان‌اند. در خیل عظیم بازماندگانِ شهیدان، مادر و خواهرانِ شهیدی می‌بینی که حجابشان شبیه ما نیست. عه، آن‌هاهم شهید داده‌اند، مگر قرار نبود که عمو ترامپ فقط مذهبی هارا بُکشد تا وطن فروش‌ها راحت تر بر خون آن‌ها راه بروند و به آزادی و برهنگی برسند؟ ننگ تا ابد بر چهره این ناهموطن‌ها خواهد ماند. قطعه چهل و دو گلزار شهدایِ تهران آنقدر شلوغ است که آدم فرصت نمی‌کند فکر کند باید برای کدام یکی از این غم‌ها غصه بخورد. من اما آن میان، در شوک بودم، گویی نه صدایی می‌شنوم و می‌دانم کجایم، در بُهت و نگرانی.. که چه خواهند کرد با خونِ این بچه‌ها؟ چهره این مادری که حال روزی ندارد با آتش‌بس آرام خواهد شد؟ ما آرام خواهیم نشست؟ همه‌مان صدای وحشتناکِ جنگنده‌ها و بر زمین نشستنِ بمب‌های نجسشان را میشنویم اما، آیا آن‌هایی که دم از اتمامِ تنش و جنگ می‌زنند، این مادران را دیده‌اند؟ و هزینه عقب نشستن جلویِ قلدرِ بیشرفی که خود را فرعون می‌بیند میدانند؟ کاش اینقدر راحت نشکنیم، کاش راحت کوتاه نیاییم، و کاش یک بار دیگر اتفاقاتِ عاشورا را بخوانیم کاش یادمان نرود در آخر الزمان ایستاده ایم. خدایا کمک کن هیهات‌من‌الذله از زبانمان نیفتد و خون این جوان‌ها هدر نرود.. هرچند که من یقیین دارم خونِ پاک همین شهیدان، انقلاب را حفظ خواهد کرد، به یاری خدا. صبح‌روزِ ۱۶ اسفند ماهِ چهارصد و چهار.
دیگه نمیتونم مودب باشم، بابابزنید مامانشو بیارید جلو چشاش دیگه بیشرفارو😭
داره زیرساخت‌میزنه بیشرف بی همه چیز پفیوز
دو روز مشتی بزنیم شخم بزنیم مگه چقدر اون یه تیکه جا 😭
[ دارم کاملا احساسی برخورد میکنم مخلصِ برادرانِ نیروهای مسلح هم هستیم ]
بابا اینا مگه از ما مردم‌ نمیکشن بزنید این صگای اسراییلی رو بریزید زمین. عین هویج چی‌میشه مگه دیگه دنیای از اینی که هست جنگل تر نمیشه😭