انتخاباتِ انجمن علمی دانشکدهمون شرکت کردم، و الان که تبلیغاتهای خودمو نگاه میکنم، اینجوریم که عیو، بِرادر عیو واقعا!
دارم همه کاری میکنم تا یادم بره چطوری خون آقا رو دارن پایمال میکنن.
فکر کنم چون خیلی وقته ناشناس نزاشتم قهر کردین دیگه باهام سخنی نمیگین :)
این چند روز درگیر همه چیزها باهم بودم، درس و امتحان و کار و استرس و زندگی جدی و غیر جدی و.. البته اینکه انتخاباتِ انجمنعلمی هنرهایدیجیتال شرکت کردم و رای آوردم : )
تازه تبلیغاتم برای انجمن رو نشونتون ندادم، البته که به علت کمبودِ وقت چندتا تصویر سازی زدم در استایل خرمالوئیان ولی خب اینم بامزهست : )
فصلهای جدیدی از زندگی دارد پیش رویم باز میشود و خب هم برام استرس داره صاااادقانه هم ذوق واقعا :)