یاسهاسبزخواهندشد ؛
- دیگه ساعت خوابم خراب نیست، کلا نیست.
این دیالوگ مربوط به هفته تشیع آقاست. این مدت بعد از جنگ رو واقعا، نمیدونم داریم چطور زندگی میکنیم.
نمیتونم باور کنم که هم باید بجنگیم هم روحیمون رو حفط کنیم هم اتحاد داشته باشیم، هم پُشت آقا باشیم، هم درس بخونیم آدمهای مهمی بشیم، هم کمتر بخوابیم بیشتر کار کنیم، هم روی ارتباطمون با خدا کار کنیم، هم دانشگاه بریم و.. و هم تابستون باشه! خداجون کم کن زیرِ خورشیدو لطفا.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
نمیتونم باور کنم که هم باید بجنگیم هم روحیمون رو حفط کنیم هم اتحاد داشته باشیم، هم پُشت آقا باشیم، ه
احساس میکنم ژله آب شدم نمیتونم به کار و زندگیم برسم😭.
دلم یک پاییز میخواهد. میدانم که قطعا در اون پاییز جنگ هست، ولی حداقل بارونهم هست و خورشید باید بره بمیره.
خورشید خانم، خیلی مادر فولاد زرهی هستی تو نقاشیهای بچگیم بیشتر دوست داشتم😭.
خدایا میشه لطفا اسپانیا؟ از این دعاها هرچی بابت ایران کردم که گوش نکردی حداقل بابت کشورهای اروپایی چشم رنگی و بور میکنم، شاید گوش کردی چه میدانم.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
خدایا میشه لطفا اسپانیا؟ از این دعاها هرچی بابت ایران کردم که گوش نکردی حداقل بابت کشورهای اروپایی
ولی امتحان دارم و باید بخوابم☝️🏻
هدایت شده از "برکه"
یامال با پای چپ وارد زمین شده یا بسمالله نمیگه، نمیدونم یه چیز این وضعیت درست نیست.