یاسهاسبزخواهندشد ؛
امروزی که تقریبا تمومِ تمومِ تموم شده. بیستم مردادِ چهارصد و پنج. اولین باری که من کنار آدمهایی که مدتها تو گوشی بودن وقت گذروندم، واقعی، روی چمنا : )
و به قول نرگس وقتی دیدمشون، به جز اهورا که دومین بار بود میدیدمش، با بقیه انگار این حس رو نداشتم که اولین بارمه. با اینکه من توی دیدار اول خیلی خجالتیم. انگار سالها بود رفت و آمد داشتیم و این واقعا تجربه جالبی بود. پینترستی ترن پیکنیک زندگیم رو امروز تجربه کردم : )
منم گثل نرگس درست بلد نیستم بنویسم همینقدر ازم برمیاد که بگم، تجربه بیرون کشیده شدن این ادما از گوشی چقدر برای من جالب بود.. نه در حد یک دیدار ساده چند دقیقهای و تموم، نه برای ساعتها حرف زدن و وقت گذاشتن و زندگی کردم ویتسنسنشجشجشگشنشگصجصم😭.
هدایت شده از اخترپنجم؛
شاید یکی از بزرگترین موهبت های زندگیم، شماهایید. وقتی یه روز خیلی خیلی خیلی معمولی یه گروه بزرگ زده شد و بعد چند وقت یهویی ماها کنار هم قرار گرفتیم. چهار سال گذشت و امروز و توی این نقطه هر لحظه با خودم گفتم خدایا نمیدونم چه کار خوبی کردم که این آدمارو آوردی توی زندگیم. از راهی که فکرشو هم نمیکردم.
هدایت شده از اخترپنجم؛
و بیشتر از همه دوست داشتم یکم در مورد حانیه برون ریزی کنم و ذوق کنم چون برای اولین بار همدیگه رو دیدیم و حتی لحظه ای حس نکردم که بار اوله. کلی حرف عمیق زدیم، برای اولین بار کنارش نقاشی کشیدم و وای من. چقدر یه ادم میتونه انرژی خوبی داشته باشه :)؟
چقدر میتونه دوست داشتنی و بغلی و درک کردنی باشه؟😭
یاسهاسبزخواهندشد ؛
و بیشتر از همه دوست داشتم یکم در مورد حانیه برون ریزی کنم و ذوق کنم چون برای اولین بار همدیگه رو دید
ایتنسنسنش، خودِ خرشم همین شکلیه کاملا😭
همشون همین شکلی بودن : )
فاطمه سادات واقعا دریایِ ملاحت و قشنگی و دخترونگیه. نرگس شبیه فرشتههای سقوط کرده و اهورا.. عم، اهورا کراشمه نمیتونم وصفش کنم😭.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
عاشق گرفتن عکسای نصفه نیمهام : )
یه ذره فقط از یه عنصر کوچیک از یه اتفاق بزرگ توشه و خیلی برام جالبه. پشتش خاطره و احساس و حرف و آدمیزاد داره..
یاسهاسبزخواهندشد ؛
و کفشهای قشنگم که امروز فهمیدم تا قبل از این خیلی بهشون کم لطفی کردم..
یاسهاسبزخواهندشد ؛
:)
15.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مراحلش، که اصلا به شکل جالبی در نیومد ولی خب برای اولین تجربه بد نیست نه؟:)