یاسهاسبزخواهندشد ؛
به قول ریحانه دیروز، دلقکیهامون بعد از مدتها باهم ملاقات کردن🙂↔️.
فکر میکردم از هفته گذشته که عبور کنم زمانم خالی میشه و میتونم به زندگی عادی برگردم، ولی فکر کنم اشتباه میکردم.
بچهها یه سری سوالاتون که خیلی مهم بودن رو امشب توی خود ناشناس جواب میدم، لطفا چک کنید ناشناس رو امشب.
*● راه های ارتباطی با دانشجویان دانشگاه صدا و سیما:*
● *مخصوص کنکوری های ۰۵*
○گروه گفت و گوی قرار آشنایی در بله و تلگرام
ble.ir/join/AUx9LWKrcy
https://t.me/irib_un
○کانال قرار آشنایی در بله و تلگرام : @iribun
○کانال دانشگاه هیولاها در بله و تلگرام : @iribu_mons
یاسهاسبزخواهندشد ؛
*● راه های ارتباطی با دانشجویان دانشگاه صدا و سیما:* ● *مخصوص کنکوری های ۰۵* ○گروه گفت و گوی قرار
کمپین هیولایی و آشنایی با دانشگاهمون:)
دوستداشتین خودتون عضو شید، اگرم حس میکنید کسی هست که میخواد اطلاعاتی کسب کنه و به اینجا نیاز داره براش بفرستید.
شاید به قدر چندین هفتهست که دلم میخواد به هیچی فکر نکنم و فقط بنویسم. شایدهم بیشتر، از نزدیک به شب صد و هشتادم میخواستم بنویسم درباره این شیش ماه، ولی بعدش رسید به دویست شب و من ننوشتم. یا میخواستم قبلاز اینکه خبری درباره سبزپوش بدم، دربارش بنویسم. اما نگاه کردم دیدم اصلا حواسم به رد شدن روزها نیست و حالا اصلا انگار روی قلم و کاغذ من یک مهر بزرگ نمیشود خورده. نه فقط برای نوشتن، برای هرچیزی که قبلتر از اینها حانیه میتونست با یه قلم و کاغذ انجام بده..