مایسم
مشکل اینه بگی رشد حرفهای با بچه سخته. میگن خب نکن. مجبوری؟ حتی خیلی از همسرهای مثلا همراه. اگر بهش
خانواده و همسر اگر حمایت کنن میشه واقعا
وگرنه دست تنها نمیتونی هم کار کنی و هم زندگی..
البته از بین الطلوعین هم اگر غافل نشی خیلی کار سازه
زمان:
حجم:
46K
آسانسور هزاره طلاب
تو پردیسان کلا یه حال و هوای دیگه داره
خونه یکی از اقوام رفته بودیم آسانسور شون هایده میزاشت
فرق میکنه آسانسور خونه ی کی باشه..
امروز کلی اتفاقات خوب و کلی حوادث غیر منتظره رخ داد برامون
قشنگ دست شیطان رو وقتی میخوای یه کاری برای اهل بیت علیهم السلام بکنی دیدم..
و اعوذ بالله من الشیطان الرجیم..
امروز یه معجزه از خدا دیدم
واقعا معجزه بود
باتری ماشین مون خراب شده بود
و خب حرکت نمی کرد ماهم نراق بودیم
تقریبا یک ساعت و نیم با قم فاصله داره
و پدر همسرم یکم ماشین و هل داد و روشن شد
علی آقا جلسه داشتن مجلس روضه سخنران بودن
به لطف اهلبیتعلیهمالسلام
و آقا رسول الله رسیدیم مجلس و بخوبی برگزار شد
اومدیم سوار شیم بریم که دیدیم بله
مجدد ماشین روشن نمیشه
و بعدش متوجه شدیم که فقط لطف و عنایت ویژه حضرات معصومين بوده که ما رو به مجلس روضه برسونند
آخه من فدای محبتتون بشم آقا که
خودتون هوای مجالس و محافل تونو دارید..
آقا من عصر و که گفتم
شب خواستیم بریم روضه و ماشین مون و زنگ زدیم بیان درست کنن
پسرم و خوابوندم که اونجا راحت باشیم
و بعدشم دادم دست باباش
یکی از دوستای همسرم دعوت کرده بودن
رفتیم تو دیدم مجلس خانوادگی و چنتا از دوستان رو دعوت کردن
همه شیکان پیکان اومده بودن حالا من چون فکر میکردم عمومی
و پسرم خواب بود لباس خونگی شو عوض نکردم
حالا اینا اصلا مهم نیست
با کلی رودروایسی یه گوشه نشستم
موقع سخنرانی که اگه جیغ میزدم صدای خودمم نمیشنیدم
ولی خداروشکر روضه خیلی عالی و باصفا بود
موقع شام شد، پسرم بغلم بود و فعلا اوکی بود لقمه اول و اومدم بخورم پاشو زد تو گوجه🤦🏻♀
بعد اومدم برا خودم سالاد بکشم با یه دست زد تو ظرف سالاد و هویج رو اومد برداره که نزاشتم 😂😬